هشتمین جلسه از دوره شصت و هشتم کارگاههای آموزشی و خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی ابنسینا با استادی دیدهبان محترم مسافر احمد، نگهبانی ایجنت محترم نمایندگی ابنسینا مسافر محمد باقر و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه «هفته دیدهبان» شنبه 31 اردیبهشت 1405 راس ساعت 16 آغاز بکار کرد.

سخنان استاد جلسه:
سلام دوستان، احمد هستم، یک مسافر. سپاسگزار خداوند هستم که توفیق حاصل شد تا امروز در جمع شما عزیزان حضور داشته باشم. امیدوارم که روزگار را به خوبی سپری کنید، با تمام مشکلات و مسائلی که وجود دارد. و بدانید که اگر مشکلات و مسائلی هست، لعنت خداوند نیست؛ اینها وجود دارند تا من و شما رشد کنیم، توسعه پیدا کنیم، هم از نظر درونی و هم از نظر بیرونی.از همه خدمتگزاران در این نمایندگی تشکر میکنم، چه در بخش همسفران گرامی و چه در بخش مسافرین . امیدوارم عزیزانی که در هر گوشه و کناری، هر خدمتی را انجام میدهند، بهره لازم را از این خدمت ببرند. هفتهٔ دیده بان را به همکاران محترمم، به آقای مهندس و خانوادهٔ محترمشان و همچنین به همهٔ اعضای شعبهٔ ابنسینا تبریک میگویم. امیدوارم همه ما بتوانیم طوری در زندگی حرکت کنیم که تأثیرات مثبت و خوبی برای انسانهای دیگر به بار آوریم. ما انسان ها موجوداتی هستیم که به شدت به یکدیگر نیاز داریم؛ انسان نمیتواند به تنهایی حیات داشته باشد و به تنهایی زندگی کند. حضور و بودن ما در کنار همدیگر نعمتی است و باید به آن توجه کنیم. باید آن را بپذیریم، به آن بیندیشیم و ارزش آن را بدانیم که انسانهای بسیاری در کنار ما هستند. اکنون ضربان قلبمان دارد میزند و ما هیچ کنترلی روی این ضربان نداریم؛ این ضربان از فرمان و نیرو و انرژی جای دیگری میآید که بخش کوچکی از آن در دست ماست. یعنی ما فقط برای کار کردن و آمادهسازی شرایط، نقش اندکی داریم. بخش زیادی از این نیرو از جای دیگر تأمین میشود که آن را «جان» مینامند. پس ممکن است در یک لحظه، قلب از کار بیفتد. وقتی که انسانها را از دست میدهیم، این پیامی است برای ما که قدر یکدیگر را بدانیم؛ وجود همدیگر بسیار ارزشمند است. قطعاً ارزش از دست دادن انسان، از بسیاری چیزهای بیارزش بیشتر است؛ پس قدر همدیگر را بدانیم. اگر انسان در مسیر زندگی ، کاری انجام ندهد، یعنی مسئولیتی نپذیرفته است؛ نه فقط مسئولیت کار برای به دست آوردن پول، بلکه برای هستی، برای جامعه، برای زندگی، برای کشور و برای جهان. اگر گامی برای انسانهای دیگر برنداریم، کاری انجام ندادهایم.

پرندهها صبح بیدار میشوند و به دنبال دانه و غذا میروند؛ انسان هم نیز همین کار را میکند. پرنده جفت و لانه دارد و همان محبتی را که انسان به فرزندش دارد، پرنده نیز نسبت به جوجههایش دارد. پس تفاوت من که روح دارم و اختیار دارم، با آن موجودات بسیار زیاد است و از نظر جایگاهی قابل قیاس نیست. اما من دارم همان کار را انجام میدهم، در همان قالب و جایگاه قرار دارم و در همان چرخه حرکت میکنم. انسانهایی که حس شنواییشان کار میکند و قلبشان نرم است، میشنوند که در جامعه، قبیله و فامیلشان چه میگذرد. صدای اینکه آیا یاری رسانی وجود دارد را حس میکنند. کسی گیر کرده و فریاد کمک سر میدهد، یاری گری میخواهد که دستش را بگیرد. در این فضایی که فرد در حال غرق شدن است، چه کسی گوش میکند، میشنود و عمل میکند؟ چه کسی فقط رد میشود و از کنار میگذرد؟ در زندگی عادی، چه اتفاقی میافتد؟ یعنی تو دستت را دراز کنی و کسی دستت را بگیرد یا تو دست او را بگیری؟ تو باید دستت را دراز کنی. راهنما دستش را دراز کرده است و رهجو باید دست راهنما را بگیرد و رها نکند. وقتی او را بیرون میآوری و کمکش میکنی، آنگاه جایگاه انسانیت تجلی مییابد و وجود انسان به موجودی مفید و مؤثر تبدیل میشود. باز هم هفتهٔ دیده بان را به آقای مهندس و خانوادهٔ محترمشان، و به همهٔ عزیزان شعبهٔ ابنسینا تبریک میگویم و امیدوارم همیشه سالم و تندرست باشید. سپاسگزارم که به سخنانم توجه فرمودید.
تصاویری از حضور دیده بان محترم جناب آقای حکیمی در شعبه ابن سینا(رباط کریم)
هفته دیده بان مبارک باد



تنظیم و تایپ: مسافر مهدی لژیون دوازدهم
عکس: گروه سایت نمایندگی
نگارنده: مسافر محمد لژیون دوازدهم
- تعداد بازدید از این مطلب :
2984