English Version
This Site Is Available In English

هفته دیدبان، نماد هوشیاری و پایداری

هفته دیدبان، نماد هوشیاری و پایداری

دومین جلسه از دوره پنجاه‌ و‌ پنجم کارگاه‌های آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی شفا مشهد، با استادی  دستیار محترم دیدبان، مسافر مجید، نگهبانی مسافر اسماعیل و دبیری مسافر حسین با دستور جلسه "هفته دیده‌بان " یکشنبه یکم  شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

سلام دوستان مجید هستم مسافر.
سپاسگزارم از ایجنت محترم، گروه مرزبانی، نگهبان و دبیر عزیز و لژیون خدمتگزار که اجازه دادند امروز من در این جایگاه از شما عزیزان آموزش بگیرم.
هفته دیده‌بان را خدمت خانواده بزرگ کنگره ۶۰، در رأس آقای مهندس و خانواده محترمشان، کنگره دیده‌بانان و همه شما عزیزان تبریک می‌گویم.
من قبل از اینکه بخواهم در مورد دستور جلسه مشارکت کنم، امروز در راه که داشتم می‌آمدم اتفاقاً در جلسه تازه‌واردین به بچه‌های تازه‌وارد هم گفتم. داشتم فکر می‌کردم که چه بگویم و در چه موضوعی صحبت کنم. اصلاً ما در کنگره داریم چه کار می‌کنیم؟ دنبال چه هستیم؟
گفتم همین اول جلسه از همه شما عزیزان تشکر کنم. بچه‌های تازه‌وارد، بچه‌های سفر اول، حضور شما در کنگره60 به واسطه اعتیادتان ـ خوب گوش کنید ـ حضور شما در کنگره به واسطه اعتیادتان برای ما نعمت و برکت است و به خدمت و جایگاه خدمتی که ما در کنگره داریم معنا می‌دهد.
یعنی اگر شما سفر اولی‌ها نباشید، اصلاً خدمت و جایگاه خدمتی که ما دنبالش هستیم، حالا به چه منظوری، در ادامه در موردش صحبت می‌کنیم، اصلاً معنا و مفهومی ندارد.
پس قبل از هر چیزی من اول باید از شما تشکر کنم که به قول عامیانه معتاد شدید و آمدید کنگره را انتخاب کردید برای درمانتان.
سعی و تلاش و امید و آرزوی همه خدمتگزاران این است که تک‌تک شما به بهانه این حضور آن حال خوشی که حقتان است را در زندگی تجربه کنید. سعی و تلاش همه آدم‌ها در کنگره هم همین است که یک آدم سفر اولی یک آدم تازه‌واردی که می‌آید توی کنگره بتواند رنگ و بوی متفاوتی از زندگی را تجربه کند.
حالا هر کسی به زبان خودش ولی با بیان و ادبیات کنگره دارد با شما صحبت می‌کند.
این هفته را تبریک می‌گویم و یک تبریک ویژه هم به دیده‌بان‌های رابط عزیزانی که برای استان خراسان زیاد زحمت کشیدند استاد عزیز آقای سلامی، آقای لطفی
عزیز، آقای سنچولی و آقای فلاح. این عزیزان برای مشهد زحمات زیادی کشیدند و همه ما مدیون زحمات این عزیزان هستیم.
در مورد ساختار کنگره بخواهم چند دقیقه‌ای مشارکت کنم و در ادامه از مشارکت شما عزیزان استفاده کنم.
ساختار خدمت در کنگره60 اگر صحبت‌های آقای مهندس را گوش داده باشیم روز چهارشنبه متوجه می‌شویم که یک ساختار متفاوت با تمام ساختارهایی است که در بیرون شاید خیلی از ما تجربه کرده باشیم.
ساختار کنگره60 به هیچ عنوان فردمحور نیست سیستم‌محور است.
و جالب است که آقای مهندس سی سال پیش هنوز کنگره را بنا نکرده و تأسیس نکرده بودند به فکر این بودند که این سیستم چگونه استارت بخورد که بعد خودش هم ثبات داشته باشد و دوام داشته باشد.
سیستم کنگره60 برخلاف تمام سیستم‌هایی که در بیرون هست، هرچه افراد رشد می‌کنند و جایگاهشان بالاتر می‌آید به همان نسبت کار بیشتری باید انجام بدهند.
شما در کارخانه‌ها اگر نگاه کنید آن کارگر ساده دارد کار خودش را انجام می‌دهد و ده تا مدیر دارد بالای سرش که فقط پشت میز نشسته‌اند ولی اینجا برعکس است.
یک تازه‌وارد می‌آید مسئولیتش اندازه تازه‌وارد است. می‌آید و می‌شود سفر اولی مسئولیتش بیشتر می‌شود. می‌شود سفر دومی مسئولیت بیشتری می‌گیرد بیشتر و بیشتر.
هرچه می‌آید بالاتر مسئولیتش بیشتر می‌شود وظیفه بیشترکار بیشتر و باید انجام بدهد و جالب اینکه خطای کمتری باید داشته باشد.
آن جمله که می‌گوید: «هر که بامش بیش، برفش بیشتر»، واقعاً در کنگره معنا دارد. هر کسی که در کنگره خدمت بزرگ‌تر و بیشتری دارد، زحمت بیشتری دارد می‌کشد.
خب، در رأسش آقای مهندس خودش تمام بار علمی کنگره را به‌تنهایی به دوش می‌کشد. کل بنای کنگره بر دوش دیده‌بان‌ها نهاده شده و بار این بنا به دوش این دیده‌بان‌هاست و دارند کنگره را به سمت جلو حرکت می‌دهند.
و این کارِ کَمی نیست.
در سی‌دی «بیگانگان» بود،که استاد امین می‌گوید کسی که دیده‌بان می‌شود این نیست که خودش را وقف کنگره بکند. اتفاقاً کسی که دیده‌بان می‌شود و در جایگاه دیده‌بانی قرار می‌گیرد، باید بتواند به نحو احسن شغلش را مدیریت کند زندگی‌اش را مدیریت کند و در کنگره هم خدمتش را انجام بدهد.
کنگره تنها NGOو تنها سازمانی است که اسمش با فعالیتش همخوانی دارد اسمش کنگره است کنگره ۶۰.
دیده‌بان چهاردهمش آقای ویلیام وایت، پروفسور ویلیام وایت یکی از صاحب‌نظران البته بعد از آقای مهندس دژاکام در حوزه اعتیاد است و این یک افتخار خیلی بزرگی است که کسی با این سطح علمی عضو کنگره باشد.
اما اگر بخواهم خلاصه بگویم که کنگره چه کار می‌کند:
از دردمندترین آدم‌ها، درمانده ترین آدم ها توانمندترین آدم ها به وجود می آید.
اینکه یک نفر روز اول شاید توان اینکه داروی خودش را سر ساعت بخورد و خودش را مدیریت کند، نداشته باشد، بعد از گذر چند سال، الان دیگر این را همه ما دیدیم و کاملاً با گوشت و پوست و استخوان لمس کردیم.
می‌آیند و از دل همین آدم‌ها درمی‌آید؛ می‌شود آقای فلاح که کل شعب مشهد را دارد مدیریت می‌کند، آقای سنچولی، همین خدمتگزار، ایجنت، مرزبان، فرقی ندارد.
کنگره چه کار می‌کند که این اتفاق می‌افتد؟
من از صحبت‌های خود آقای مهندس دژاکام قرض می‌گیرم، وام می‌گیرم. در سی‌دی «قدرت بخشش»، آقای مهندس می‌گوید: کنگره با تفکر، آدم‌ها را قدرتمند می‌کند تا ببخشند، توانمند می‌کند تا ببخشند.
این قدرت چگونه به دست می‌آید؟
با شناخت، با معرفت، با دانش و آگاهی.
در کنگره60 آدم‌ها می‌آیند آگاهی به دست می‌آورند دانش به دست می‌آورند تا قدرتمند بشوند، شناخت به دست می‌آورند تا بتوانند عاشق بشوند.
ما در کنگره این جمله را زیاد می‌شنویم:
حساب عاشق را با عشق است، با معشوق چه کار آید
خیلی زحمت دارد که یک فرد به یک معرفتی برسد که عاشق بشود اما عشق فقط دوست داشتن خشک و خالی نیست. تا زمانی که باب میلت است بگویی به‌به و چه‌چه، اما وقتی ورق برگردد...
عشقی که معنا و مفهوم آن در محبت است. یعنی محبت می‌شود صورت مسئله، حله آن می‌شود عشق.
کسانی که در کنگره60 خدمت دارند و عاشق خدمتشان هستند، توانسته‌اند محبت را حل بکنند اما اینکه با چه حسی محبت را حل می‌کنند، عیار آن آدم است که اینجا سنجیده می‌شود.
همه آدم‌ها بچه‌ها در زندگی‌شان بخشنده‌اند و می‌بخشند اما اینکه عیار آدم چقدر است جنس آن بخشیدن چگونه است و جنس آن قدرت بخشش بر چه اساسی است به حسی که با آن حس آمده‌ای محبت را حل کرده‌ای، برمی‌گردد.
دقیقاً همان جمله که:
حساب عاشق را با عشق است، با معشوق چه کار

تمام کسانی که در کنگره دارند خدمت می‌کنند، در رأس آن آقای مهندس و دیده‌بان‌ها، حسابشان با عشق است. اصلاً با ما کاری ندارند.
اینکه اینجا چه کسی آمده و زیر این سقف است، اصلاً مهم نیست. هدفشان تفکر کنگره‌ای است که رشد پیدا کند.
اصلاً مهم نیست که این آدمی که آمده یهودی، مسیحی است؛ اصلاً از دین و ایمانش نپرسید. هر که آمد در این سرا، نانش دهید.
با این تفکر و با این حس دارند خدمت می‌کنند و می‌بخشند.
 این هفته نوبت من است که نشان بدهم آیا قدردان این همه عشق و محبتی که صرف من شده، هستم یا نیستم.
نشان بدهیم که آیا قدر این موهبتی را که به واسطه کنگره به ما داده شده، فرصت دوباره زیستن به ما داده شده، می‌دانیم یا نمی‌دانیم.
این هفته وظیفه ما این است که بیاییم و در این جشنی که در پیش رو داریم خودمان را بگذاریم و عیار خودمان را بسنجیم.
ولی با چه حسی؟
قدرت پیدا کردیم در کنگره که ببخشیم؛ با چه حسی؟
با چه حسی می‌خواهی بیایی؟
اینکه می‌خواهی ببینی این را من در کنگره یاد گرفتم. اینکه می‌خواهی ببینی حست نسبت به آن کاری که انجام دادی خوب است یا بد، ببین بعد از اینکه می‌آیی در این جشن شرکت می‌کنی.
خب، این هفته جشن داریم. می‌آییم، جشن دیده‌بان به نحو احسن پاکت در نظر می‌گیریم با همه توانمان یک مبلغی می‌گذاریم یک دلنوشته خیلی خوشگل و تقدیم می‌کنیم.
بعد از اینکه آن کار را انجام دادی و رفتی، چه چیزی سراغت می‌آید؟ آنجا نشان داده می‌شود عیار حسی که داری عیار آن توان و قدرت بخشش. آنجا سنجیده می‌شود.
استاد امین این پنجشنبه اگر اشتباه نکنم توی پارک لاله یک جمله خیلی خوبی را فرمودند در مورد بخشش.
یک سری آدم‌ها انفاق می‌کنند؛ از آن چیزی که از خودشان اضافه می‌آید می‌بخشند انفاق می‌کنند ولی یک سری آدم‌ها
بخشش انجام می‌دهند از آن چیزی که خودشان نیاز دارند، بخشش انجام می‌دهند.
حسابرس هستی کارش خیلی درست است قشنگ می‌فهمد بودجه را چگونه تقسیم بکند به چه کسی بودجه بدهد. می‌آید نگاه می‌کند، آن کسی که درست دارد خرج می‌کند، به او بودجه بیشتری می‌دهد.
نه صرفاً این جشنی که در پیش داریم.


بعضی وقت‌ها سؤال می‌شود که این‌هایی که خدمتگزارند، چگونه وقت برایشان به وجود می‌آید که این‌قدر در کنگره دارند خدمت می‌کنند؟ مگر خودشان زندگی ندارند؟
اتفاقاً هستی جوری برای این‌ها رقم می‌زند که روزها برای این‌ها بیست‌وچهار ساعت، چهل‌وهشت ساعت می‌شود.
واقعاً کسی که با همه وجودش در مسیر کنگره دارد خدمت می‌کند می‌بخشد. از وقتی که خودش لازم دارد از وقتی که می‌تواند برود با خانواده‌اش تفریح بکند می‌آید و می‌بخشد و در مسیر خدمت قرار می‌دهد.
هستی جوری برایش رقم می‌زند که وقت بیشتری برایش به وجود بیاید.
هفته دیده‌بان قطعا می‌گذرد و به خوبی با تمام وجود از آن‌ها تقدیر می‌کنیم و خودمان عیار وجودی خودمان را می‌سنجیم و این هفته بهانه‌ای بشود برای سفر به درونمان.
به این بهانه که دیده‌بان یعنی دیدن دیگر؛ آیا خودمان دیده‌بان درون داریم یا نداریم؟
این جشن را بهانه‌ای بکنیم برای سفر به درون خودمان برای دیدن درون خودمان.
یک سال است، یک ماه است، پنج سال است، ده سال است که می‌آیم کنگره؛ چقدر کنگره برای من مفید بوده؟
هیچ‌کسی هم مثل خود آدم نمی‌تواند عیارش را بسنجد.
ممنون که با سکوتتان را به حرف‌های من گوش دادید.

در ادامه نفرات برتر هفتمین آزمون آزمایشی خدمت دوستان معرفی شدند.

در انتها جلسه با دعای کنگره۶ به بایان رسید.

با تشکر از لژیون خدمتگزار (لژیون یازدهم با راهنمایی راهنمای محترم، مسافر جواد) که به بهترین نحو خدمت نمودند.

مرزبان خبری: مسافر احمد
صوت: مسافرین محمد ل15 مصطفی ل19
عکاس: مسافر حسین  ل۱
تایپ: مسافر احمد ل۱۱ مسافر ابراهیم ل۱
ارسال خبر: مسافر احمد ل11

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .