
سومین جلسه از دوره چهاردهم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی کریمان کرمان با دستور جلسه «وادی ششم و تاثیر آن روی من» با استادی راهنمای محترم مسافر مجید و با نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر حسین روز پنجشنبه مورخ ۱۴۰۵/۵/۲۹ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:
سلام دوستان، مجید هستم؛ یک مسافر
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که بار دیگر در این جایگاه نشستم و توانستم آموزش بگیرم. از لژیون ششم و راهنمای محترم آقا شهرام تشکر میکنم که این فرصت را فراهم کردند تا تولد یکسال رهایی مرزبان عزیز، احمد آقا، را با شور و شوق جشن بگیریم.
دستور جلسه این هفته، وادی ششم است. اگر بخواهم کوتاه بگویم: عقل نیرویی است که خداوند در وجود ما قرار داده و بهتنهایی هیچ تصمیم اشتباهی نمیگیرد، مگر آنکه ما فرمان اشتباه به آن بدهیم. وظیفهی ما این است که ببینیم تا چه اندازه توانستهایم فرمانبردار عقل باشیم. کنگره ۶۰ بهتدریج این فرماندهی را به ما بازمیگرداند و ما را به برنامهریزی عقل نزدیک میکند.
وقتی احساسات خراب باشند، عقل هم دچار خطا میشود. مثلاً همه میدانیم اعتیاد، مصرف مواد، سیگار یا اضافهوزن خوب نیست؛ اما دانستن کافی نیست، باید بتوانیم آن را اجرا کنیم و به فرمان عقل نزدیک شویم. این مسیر را آقای مهندس برای ما ترسیم کرده و با وجود راهنمایان و خدمتگزاران کنگره، سفر کردن برای ما آسانتر شده است.

مسافری که سالها تلاش کرده و به نتیجه نرسیده، در کنگره بهتدریج به خواستهی درونی خود میرسد؛ دلیل موفقیت چیزی جز پیدا کردن راه درست نیست. درمان اعتیاد در کنگره ۶۰ واقعاً ساده شده است؛ فقط کافی است گوش به فرمان باشیم. همانطور که راهنمای محترم من، آقا امیرحسین، همیشه میگفت: اعتیاد مثل یک پشهی کوچک است که میتوانی بهراحتی آن را کنار بزنی؛ چه سنگینترین مواد باشد، چه سیگار یا اضافهوزن. شرطش فرمانبرداری است.
بعضیها فکر میکنند راهنمایی با تجربهی بیشتر بهتر است، در حالیکه همهی راهنمایان کنگره یک مسیر را رفتهاند و میتوانند ما را به درمان برسانند. همسفران محترم هم همین مسیر را طی میکنند. امیدوارم همهی ما در این راه موفق باشیم و به سفر دوم برسیم؛ همانطور که احمد عزیز و همسفرشان رسیدند.
امروز خیلی خوشحال شدم که دوستان زیادی برای تولد احمد عزیز آمدند. این تولد برای ما پیام مهمی دارد: درمان صددرصد شدنی است. این عزیزان الگویی هستند که نشان میدهند با کیفیت سفر، خدمتگزار و راهنما شدن امکانپذیر است.
هفتهی آینده جشن دیدهبانها برگزار میشود. آقای مهندس دیروز مفصل دربارهاش صحبت کردند و همهی دیدهبانها مشارکت داشتند. ما هم انشاءالله سهشنبه آینده با شور و شوق جشن میگیریم و با بهترین پاکت و دلنوشته از این بزرگواران تقدیر میکنیم. واقعاً اگر دیدهبانها نبودند، ادارهی این همه شعبه ممکن نمیشد.
ممنونم که به صحبتهای من گوش دادید.

تولد یکسال رهایی مرزبان محترم مسافر احمد

سلام دوستان، احمد هستم؛ یک مسافر.
به رسم کنگره، تقدیر و تشکر میکنم از جناب آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان بابت بستری که فراهم کردند تا ما به حال خوب برسیم و رها شویم. رهاییای که روزی برایمان پر از ترس و وحشت بود، اما در کنگره میبینیم چقدر ساده و زیبا به دست میآید.
از راهنمای درمان موادم، جناب آقای اعتباری، سپاسگزارم که در طول سفر انرژی و آموزشهای ارزشمندشان را در اختیارم گذاشتند. همچنین از راهنمای تازهواردین، آقای مجید زنگیآبادی، که با صحبتهایشان باعث شدند در کنگره ماندگار شوم، و از ایجنت محترم، آقا سینا، راهنمای فعلیام، تشکر میکنم. قدردان همه مرزبانان، واحد OT و خدمتگزاران کنگره هستم. جای آقای علیرضا دژاکام، این مرد خستگیناپذیر، امروز بسیار خالی بود چون برای پیگیری OT شعبه رفسنجان حضور داشتند.
از همسفرانم، امیررضا، دخترم فاطمه و همسرم، تشکر ویژه دارم. در زمان مصرف بسیار اذیت شدند و با لجبازیهای من کنار آمدند؛ بابت همه سختیها از آنان عذرخواهی میکنم. همچنین از آقای محمد رنجبر سپاسگزارم که مسیر کنگره را به من نشان داد و یک سال تمام اصرار کرد فقط یکبار بیایم. به اتفاق دوستم، آقا علیرضا کارگر، آمدیم و حالا نزدیک به سه سال است که در کنگره حضور دارم. خدا را شکر که هستم و خدمت میکنم.
آرزوی رهایی برای همه مسافران دارم و از همه شما ممنونم.
.jpg)
صحبت های همسفر خانم زهره
«معشوق به سامان شد تا باد چنین بادا کفرش همه ایمان شد تا باد چنین بادا »
سلام دوستان زهره هستم همسفر
من هم خداوند را شاکر و سپاسگزارم که امروز هم در جمع شما دوستان با عشق و محبت کنگره ۶۰ هستم و اینکه افتخار این را دارم برای اولین دفعه در این جایگاه تولد یک سال رهایی مرزبان محترم آقا احمد و همسفر عزیز ایشان خانم سمیه عزیز این حس و حال خوب را تجربه کنم .در راس این تولد فرخنده را به آقای مهندس و خانواده محترم ایشان و همچنین خانم سحر عزیز اسیسنت محترم که اولین همسفر در کرمان بودند. که بخش همسفران را تشکیل دادند. و امروز من زهره میتوانم در این جایگاه باشم .بینهایت از ایشان سپاسگزارم. و همچنین به راهنمای آقا احمد آقا مجید بسیار تبریک عرض میکنم.بابت پرورش چنین رهجویی آقا احمد که دارند به این قشنگی در این مسیر قدم برمیدارند. و همچنین به خانم سمیه عزیز و فرزندان گل آنها آقا علیرضا و فاطمه جان تبریک میگویم .امیدوارم که انشاالله جشن ازادمردی ایشان را در این شعبه جشن بگیریم.خب هر تولدی که در شعبه برگزار میشود یک پیام دارد برای من تازهوارد یک سفر اولی و حتی سفر دومی که بدانم اگر یک نفر در این مسیر به درمان رسیده است قطعا من هم میتوانم حالا نه یک نفر بلکه یک خانواده در کنگره احیا میشود.همین طور که از اسم کنگره پیدا است .جمعیت احیا انسانها است. و اینکه از خانم سمیه عزیز بخواهم بگویم .خانم سمیه عزیز زمانی که من راهنمای تازه واردین بودم .اولین رهجوی تازه واردین من بودند. و اینکه خب سفر اول ایشان رهجوی خانم مهدیه عزیز بودند.و جای ایشان در بین ما امروز بسیار تا بسیار سبز است.و به خانم مهدیه عزیز بسیار تبریک عرض میکنم.و بعد از تجلیل خانم مهدیه خانم سمیه وارده لژیون من شدند.چیزی که از خانم سمیه همیشه به ذهن دارم .خانم سمیه همیشه از همان ابتدا خواسته داشتند.دنبال آموزش بودند .و اینکه از همان اول دوربین خودشان را از روی مسافر برداشتند.و گذاشتند روی خودشان در این مسیر که بتوانند حرکت کنند.و به خواستهای که دارند برسند .و اینکه خانم مهدیه عزیز من با ایشان صحبت کردم .چون امروز سعادت نداشتیم در خدمت ایشان باشیم .گفتم خانم مهدیه جان اگر صحبتی هست من در این جمع از طرف شما صحبت میکنم. خانم مهدیه گفتند که خانم سمیه از همان اول فرمانبردار بودند .در ابتدا ترس از خدمت بسیار داشتند.ولی در ادامه در مسیر خدمت قدم گذاشتند.و در این مسیر حرکت میکنند.و چیزی هم که خودم شاهد بودم خانم سمیه همیشه فرمانبردار بودند و جز چشم گفتن چیزی بر زبان نمیآوردند. و آنقدر قشنگ حرکت کردند.هرماه در آزمونهای ماهانه شرکت میکردند.و جز نمرات برتر بودند.و خداروشکر هم خدمت مالی و هم خدمتهای دیگر در کنگره به زیبایی دارند انجام میدهند.و به تازگی هم شاهده این هستیم که مرزبان پارک شدند و در آینده سال مرزبانی هم میگیرند.بابت این شال هم به ایشان تبریک میگویم .و امیدوارم همین طور که آزمون راهنمایی را در پیش داریم دارند خداروشکر وقت میگذارند و میخوانند.و مطمئن هستم به خواسته قلبی خودشان صدشان را میگذارند.و برداشت خودشان را از آزمون راهنمایی انشاالله داشته باشند. من هم این تولد را خدمت آقا احمد و خانم سمیه عزیز بسیار تا بسیار و فرزندان گل ایشان تبریک عرض میکنم مرسی ممنون که وقت مشارکت دادید.
صحبت های همسفر خانم سمیه
سلام دوستان سمیه هستم همسفر احمد
من هم خدا را شاکر هستم که خداوند مسیر کنگره را برای من باز کرد .و از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان مخصوصا خانم آنی بزرگوار تشکر میکنم .که اگر ایشان نبودند قطعا من همسفر هم در این جایگاه نبودم .از اسیسنت محترم خانم سحر تشکر میکنم .که بخش همسفران را در کرمان راهاندازی کردند.تا ما بتوانیم بیاییم و آموزش بگیریم .از ایجنت قسمت مسافران در دوره قبل آقا علیرضا و مرزبانان دوره قبل و دوره جدید آقا سینا و مرزبانان جدید و ایجنت قسمت همسفران در دوره قبل خانم مهدیه و مرزبانان محترم خانم طاهره و خانم سمیه و ایجنت دوره جدید خانم محیا و مرزبانان جدید خانم مکرمه و سارا تبریک میگم .و از مسافر آقا محمد رنجبر تشکر میکنم.که راه کنگره را ایشان برای ما باز کرد.چون که آقای مهندس میگویند که خوبیهای دیگران را شما باید ببینید.و جا داره که اینجا از ایشان تشکر کنم .از راهنمای تازه واردین خانم زهره تشکر میکنم که اولین رهجوی ایشان بودم .و کسی که باعث شد من در کنگره بمانم .ایشان بودند .از راهنما خانم محدثه سه ماه در لژیون ایشان بودم .و حالا به دلیلی رفتم در لژیون خانم مهدیه ،و خانم مهدیه هم جایشان اینجا بسیار خالی است .و واقعا حال خوبم را امروز مدیون ایشان هستم .از خانم زهره تشکر میکنم که حال خوبم را همیشه با آن آموزشها و راهنماییها و دلسوزی های خودشان باعث میشدند که من خوب
باشم .یک
تشکر ویژه دارم از راهنمای مسافرم آقا مجید که واقعا در این مدت مسافر من را تحمل کردند.و همیشه مشوق و دلسوز برای مسافر من بودند .از مسافر عزیزم تشکر میکنم که واقعا در این مسیر اجازه دادند که کنار ایشان باشم و بیایم و آموزش و انرژی بگیرم .از فرزندان عزیزم که واقعا در طول این سه سال که به کنگره میآییم خیلی از لذتها و خوشگذرانی های آنها به خاطر ما کنسل شد.مخصوصا پسرم که در طول این یک سال سفر مسافر من همراه ایشان بود.و پا به پای ایشان به کنگره میآمدند و شاید جلوتر از مسافرم حالا کارهایش را میکرد.چون ممکنه بعضی از جوانها حالا خجالت بکشند و بگویند ما نمی آییم .ولی همیشه به بابا خودشان میگفت شما قدم اول را بردارید.من همیشه پشت شما هستم .و دختر من که همیشه اگر کاری بود خدمتی بود در خانه میگفت من انجام میدهم شما به کنگره برو .از ایشان تشکر میکنم .از همه خدمتگزاران عزیز و همه عزیزان که با مشارکتهای زیبایتان امروز این حس و حال خوب خودتان را به ما منتقل کردید.و امیدوارم که همیشه بتوانم شما را در این جایگاهها ببینم .من هم اگر بخواهم بگویم که واقعا در طول این سفر که مسافرم داشتند یعنی تخریبی که داشتند .واقعا حال ما خیلی خراب بود به خاطر آن آموزشهایی که از کنگره نگرفته بودم .و به خاطر آن جهل و نااگاهی خودم بود.حالا ما در خانه کانکس داشتیم .این کانکس وصل بود به ساختمان ما مسافر من مینشست آنجا و تریاک میکشید.من زجر میکشیدم .یک صندلی میگذاشتند روبه روی ایشان آن تریاک که میکشید من همراه آن مرتب گریه میکردم یا غرغر میکردم .حالا به خاطر آن حس که بسته بود ایشان غرغرهای من را به عنوان لالایی قبول میکرد.و بیشتر میکشید .و باعث تخریب خودش و تخریب من میشد .و حالا من هم اگر آن آموزشها،تجربهها را که از کنگره داشتم .اگر آن روزها داشتم .واقعا شاید یک مسیر دیگر را انتخاب میکردم .و آنقدر زندگی را برای خودم و مسافرم تلخ نمیکردم .وقتی که وارده کنگره شدم همانطور که خانم زهره گفتند دوربین را از روی مسافرم برداشتم و دوربین را آوردم روی خودم چون من به عنوان یک همسفر باید بال پرواز باشم .تا بتوانم در کنار ایشان به آسایش و آرامش برسم .و وقتی که من به عنوان یک همسر به عنوان یک مادر حال من در خانه خوب باشد قطعا مسافر من و فرزندان من هم حالشان خوب میشود.و زندگی پر از عشق و محبت را میتوانیم تجربه کنیم .و اینها همه به خاطر جهل و ناآگاهی بود.واقعا مسیر کنگره برای ما باز شد و خدا را شکر میکنم که مسیر کنگره برای ما باز شد .و امدیم در این بهشت زمینی قرار گرفتیم .و روی این صندلی خوشبختی نشستیم .و اینجا لقب مصرفکننده یا معتاد از روی مسافر من برداشته شد.و لقب دبیری،مرزبانی ،نگهبانی و مسئول OT و اینها لقبهایی بود که به مسافر من تعلق گرفت.و من هم که انشاالله بتوانم در کنار مسافرم ،قسمت و روزی من شد که مرزبانی پارک را تجربه کنم .انشاالله که بتوانم در این جایگاه خدمتی ،خدمت کنم .و صد خودم را بگذارم و روزی که قرار هست سال خودم را تحویل بدهم.نه تنها خودم بلکه دیگران هم از من راضی و خشنود باشند .و دیگه صحبتی ندارم و در آخر از همه شما عزیزان تشکر و قدردانی میکنم که امروز با حضور خودتان باعث دلگرمی و شادی ما بودید خیلی ممنونم .

تایپ: مسافر مهدی لژیون ششم
عکس: مسافر آرمان لژیون دوم
ویرایش و ارسال: مسافر مهدی لژیون دوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
323