جلسه اول از دوره پنجم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی قائمشهر به استادی همسفر آزاده، نگهبانی راهنما همسفر سارا و دبیری راهنما تازه واردین همسفر افسانه با دستور جلسه «هفته دیدهبان » روز دوشنبه ۲ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۴۵ آغاز به کار کرد.
.jpg)
سخنان استاد:
از همسفر سارا نگهبان لژیون سردار خیلی سپاسگزارم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند همچنین از دبیر و خزانهدار و همسفر لیلا ایجنت نمایندگی و مرزبانهایشان تشکر میکنم در ابتدا جا دارد که چهارده ماه خدمت نگهبان، دبیر و خزانهدار دوره قبل را به آنها خداقوت میگویم و امیدوارم که تمام زحمات و خدماتی که کردند نور شود و به زندگیشان برگردد تبریک میگویم چهارده جلسه نگهبانی، دبیری، خزانهداری عزیزان را امیدوارم در مسیر، مستدام و موفق باشند؛ اما هفته دیدهبان است این هفته را خدمت آقای مهندس و خانواده بزرگوارشان و تمام دیدهبانها کنگره ۶۰ تبریک میگویم امیدوارم این عزیزان سالیان سال همینطور که عالی خدمت میکنند و میدرخشند واقعاً بدرخشند.
وقتی آقای مهندس از دیدهبانها صحبت میکنند میگویند دیدهبانان ستونهای کنگره هستند من صحبتهای دیدهبان را که گوش میدادم خیلی برای من جالب بود اینکه هر کدام آنها چه تفکری دارند به واسطه تفکرشان است که به این جایگاه رسیدهاند و زمانی که میگویند ستون و از ستون صحبت میکنند ما هر بنایی که میخواهیم بسازیم ابتدا یک ستون نیاز دارد هرچه ستونها محکم و قویتر و بهتر ساخته شوند ما هزینه بیشتری برای این ستونها کرده باشیم مسلماً بنای بهتر و محکمتری خواهیم داشت اگر امروز کنگره بعد از سیسال که کار میکند هر روز قدرتمندتر میشود و با شرایط اقتصادی خیلی بدی که در حال حاضر وجود دارد در کشور و در واقع جنگ است میبینیم برای کنگره هیچ مشکلی پیش نیامد خدا رو شکر این که پهلوانها همچنان هستند، دنورها و سردارها و عزیزان دیگر هستند و هر کس بهاندازه توان مالی خودش خدمت میکند و Dsap میآید مبلغش بالا میرود بچهها خریداری میکنند کرم Dsap میآید مبلغ بالا میرود بچهها خریداری میکنند و این برای افراد بیرون از کنگره جای تعجب است; اما برای ما کنگرهای اینطور نیست؛ چون اینجا به ما یاد دادند پساندازکردن، قناعتکردن و برنامهریزیکردن همه چیز را به ما یاد دادند و ما که در کنگره هستیم میدانیم که در شرایط خاص باید چهکار کنیم بهطوری مدیریت کنیم که هم کنگره را داشته باشیم و هم خانه و خانواده خودمان را. اینکه امروز کنگره با این قدرت پیش میرود و خدا را شکر هیچ خللی در آن ایجاد نشده دلیلش همان ستونهای محکمی است که آقای مهندس گفتند همان دیدهبانهایی هستند که آنقدر بهدرستی انتخاب شدهاند آنقدر انسانهای قوی و مقتدر و توانمندی هستند که بنای کنگره روی دوش آنهاست؛ یعنی بیشترین بار کنگره بر دوش دیدهبانان است.
یکی از دیدهبانها این موضوع را بیان کرد میگوید وقتی از ستونها صحبت میشود؛ یعنی بیشترین بار را ستون تحمل میکند بیشترین بار روی دوش دیدهبانها است قانون وضع میشود دیدهبانان وضع میکنند هر تصمیمی گرفته میشود در کنگره، کنگره به هر چالش و مشکلی بخورد دیدهبانها هستند که در شورا برنامهریزی میکنند؛ بدون اینکه ما اعضا متوجه شویم این مشکل را حل میکنند و نمیگذارند آب در دل اعضا تکان بخورد ما اصلاً نمیدانیم برای کنگره چه مسائلی به وجود آمد الان دیدهبانها میآیند صحبت میکنند از ابتدای کنگره، کنگره تعطیل شد.
آقای مهندس بازداشت شد اوایل کار کنگره با چه سختی آمدند خدمت کردند کار کردند تا اینکه کنگره دوباره شروع به کار کند تمام اینها را نگاه میکنیم میبینیم که ما خبر نداشتیم از اینها ما در آن سختی نبودیم ما زمانی که وارد کنگره شدیم همه چیز حاضر و آماده بود آمدیم نشستیم آموزش گرفتیم حالا بماند شعبهای که تازه شروع به کار میکند و تازهتأسیس هستند مشکل و مسائل خودشان را دارند آنها هم دارند سختی میکشند عزیزانی که خدمتگزارند. کار اصلی را آنها انجام میدهند دیدهبانان انجام میدهند.
اگر بخواهیم این موضوع را به لژیون سردار ربط بدهیم دیدهبانها به این دلیل شدند دیدهبان؛ چون قدرتبخشش آنها از همه ما بیشتر بود؛ یعنی از زمانشان گذشتند از خانواده و مالشان گذشتند و یکبار صحبت سال گذشته بود، آقای زرکش که داشتند مشارکت میکردند تو صحبتشان گفتند که وقتی آخر هفته پنجشنبهها آبگوشت بار میگذاشتند برای شکرگزاری و پول جمع میکردند به آقای مهندس گفتم در شأن شما نیست که پول جمع کنید درست نیست آقای مهندس گفتند باشه راست میگویید هفتهی بعد همه را شما بده گفتم باشه گفتند همه هفته را تلاش کردم کار کردم تا پول هفتهی بعد آبگوشت را جور کنم آوردم دادم و آبگوشت برقرار شد منتها میگوید یک چیز آنجا یاد گرفتم دیدم من خراب کردم جایی که همه باید مشارکت میکردند همه لذت میبردند من خراب کردم آمدم یک جا دادم و هیچکس هیچ لذتی نبرد و هیچکس زحمتی نکشید باید هزار تومان، دوهزار تومان و پنج هزار تومان بدهد. ما در کنگره در یک بازی هستیم قرار است همه بازی کنند هرکس بهاندازه توانش، توان مالی دارد مالش را میگذارد وسط توان فکری دارد فکرش را میگذارد وسط توان دارد که خدمت کند این زمان را خداوند در اختیارش گذاشته میآید خدمت میکند الان دیدهبانها کار ندارند؟
من بعضیاوقات خودم به خودم تلنگر میزنم یک شرایطی پیش میآید غیبت میکنم و البته در دوران خدمتم هیچوقت این کار را نکردم الان که یک مقدار شل شدم و به خودم تلنگر میزنم که قبلاً این دوازده سال چهطوری غیبت نمیکردی میرفتی؟ الان چرا غیبت میکنی؟ خب بهتر است اول آدمها خودشان را ببرند زیر سؤال ببینیم ما با خودمان چند، چند هستیم این که یک دیدهبان کار ندارد، شغل، همسر و خانواده ندارد؟ همه اینها را دارد پس چهطوری است که هر وقت ما میرویم تهران ساختمان سیمرغ آنها هستند؟ پس چهکار میکنند؟ دارند مدیریت میکنند این را یاد گرفتند که یک بخش از زندگی ما مال انسانهای دیگر و خدمتکردن است و یک بخش از زندگی برای خودمان، همسرمان، فرزندانمان و خانوادهمان است یک وقتهایی ما به یکمرحلهای میرسانیم خودمان را که اولویت فقط خانواده من است دیگر هیچی، الان وضعیت اقتصادی خراب است و الان کارمان اینطوریست پول نداریم هزینهها بالا رفته و این برنامهها را میگوییم که واقعاً هست نه اینکه نباشد ولی آیا سالهای پیش نبود؟
من به خودم برمیگردم من روزی که وارد کنگره شدم مستأجر بودم رهجوهایم همه میدانند یک موتورسیکلت داشتیم که نه سال سوار موتورسیکلت اینطرف و آن طرف میرفتیم؛ حتی پسر نوزادم را پشت موتورسیکلت شیر میدادم؛ یعنی زندگی ما آنقدر داغان بود و خرج ما را هم باید کس دیگر میداد الان چه شد؟ من در آن شرایط سخت یک جلسه غیبت نمیکردم تا بهشهر هم میرفتم؛ ولی امروز چه؟ همه چیز دارم همه چیز به لطف کنگره دارم به واسطه اینکه همسرم خوب شد، امروز همسر من خوب شد آیا فردا فرزند من به کنگره نیاز ندارد؟ نوه من، خواهرزادهام، برادرزادهام به کنگره نیاز ندارند؟ تمام شد دیدبانها مثل من فکر نکردند وگرنه منهم الان دیدهبان بودم آنها خیلی فراتر از من فکر کردند آقای مهندس میگوید آنها جلوی پایشان را نگاه نمیکنند کاری که من میکنم آنها پنج سال جلوتر، بیست سال جلوتر، آنها آن بخش را میبینند، آنها آن بخش را نگاه میکنند یک قانون میگذارند بیست سال جلوتر را نگاه میکنند قانون میگذارند است من تو را نگاه میکنند و قانون میگذارند؛ برای همین است که کنگره آنقدر قوی و محکم پیش میرود امیدوارم که همه ما قدر دیدهبانهای کنگره را بدانیم قدر آقای مهندس قدر مکانی که در اختیار ما گذاشته شده و حداقل کاری که میکنیم برای خودمان برای آرامش خودمان برای اینکه علم خودمان بالا برود یک کاری انجام بدهیم هرچه تعداد افرادی که در جامعه هستند داناتر و آرامتر باشند ما در کنارشان راحتتر زندگی میکنیم.
امیدوارم که این هفته جشن خوبی برای دیدهبانهای عزیزمان داشته باشیم و شرمنده دیدهبانها نباشیم میدانیم در کنگره با پاکت تقدیر و تشکر میشود امیدوارم به گفته آقای مهندس از تقدیر و تشکر کم کنیم و به مبلغ پاکتها اضافه کنیم تا در شأن و جایگاه زحمت دیدهبانهای عزیزمان باشد.
.jpg)
تایپ: راهنمای تازهواردین همسفر فاطمه
عکاس: همسفر میترا رهجوی راهنما همسفر رقیه (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی قائمشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
64