به نام قدرت مطلق الله
در کلامتان، نورِ یک خدمتگزارِ واقعی را دیدم؛ کسی که با گذشتن از خود، به خدا رسید. تو نشان دادی که خدمت، یعنی باز کردنِ گرههای درونی با صبر و استوار ایستادن در برابر طوفانها. با دیدن تلاش تو، نه تنها درس گرفتم، بلکه یاد گرفتم که چطور میتوان با عشق، حتی در تاریکترین لحظات، به نور تبدیل شد. به این روحِ بلندتان میبالم. امروز افتخار داریم درکنار مسئول امتحانات راهنما همسفر زری باشیم، با ایشان به گفتگو نشستیم تا باز بیاموزیم و بهره بگیریم.
همسفر زری و مسافر اسماعیل با آنتیایکس مصرفی هروئین وارد کنگره شدند، با راهنمایی همسفر مهتاب و مسافر علی خرمی ، با متد DST و داروی OT، به مدت ۱۱ ماه و ۴روز سفر کردند و اکنون ۲ سال و ۸ ماه است که آزاد و رها هستند. در ادامه سفر جونز به مدت ۱۰ ماه ۲۱ روز به راهنمایی همسفر طاهره با کاهش وزن ۱۲ کیلو داشتتند.
۱) درباره خدمت در جایگاه مسئول امتحانات، چه درسی در زمینه حرکت و عمل کردن به شما آموخت؟
خدمت در این جایگاه به من آموخت که عزم، اراده و حرکت قوی باعث عملکرد عالی میشود. برای رسیدن به اهدافمان باید اولین قدمها را محکم برداریم و در ادامه تلاش کنیم؛ هیچوقت در هیچ شرایطی ضعیف عمل نکنیم. مشکلات همیشه هستند، نباید سر خم کنیم. اگر میخواهیم مست، عاشق و استوار باشیم، باید جنگ نرم را بیاموزیم و چون درختان ایستاده باشیم.
۲) لطفاً از سختیها و شیرینیهای جایگاه مسئول امتحانات برایمان بگویید.
این جایگاه سراسر شیرینی و عشق بود؛ فقط از اینکه نمیتوانستم خودم امتحان بدهم ناراحت بودم. به نظر من شرکت در آزمونها بهترین حالخوش را به همراه میآورد. در این مسیر، سختیهای آن هم حالخوش به همراه داشت؛ خیلی وقتها برای تأیید سؤالات یا گزارشها که به تهران فرستاده میشد، باید روزی چندین بار به کافینت میرفتم، اما پس از انجام کار و گرفتن تأییدیه، حالم خوب بود، چون توانسته بودم فرمانبردار خوبی باشم. یکی از آزمونها با مراسم عزیزترین فرد زندگیم که مادرم بود، دقیقاً با ساعت مراسم یکی بود. همه موارد را آماده کردم؛ امتحان بهصورت مجازی انجام میشد. بعد از اتمام ساعت آزمون، راهنمایم تعدادی از آزمونها را فرستاد تا خودم صحیح کنم؛ آنجا بود که گفتم امروز روز امتحان خودم هم هست. با اینکه حالم خیلی بد بود و چشمهایم درست نمیدید، مثل همیشه «چشم» گفتم و پس از تکمیل تصحیح برگهها و تشکر از راهنمایم، به خاطر انجام وظیفهام حال بسیار خوبی دریافت کردم و احساس کردم مادرم هم از من راضی بود؛ آخر همیشه میگفت حرف بزرگترتان را همیشه گوش کنید.

۳) چه چیزی باعث شد پس از رهایی در کنگره ۶۰ ماندگار شوید و در ادامه نیز در مسیر خدمتگزاری بمانید؟
پس از رهایی حس کردم بند عشقی بین من و این مسیر برقرار شده که برای محکمتر کردن آن به خدمت نیاز داشتم. البته نیروهای منفی هم همراهم بودند، اما من عاشقانه داوطلب هر خدمتی میشدم و خدمت کردن در کنگره ایمانم را قویتر کرد و باعث شد از خیلی از بندهایی که به دست و پایم بسته شده بود، رها شوم.
۴) شما جایگاههای خدمتی متعددی را در کنگره ۶۰ تجربه کردهاید؛ آیا این خدمت گرههایی از درون شما باز کردهاند؟ لطفاً برایمان توضیح دهید.
بله؛ یاد گرفتم برای رسیدن به آنچه میخواهم باید سخت تلاش کنم و تلاشهای من در شرایط سخت باعث رشد من میشد. گذشتن از وقت، استراحت، مال و... را در کنگره آموختم، چون راهنمای بزرگوارم، پهلوان مهتاب قالب، من بود و به من آموخت کائنات و هستی هیچ چیز را رایگان به کسی نمیدهد و باید از خواستههای حتی معقول بگذریم تا در صراط مستقیم و مسیر الهی قرار بگیریم. گاهی گرهها را باید با پس دادنِ تقاص باز کنیم و گاهی با آموزش، که هر دو برای من تزکیه و پالایش به همراه داشت.
۵) حال که خدمت شما در این جایگاه به پایان رسیده، این دوره چه تجربه، چه آموزشی و چه فایدههایی برای شما داشته است؟
در این جایگاه من تجربه کردم که چه انسانهای بزرگی در این مجموعه بزرگ، مسیر خدمتی را پیمودند و میپیمایند تا به هدف بزرگ آقای مهندس، که احیای انسانها در سراسر جهان است، برسیم. به بزرگیِ صور پنهان انسانها پی بردم، آنقدر که حتی گاهی برای خودم باورنکردنی بود و آموختم باید با خدمت کردن، ظرفم را بزرگ کنم تا به دسته این انسانها بپیوندم.
۶) در پایان چه توصیههایی برای عزیزانی دارید که قصد شرکت در آزمون راهنمایی را دارند؟
به نظر من راهنما شدن در کنگره جزو بالاترین جایگاههای هستی میباشد، پس برای رسیدن به این جایگاه تلاش فراوان نیاز داریم. خود من نزدیک به دو سال فضای مجازی را برای مطالعه و خواندن تعطیل کرده بودم و یک سال آخر، مهمانی و تفریح و... را کنسل میکردم تا برنامهریزیهایم به هم نخورد؛ و واقعاً پس از قبول شدن احساس میکردم در بهشت برین هستم.
۷) چه پیامی برای همسفران دارید که محکمتر قدم بردارند و از ناامیدی به دور باشند؟
این کلام خداوند است، آیه ۱۷ سوره بلد؛ که انسان را به اهمیت صبر و مهربانی بر خلق سفارش میکند که اگر هنوز سختیِ راه داریم، نباید ناامید شویم. ناامیدی بزرگترین دشمن انسان است. باز در سوره الضحی، خداوند به شب و روز قسم یاد میکند که خدای تو هیچگاه تو را ترک نگفته و بر تو خشم نگرفته و پروردگار تو بهزودی تو را چنان عطا میکند که راضی شوی. چه پیامی بالاتر از وعده خداوند که سراسر امید است؟ پس باید قوی باشیم و محکم قدم برداریم؛ دانهها را خوب بکاریم تا محصول عالی برداشت کنیم.
.jpg)
کلام آخر:
قطار کنگره به سرعت حرکت میکند؛ فرصتها را از دست ندهیم و بدانیم همین دستها که با آنها مینویسیم و میآموزیم و میبخشیم... همین دستها هستند که آنها را برای اجابت دعاهایمان بلند میکنیم. پس طوری عملکرد داشته باشیم که در آن لحظه سرمان را هم بالا ببریم و شرمنده نباشیم و هیچوقت از جمله «ای کاش...» استفاده نکنیم.
مصاحبهکننده و تایپست:همسفر فهیمه رهجوی راهنما همسفر مهتاب(لژیون دوم)
طراح سؤالات: همسفر فهیمه، همسفر مهدیه
عکاس: مرزبان خبری همسفر معصومه
ارسال: راهنمای تازه واردین همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مهتاب (نگهبان سایت)
نمایندگی:همسفران خمین
- تعداد بازدید از این مطلب :
196