English Version
This Site Is Available In English

دیده بانان عزیز به وادی چهاردهم یعنی عشق و محبت رسیده اند

دیده بانان عزیز به وادی چهاردهم یعنی عشق و محبت رسیده اند

پنجمین جلسه از دوره سوم کارگاه های آموزش خصوصی کنگره60، ویژه مسافران با استادی مرزبان محترم مسافر ماشالله؛ نگهبانی مسافر بهادر و دبیری مسافر غلامحسین؛ با دستور جلسه: (( هفته دیده بان )) در روز دوشنبه 2 شهریور ماه 1405 راس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

سخنان استاد :

سلام دوستان ماشالله هستم یک مسافر، خداوند را سپاس گذار و شاکرم که اجازه داد در این جایگاه بنشینم تا بتوانم خودم را اصلاح کنم، آموزش بگیرم و بتوانم این آموزش را در زندگی ام جاری کنم.

هفته دیده بان است و این هفته را به همه ی دیده بانان عزیز تبریک عرض می کنم، گاهی اوقات من به ساختمان سیمرغ می روم می بینم که این عزیزان چه زحمتی می کشند.
دیروز دکتر امین در پارک لاله سخنرانی داشتند و من گوش می کردم، ایشان فرمودند: زمانی که خداوند انسان را خلق کرد، مانند بازی های کامپیوتری که چند تا جان داریم و در طول بازی جان را می دهیم و می گیریم، انسان هم همین گونه است، اصلا بازی ها بر اساس زندگی انسان ساخته شده، خداوند به ما همه چی می دهد و وقتی که خداوند انسان را خلق کرد به خودش تبریک و احسنت گفت، حالا این موجودی را که آفریده همه ی امکانات را در اختیارش قرار داده و این بستگی به من دارد که چگونه از این امکانات استفاده کنم.

استاد امین فرمودند : اگر کسی این امکانات را برای خودش بخواهد در دسته والضالین هستند، این ها به خودشان ظلم کردند؛
کسانی هستند که این جان ها را برای خودشان می خواهند و می روند در جاهای دیگر ازشان استفاده می کنند، مثلا یک نفر وضع مالی خوبی دارد و می رود سر بستگانش کلاه می گذارد و از آنها سواستفاده می کند، خداوند این هارا غضب می کند.
دسته ی سومی هم هستند که تلاش می کنند ،شغل و سواد خوبی دارند، وضعیت مالی خوبی هم دارند و از امکانات خودشان استفاده می کنند و به دیگران هم می بخشند، اینها صفت بخشندگی خداوند را در وجود خودشان نهادینه کردند.

ما در کنگره می گوییم هرچه ببخشی دو برابرش گیرت می آید و واقعا هم درست است، در اصل با خداوند معامله می کنیم، اگر اشتباه نکنم عقاب سفید بود که می گفت: خوشا به حال کسانی که می بخشند و انتظار برگشت ندارند، اینان از دسته ی سوم هستند.
من وقتی این صحبت ها را گوش کردم با دیده بانان مقایسه کردم و دیدم که این عزیزان یک قدم بالاترند، دیده بانان کنگره را ترجیح دادند به خانواده شان، من یک آماری گرفتم که هر دیده بانی نزدیک به 10 تا شعبه را باید بروند بازدید در این دو هفته، من آقای ترابخانی به ذهنم آمد که باید به اهواز بروند در دمای 50 یا 60 درجه، بعد از آن به آبادان و ماهشهر و جاهای دیگر؛ یا آقای زرکش که باید به کرمانشاه و اسلام آباد بروند و مجددا به تهران بازگردند؛چه کسی اینکار را می کند؟غیر از این است که باید از خودت بگذری؟غیر از اینکه باید بخشندگی داشته باشی؟باید برسی به وادی چهارده یعنی عشق و محبت.

زمانی که من مصرف داشتم روزی 2،3 هزار تومان خرج مصرفم ام بود ، الان شاید روزی یک میلیون تومان بشود شاید هم بیشتر،ولی وقتی می خواهم برای قانون یازده کارت بکشم دستم می لرزد یا خیلی به خودم افتخار کنم صد هزار تومان بکشم، الان صد هزار تومان مبلغی نیست،
ولی دیده بانان عزیز با خرج خودشان می روند و کل ایران را می چرخند، در ضمن باید به کار خودشان در ساختمان سیمرغ هم برسند، ببینید چه توانایی هایی دارند.
غیر از این است که با عشق و محبت تمام وقتشان را برای کنگره می گذارند؟

ما باید چگونه از این عزیزان تشکر کنیم؟ شاید دستمان بلرزد که یک میلیون تومان در پاکت بگذاریم و تقدیم کنیم یا برای سبد کارت بکشیم. از خداوند می خواهم که یک جراتی به من بدهد که بتوانم از خودم بگذرم. از اینکه به صحبت های من گوش کردید از همگی ممنونم.

تایپ: مسافر فرامرز
عکس و ارسال: همسفر مرتضی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .