همسفر معصومه به همراه مسافرشان با آنتیایکس مصرفی شیشه و هروئین وارد کنگره۶۰ شدند. مدت ۱۳ ماه و ۲۰ روز با راهنمایی همسفر مهتاب و مسافر حجت به روش DST با داروی اپیوم در نمایندگی خمین سفر کردند. اکنون به مدت ۶ ماه است که آزاد و رها هستند. ورزش همسفر معصومه در کنگره بدمینتون است.
همسفر معصومه از ابتدای دوره نوجوانی کمکم وزنشان اضافه شد. از همان دوران، اثرات منفی جسمی و روانی اضافهوزن را کاملاً لمس کردند؛ ازجمله بیحالی و سنگینی، کمخونی، اختلالات هورمونی، عدم توانایی در انجام فعالیتهای ورزشی در گروه همسالان، نارضایتی از وضعیت ظاهری که باعث عدم اعتمادبهنفس، افسردگی و ... شده بود. با توجه به اینکه اضافهوزن یک بیماری است و بیماری یعنی از تعادل خارج شدن جسم و روان؛ کسی که دچار بیتعادلی شود قطعاً از آرامش و آسایش هم فاصله گرفته و در زندگی شخصی و روابط اجتماعی او تأثیر زیادی خواهد گذاشت که ایشان هم از این قضیه مستثنا نبودند. به همین دلیل از ۱۷ سالگی به مدت ۲۰ سال رژیمهای گوناگون، ورزشهای سنگین، داروهای گیاهی و شیمیایی را تجربه کردند و حتی به روشهای متافیزیکی برای کاهش وزن متوسل شدند؛ اما چون راه را اشتباه میرفتند هر بار بعد از چند ماه با عوارض جسمی و روانی زیادی ازجمله مشکلات گوارشی، ناراحتی اعصاب، کمخونی شدید و ... روبهرو میشدند و بعد از رها کردن آن روشهای غلط، نهتنها وزنی که کاهش یافته بود بهسرعت برگشت میکرد؛ بلکه به همان میزان، وزن بیشتری هم اضافه میشد و این موضوع احساس شکست، ناتوانی و عدم اعتمادبهنفس را در ایشان بهمراتب افزایش میداد. نکته دیگر این است که آقای مهندس میفرمایند: «کسانی که اضافهوزن دارند باید از ورزشهای سبک که بهترین آنها پیادهروی است آنهم به میزان متعادل شروع کرده و بعد از رسیدن به وزن مطلوب میتوانند ورزش را بهصورت حرفهای ادامه دهند؛ چون ورزش سنگین در زمان اضافهوزن، فشار زیادی را به بدن وارد کرده و باعث بیماری میشود.» همسر معصومه این مسئله را تجربه کردهاند. ورزشهای سنگینی که ایشان برای کاهش وزن انجام میدادند باعث شد علاوه بر آسیب به کمر و زانوها به بیماری قلبی هم مبتلا شوند؛ اما خوشبختانه به لطف خداوند راه صحیح درمان بیماری اضافهوزن بر ایشان آشکار شد و باراهنمایی همسفر ملیحه و متد دژاکام با وزن ۱۱۱ کیلوگرم سفر خود را آغاز کردند و پس از گذشت ۱۳ ماه با ۴۷ کیلوگرم کاهش با وزن ۶۴ کیلوگرم رهایی خود را دریافت کردند و اکنون پس از گذشت حدود 3 ماه از رهایی با وزن ۶۲ کیلوگرم در حال خدمت در جایگاه راهنمای تغذیه سالم هستند. به بهانه این اتفاق بزرگ گفتگویی صمیمانه با ایشان داشتیم که تقدیم نگاه پرمهر شما خوانندگان گرامی میگردد.
بفرمایید چهطور با کنگره۶۰ آشنا شدید؟
چند سال پیش یکی از آشنایان در مورد کنگره۶۰ با من صحبت کرد و من با اینکه بسیار مشتاق و مصمم برای آمدن به کنگره شده بودم؛ اما از آنجاییکه شاید هنوز اذن ورودم داده نشده بود؛ بهطور عجیبی این مسئله را فراموش کرده بودم و بعد از 2 سال، زمانی که در میان مشکلات اعتیاد مستأصل مانده بودم وقتی در اینترنت سرچ کردم: بهترین راههای ترک اعتیاد چیست؟ در بین مطالبی که باز شد اسمی را دیدم که برایم بسیار آشنا بود: «کنگره۶۰» با کمی تأمل یاد آن خاطره افتادم و بسیار برایم عجیب بود که چه طور مسئلهای به این مهمی را در این مدت فراموش کرده بودم. درواقع آشنایی من با کنگره از طریق سایت کنگره۶۰ اتفاق افتاد. در آنجا بود که فهمیدم در کنگره درمان قطعی اعتیاد صورت میگیرد نه ترک اعتیاد. با خواندن مطالب موجود در سایت و دیدن تصاویر افرادی که چهرههایی عمیقاً شاد و پرانرژی داشتند و همینطور تصاویر زیبای ورزش روزهای جمعه و دیدن تصاویر افرادی که اصلاً قابلباور نبود که روزی مصرفکننده بودند، اشتیاق من برای آمدن به کنگره چندین برابر شد. در همان روزها بود که آدرس شعبه خمین را از طریق سایت کنگره پیدا کردم و خودم بهتنهایی وارد کنگره شدم و بعد از 3 ماه مسافرم هم به کنگره آمد. اکنون بسیار سپاسگزار خداوند هستم که توفیق خدمتگزاری در سایت کنگره۶۰ نصیبم شده و میتوانم در رساندن پیام کنگره به سایر دردمندان سهمی داشته باشم.
چه قدر اضافهوزن داشتید و این اضافهوزن چه تأثیری روی زندگیتان داشت؟
بیشترین وزنی که من تجربه کردم ۱۱۱ کیلوگرم بود. اضافهوزن در تمام ابعاد آشکار و پنهان، جسمی و روانی تأثیر بسیاری در زندگی من گذاشته بود. بزرگترین عارضه اضافهوزن برای من مشکل فشارخون بالا بود که حتی با مصرف دارو هم کنترل نمیشد و باعث ایجاد مشکلاتی مثل خواب ناآرام، بدحالی در خواب، کابوسهای وحشتناک و ... شده بود. طوری که واقعاً هر شب با این نگرانی میخوابیدم که آیا صبح فردا را میبینم یا نه؟ حتی شبی را به یاد دارم که در خواب، قلبم کاملاً ایستاده بود و گویی به من الهام شد که تا چند ثانیه دیگر باید از این دنیا بروی و من با تمام وجود به خدای خود التماس میکردم که به خاطر فرزند شیرخوارهام فرصتی دوباره به من بدهد؛ اما تجربه تلخ و ضربهای که از اضافهوزن برای من اتفاق افتاد و همیشه در ذهن من پررنگ است این بود که به علت اضافهوزن، بارداری بحرانی و سختی را پشت سر گذاشتم. اضافهوزن و فشارخون ناشی از آن باعث آسیب و عدم رشد جنین شده بود. درنتیجه فرزندم 2 ماه زودتر از موعد با وزن تنها ۸۰۰ گرم به دنیا آمد، ماهها درگیر بیمارستان و مشکلات فراوان هم برای خودم و هم فرزندم بودم. بهعنوان یک مادر، دیدن شرایط فرزندم من را متأثر میکرد و خودم را سرزنش میکردم که ناتوانی من در کاهش وزن باعث شده بود فرزندم در ابتدای ورودش به این دنیا با چنین مشکلات بغرنجی روبهرو شود. خدا را شکر میکنم که اکنون فرزندم در سلامت کامل است؛ اما همیشه فکر میکنم اگر راه درست کاهش وزن را میدانستم لازم نبود آن همه رنج را به خود و فرزندم تحمیل کنم و چه قدر این جمله آقای مهندس را درک میکنم که «درد و رنج بشر از دانشهای کشف نشده است.»
سفر اضافهوزن چه طور بود؟
بعد از ورودم به کنگره علاقه زیادی داشتم که علاوه بر جایگاه همسفر، جایگاه و عنوان مسافر را هم در کنگره تجربه کنم. در زمان اضافهوزن، هرگاه با کوچکترین مسئلهای ناراحت یا حتی خوشحال میشدم دچار ضعف، لرزش بدن و بیقراری میشدم و برای رفع این مشکل از لذت کاذب ریزهخواری استفاده میکردم، بعد از ورودم به کنگره ناخودآگاه متوجه شدم هر گاه دچار این حالات میشوم گوش کردن و نوشتن سیدیها به من آرامش خاصی میدهد. گویی یک جایگزینی شیرین و دلنشین برای من اتفاق افتاده بود؛ صدای آقای مهندس، یک تمرین مدیتیشن قوی و غذای روح و جان من شده بود و لذت این غذای معنوی، جایگزین لذت زودگذر و پشیمان کننده غذا خوردن شده بود. این مسئله باعث شده بود بدون آنکه خودم متوجه شده باشم وزنم کاهش پیدا کند. باوجود اشتیاق فراوانی که برای شرکت در لژیون جونز داشتم به دلایلی که شاید بهانه یا بازدارندگی نیروهای منفی بود یا در توانایی خودم در انجام اصولی این روش تردید داشتم، ورودم به لژیون جونز را به تعویق میانداختم تا اینکه با توصیه و تشویق راهنمای DST خودم همسفر مهتاب، سفر تغذیه سالم را آغاز کردم. من هم چالشهایی در طول سفر داشتم ازجمله توقف کاهش وزن؛ اما وقتی «سیدی نازعات» منتشر شد و آقای مهندس در آن سیدی فرمودند: «اگر روش دژاکام را بهصورت صحیح و کامل انجام دهید بهراحتی بهسلامتی و کاهش وزن میرسید و با چالش و مشکلی مواجه نخواهید شد» متوجه شدم که چالشها نتیجه عملکرد نادرست خود من است. همچنین آقای مهندس فرمودند: «برای موفقیت باید اول شناخت پیدا کرد. شناخت باعث تغییر میشود. بعد از شناخت باید با تشنگی و خواستهای قوی، حرکتی قوی را آغاز کنیم تا از جا کندهشده و تیکآف کنیم؛ اگر چنین شد انسان در آن مسئله از دیگران سبقتگرفته و تبدیل به مدیر و مدبر خواهد شد.» علاوه بر تأثیری که کلام آقای مهندس در این سیدی روی من گذاشت، در هفتهای که این سیدی منتشر شد من بعد از 2 سال و ۸ ماه انتظار برای رهایی مسافرم به دیدار آقای مهندس رفتیم. در آنجا بود که لبخند و نگاه آقای مهندس، قدرتی به من بخشید که گویی آن تیکآف برای من اتفاق افتاد بهطوریکه بعدازآن دیدار، در مدت 1 ماه، بنده ۶ کیلوگرم کاهش وزن داشتم.
بعد از رسیدن به وزن مطلوب چه حالی داشتید؟
راهنمای من، همسفر مهتاب، همیشه از سفر تغذیه خود بهعنوان یک سکوی پرتاب برای تزکیه و پالایش یاد میکردند و من بسیار دوست داشتم حس و تجربه ایشان را درک کنم؛ چراکه نهایت آموزشهای کنگره بر مدار تزکیه و پالایش است. دکتر امین میفرمایند: «برای رسیدن به تکامل و تزکیه و پالایش از کارها و امورات پیشپاافتاده و تلنبار شده زندگی خود شروع کنید.» رسیدن به وزن مناسب و سلامتی کاری بود که من به مدت ۲۰ سال نتوانسته بودم آن را انجام بدهم و حالا با حل این مشکل به روش دژاکام، بسیار احساس خوبی دارم که توانستهام قدمی درراه تزکیه و پالایش و احیای خود و خانوادهام بردارم. چون همانطور که دکتر امین فرمودند: «اولویت کنگره ۶۰، احیای خانواده است.» یک همسفر در جایگاه مادر یا همسر، نقش کلیدی و منحصربهفردی در این امر دارد. در وادی اول یاد گرفتیم که برای انجام هر کاری باید تفکری سالم داشته باشیم، تفکر سالم در عقل سالم و عقل سالم در بدن سالم است. همانطور که آقای مهندس میفرمایند: «حتی اگر کسی به هر دلیل تمایل ندارد وارد سفر جونز شود حداقل میتواند با رعایت اصول تغذیه سالم در این روش از سلامتی خود و خانواده مراقبت کرده و از ابتلا به بیماریها جلوگیری کند.»
به نظر شما متد دژاکام در درمان اضافهوزن چه طور است؟
نشانه راه درست یا صراط مستقیم، رسیدن به مقصد در بهترین وضعیت است. روش دژاکام یک صراط مستقیم و تنها روش درمان قطعی اضافهوزن است که انسان را در بهترین وضعیت به مقصد تندرستی و سلامتی میرساند. آقای مهندس در «سیدی ساختمان جسم» میفرمایند: «علم از یک نقطه شروع شد و به شاخههای متعدد گسترش یافت، به همین دلیل است که در قدیم یک طبیب بود که همه نوع بیماری را درمان میکرد؛ اما اکنون باوجود متخصصین و روشهای گوناگون، علم پزشکی درزمینه درمان بیماریها خصوصاً بیماریهای لاعلاج، موفقیت چندانی ندارد و فقط با رویکرد کاهش آسیب میتواند بیماریها را کنترل کند. اکنون باید دوباره این علوم در یک نقطه مشترک جمع شوند تا بتوان با یک روش مشخص، تمام بیماریها را درمان کرد.» آقای مهندس با موفقیتهای علمی بینظیر خود در سطح جهانی ثابت کردند که آن نقطه مشترک، ریکاوری و احیای سیستم ایکس با روش تدریجی کنگره است. روش دژاکام نیز برگرفته از روش تدریجی کنگره ۶۰ است که هر کس میتواند باایمان به این روش بیبدیل، با فرمانبرداری، استقامت و رعایت نظم، موانع را در این مسیر از سر راه خود بردارد و در سلامتی و کاهش وزن به موفقیت برسد.
کتاب «ساختمان جسم و کاهش وزن» را چطور میبینید؟
ارزش انسان به میزان دانایی و میزان موفقیت او در تبدیل دانایی به دانایی مؤثر است. یکی از اضلاع مثلث دانایی، آموزش است و یکی از محورهای اساسی آموزش، شناخت انسان است. انسان، جهان اصغر است و شگفتیهای نهفته در وجود او چیزی کمتر از جهان بیرون نیست. دروازه ورود به خداشناسی و رسیدن به نقطهای که آغاز کردهایم، خودشناسی است. طبق جزوه راهنما و راهنمایی: «کسی که خود را نشناسد و نداند خداوند چه نظام دقیق و قدرتمندی را در او به ودیعه گذاشته، نه به خود میتواند کمک کند و نه به دیگران.» این شناخت باید هم در مورد صور پنهان و هم صور آشکار صورت بگیرد. «کتاب ساختمان جسم و کاهش وزن» یک دفترچه راهنمای کامل و جامع است که با زبان ساده، صور آشکار جسم ما را به ما میشناساند. در این کتاب به یک راز بزرگ اشارهشده است و آن راز این است که اگر انسان برنامه غذایی منظم، مناسب و کافی داشته باشد، سلولهای بدن که شعوری بهمراتب بالاتر از عقل و شعور خود انسان دارند به این باور میرسند که همیشه غذا بهموقع به آنها میرسد؛ بنابراین خود شروع به خانهتکانی میکنند و چربیهای اضافی را بهتدریج دور میریزند و این موضوع فرق اساسی دارد بااینکه ما بخواهیم با زور تازیانه و با رژیمهای سخت و ورزشهای سنگین و یا نخوردن غذا سلولها را مجبور کنیم چربیها را مصرف کنند و کاهش وزن صورت بگیرد آنهم با عوارض گوناگون که بعضاً تا آخر عمر غیرقابلجبران هستند.
کلام آخر:
روش دژاکام به من یاد داد آرام غذا بخورم و در زمان غذا خوردن در مورد این موضوع تفکر کنم که این مواد غذایی چه مراحل و زمانی را طی کرده تا بخشی از جسم من بهعنوان یک انسان گردد. این دیدگاه و تفکر باعث میشود اهمیت و لذت سپاسگزاری از خالق و هستی را با تمام سلولهایم حس کنم. از آقای مهندس و خانواده محترمشان و تمام خدمتگزاران کنگره۶۰ سپاسگزارم. قدردان و سپاسگزار زحمات ایجنت شعبه و راهنمایم همسفر مهتاب و تمام خدمتگزاران نمایندگی خمین هستم. از راهنمای جونز همسفر ملیحه بابت آموزشها و همراهی در مسیر این سفر بسیار سپاسگزارم. همچنین خدمت شما خدا قوت عرض میکنم و بابت انجام این مصاحبه از شما تشکر میکنم. موفق و تندرست باشید.

انجام مصاحبه و ویرایش: همسفر خندان
ارسال: راهنما همسفر الهام (لژیون دوازدهم) نمایندگی شیخبهایی اصفهان
صفحه کاهش و افزایش وزن
- تعداد بازدید از این مطلب :
3704