سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر:
کنگره۶۰ برای من، کلاس درس خوب زندگی کردن است؛ جایی که آموختم زندگی، سفری برای شناخت خود، یافتن مسیر و رسیدن به رهایی است.
هنگامیکه برای اولین بار قدم به کنگره گذاشتم، احساس غریبگی و تردید داشتم و با خودم میگفتم: شاید اینجا نیز مورد قضاوت قرار بگیرم، بروم و دیگر برنگردم؛ اما امروز میدانم که آنها تنها ترسهای روزهای نخست من بودند و خداوند مسیر کنگره را برای نجات من و مسافرم قرار داده بود.
برای من، کنگره یعنی همان لحظهای که خسته و ناامید هستی و احساس میکنی دیگر راهی برای ادامه دادن نداری؛ ناگهان جملهای ساده از زبان یک انسان، همچون نوری در تاریکی، بر دلت مینشیند و غبار ناامیدی را کنار میزند.
مسافرم میگوید: هر بار که در جلسات از دوباره برخاستن و ادامه دادن میشنوم، بخشی از وجودم که زیر خاکستر ناامیدی پنهان شده، دوباره جان میگیرد.
من در کنگره آموختم که مسیر رهایی، خودشناسی و خداشناسی، راهی طولانی و پرفرازونشیب است؛ اما دیگر از این مسیر نمیترسم؛ زیرا میدانم تنها نیستم.
راهنما و دوستانی دارم که به من یادآوری میکنند: تو تنها نیستی، ما در کنار تو هستیم تا به آگاهی و رهایی برسی. این، برای من بزرگترین دارایی و زیباترین نعمت کنگره است؛ اینکه در مسیر زندگی، امید، آگاهی و رهایی را در کنار دیگران تجربه میکنم.
نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهاردهم)
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهاردهم)
ویرایش و ارسال: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هشتم) دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی دهخدا قزوین
- تعداد بازدید از این مطلب :
77