English Version
This Site Is Available In English

ستون‌های کنگره

ستون‌های کنگره

جلسه دهم از دوره نوزدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران نمایندگی زاگرس به استادی مرزبان همسفر مریم، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر پریسا با دستور جلسه «هفته دیده‌بان» در روز دوشنبه ۲ شهریور ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
در راس این هفته را به آقای مهندس، خانم آنی بزرگ دیده‌بان  قسمت همسفران و همه دیده‌بان‌های عزیز تبریک می‌گویم. امیدوارم که خیر خدمت در زندگیشان جاری باشد و مسیری که حرکت می‌کنند برایشان هموار باشد.

همانطور که همه ما اطلاع داریم در کنگره۶۰ ما چند جشن داریم که سالیانه این جشن‌ها برگزار می‌شود و یک هفته اختصاص پیدا می‌کند به نام  هفته دیده بان، همسفر یا راهنما. چرا این گونه است؟ چون خیلی مهم است و جایگاه خیلی بلندی است و برای رسیدن به این جایگاه زحمت کشیدند و ما باید قدردان چنین اشخاصی باشیم.

ما برای اینکه بتوانیم یک ساختمان محکم و استوار داشته باشیم به ستون نیاز داریم، اگر دقت کرده باشیم ساختمان‌هایی که در حال ساخت هستند، اول ستون آن ساختمان را درست می‌کنند و بعد سقف را می‌زنند، چرا؟ چون آن ستون نگهدارنده آن سقف است، دیده بانان هم همینطور هستند. سالی که آقای مهندس کنگره۶۰‌  را تاسیس کردند، آمدند چند شخص را به نام دیده‌بان نامگذاری کردند و این اشخاص ستون‌های کنگره هستند و کار ستون‌ها یک ساختمان را انجام می‌دهند، که دشواری این ساختمان بر دوش این عزیزان است و با شال سفید به شعبه می‌آیند و ما از این بزرگواران قدردانی می‌کنیم.

دیده‌بانان اعضای ۱۴ نفره‌ای هستند که توسط شورای نگهبانی دیده‌بانان و زیر نظر آقای مهندس انتخاب می‌شوند. حالا چرا این افراد را  برای دیده‌بانی انتخاب می‌کنند؟ این افراد قبل از اینکه به این جایگاه برسند یک مصرف کننده بودند و تخریب‌های زیادی را پشت سر گذاشته‌اند، در مسیر بسیار سختی حرکت کردند، از خیلی از آن سختی‌ها عبور کردند و توانستند روح و جسمشان را صیقل دهند تا به این مرحله برسند. به نظر من دیده‌بانان همان سنگ‌های صیقل خورده رودخانه‌ها هستند، چرا می‌گویم سنگ‌های صیقل خورده رودخانه‌ها؟ اگر دقت کنیم در مسیر رودخانه‌ها که آب دارد حرکت می‌کند سنگ‌ها شکل‌های متفاوتی دارند. این سنگ‌ها از روز اول این گونه نبودند و توسط آن آب‌ها صیقل خوردند تا به این مرحله رسیدند، چرا دیده بانان به جایگاه دیده‌بانی رسیدند؟ آن‌ها اول مصرف کننده بودند، خیلی از مصرف کننده‌ها بودند، آمدند؛ ولی رفتند چرا این‌ها ماندند و ماندگار شدند و به این جایگاه رسیدند؟ این‌ها هم می‌توانستند بروند؛ ولی شروع به خدمت کردن، کردند و چیزی که به نظر من در وجود آنها بوده آن عشق و ایمانی بود که به این مرحله از دانش و دانایی رسیدند.

دیده بانان کسانی هستند که می‌توانیم از آنها الگوبرداری کنیم و می‌توانیم به عنوان یک استاد از آنها نام ببریم. چه کسانی در کنگره، دیده‌بان، خدمتگزار و ماندگار می‌شوند؟ به نظر من کسانی ماندگار و خدمتگزار می‌شوند و ایجنتی راهنمایی و بقیه خدمت‌ها  را تجربه می‌کنند که هر لحظه در کنگره دم دست هستند، چه از نظر حضور در کنگره و چه از نظر خدمت کردن، از هر لحاظ دم دست هستند. این عزیزان اکثراً خدمتگزار شده‌اند، ما اگر در شعبه خودمان دقت کرده باشیم عزیزانی که خدمتگزار شدند اکثر جلسات را بوده‌اند. امیدوارم که بتوانیم ما هم راه و روش این عزیزان را ادامه دهیم  و به آن جایگاه برسیم.

برج دیده بانی کنگره۶۰ مثل یک رشته کوه خیلی بلند و عظیم است. چرا می‌گویم بلند و عظیم؟ چرا که وقتی در مسیر علم و دانش قرار می‌گیریم روح و جسم ما را با آن دانش‌هایی که از کنگره می‌گیرند صیقل می‌دهند و به آن پالایش و آن دانایی لازم می‌رسیم. من همسفر چطور می‌توانم خودم را به آن جایگاه برسانم؟ من می‌توانم با حضورم و خدمت کردن در کنگره به آن جایگاه نزدیک شوم. ما می‌گوییم آموزش‌هایی را که می‌گیریم؛ باید کاربردی کنیم. چطور می‌توانیم آموزش‌ها را کاربردی کنیم؟  فقط این نیست که در کلام بگویم؛ باید واقعاً آنها را کاربردی کنم، من با آن خدمت کردن می‌توانم آن آموزش‌ها را کاربردی کنم، می‌توانم وقتی حالم خوب شده است یک نفر مثل خودم را مشاوره بدهم و حال او را خوب کنم. دیده بانان همین کار را انجام می‌دهند، می‌توانستند روز اول بروند، در حالی که تمام سختی‌های این مسیر را با جان و دل خریدند، تک تکشان از شهرهای مختلف خیلی بزرگ و دور راهشان را می‌روند و برای آرامش من همسفر و مسافرم می‌آیند.

ما باید قدردان این عزیزان باشیم. حالا چطور می‌توانم قدردان این عزیزان باشم؟ به نظر من قدردانی فقط‌ توسط کلمات، پاکت یا قلبی نیست، یک دیده بان از من یک چیز دیگری می‌خواهد. یک دیده بان وقتی به یک شعبه می‌رود و افراد شعبه را می‌بیند از آنها می‌خواهد که به آن  جایگاه دیده‌بانی و ایجنتی برسند، رشد و ارتقا پیدا کنند. امیدوارم بتوانیم در این مسیری که قرار گرفته‌ایم موفق باشیم.

مرزبانان کشیک: همسفر مریم و مسافر شهزاد
تایپ: همسفر پریسا رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون سوم)
عکس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی زاگرس

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .