English Version
This Site Is Available In English

عقل می گوید تعهدی ات را پرداخت کن اما نفس می گوید چند روز دیگر پرداخت می کنی

عقل می گوید تعهدی ات را پرداخت کن اما نفس می گوید چند روز دیگر پرداخت می کنی

هفتمین جلسه از دور اول لژیون سردار نمایندگی اندیشه با استادی مسافر علی، نگهبانی مسافر ابراهیم، دبیری مسافر حبیب و خزانه داری مسافر علی با دستور جلسه:("وادی ششم و تاثیرآن روی من") چهارشنبه 28 تیر ماه  ۱۴۰۵ساعت ۱۹ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد

سلام دوستان علی هستم یک مسافر، خیلی خوشحالم که تو جمع تان هستم و از ایجنت محترم و آقا ابراهیم نگهبان لژیون سردار کمال تشکر را دارم که این فرصت را در اختیار من گذاشتند تا خدمت کنم و آموزش بگیرم.

دستور جلسه وادی ششم حکم عقل را در قالب یک فرمانده کاملا اجرا نماییم، خیلی خلاصه بخواهم بگوییم حکم عقل برای من مسافر علی اینطوری است که تعهدی دارم ؛ عقل می گوید تعهدی ات را پرداخت کن و نفس می گویید چند روز دیگر پرداخت کن و یک سال از این قضیه گذشته و من هنوز درگیرش هستم و این خود جنگ عقل با نفس اماره است؛
دیروز خدمت آقای زرکش بودیم  و ایشان می گفتند :دوستان عزیزی که تعهدی داریم باید پرداخت کنیم و با بچه ها تماس بگیرید ، اجباری هم نیست ولی فرمودند بپرسید که آیا پرداخت می کنید یا نه)
بنظر من بخشش از همین سبد شروع می شود ؛ تغییرات ذره ذره اتفاق می افتد ، کم کم باید خرج کنم تا به پول زیاد خرج کردن عادت کنم.
در سفر اول 10 هزار تومان در سبد می انداختم و باید در سفر دوم 100 هزار تومان کمک کنم؛ این یک تغییر است و تا تغییر نکنی تبدیل نمی شوی، در سفر اول فرماندهی عقل دست نفس اماره است و یک راهنما برایمان گذاشتند و هرچه راهنما بگویید باید اجرا کنیم؛
همیشه خداوند را شکر می کنم که در تفکرات و علم آقای مهندس زندگی می کنیم، منی که تا دیروز در جامعه هیچ اعتباری به واسطه مصرف مواد نداشتم ( در وادی یازده می گویید که بدترین انسان ها را به بهترین ها تبدیل کرده کنگره 60 به برکت لژیون سردار)

دیگران کاشتند ما خوردیم، ما میکاریم دیگران بخورند؛ کنگره هیچ نیازی به پول من و شما ندارد، کنگره به فهم بخشش ما کار دارد که برای چی باید ببخشم؟
اصلا عددش مهم نیست ؛ من یک موقعی 10 هزار تومان در جیبم دارم و 5 هزار تومانش را می بخشم، یک موقع 100 میلیون دارم و نمی توانم هزار تومان هم خرج کنم.
جالب اینجاست وقتی که نداری ببخشی حالت خوب می شود چون وقتی در مسیر مسقیم قرار می گیریم اولش سخت است؛ چون هم باید سفر کنی هم سرکار بروی تا پول دربیاری ، اول درد است بعد لذت، ولی در مسیر ضد ارزش ها اول لذت را نشان می دهد ، هم راحت به دست می آید چون انرژی مصرف نمی کنیم ولی آخرش سخت است .

انسان اگر فرامین عقلش را گوش کند در آرامش و صلح است ، سفر دومی ها این تجربه را دارند ، برای خود من سخت بود که یک روز بدون مواد بمانم و الان دوسال است که رها شدم و هیچ حسی به مواد ندارم و این خود لذت است؛
خیلی چیزها داشتم ولی نمی توانستم استفاده کنم مانند خانه و ماشین و غیره، الان یه خانواده سالم دارم می بینم و لذت می برم ، فرامین بزرگ با فرمان های کوچک اجرایی می شود، قدم های بزرگ با قدم کوچک،
در منزل به بچه هایم کمک می کنم حالم خوب می شود ولی در مقابلش هم نیروی بازدارنده یا همان شیطان  و نفس اماره نمی گذارد و خیلی قوی است ، باید هم باشد تا انسان به تعادل و فرمان عقل برسد.

خداوند را شاکرم که الان می توانم در لحظه زندگی کنم، یعنی وقتی اینجا هستم قلبم، روحم و جسمم همه گی اینجا حضور دارند و هنگامی که در خانه و با خانواده هستم همانجا حضور دارم.
باید بتوانیم مطالبی که در کنگره آموزش می گیریم را عملی کنیم؛ من چهل سی دی در سفر اول نوشتم و الان هم سی دی های هفته را می نویسم اما آیا توانسته ام بخشی از سخنان آقای مهندس را اجرایی کنم.

برای مثال خود من حدود دو سال است آشغالی به زمین نمی اندازم، اولش سخت بود چون تغییرات ذره ذره در انسان اتفاق می افتد و نیاز به حرکت انقلابی نداریم.
کنگره60 معذرت خواهی را به من یاد داده و الان وقتی در خانه به مشکل می خورم، خیلی راحت عذرخواهی می کنم و به من می گویند جدیدا چقدر زیاد عذرخواهی می کنی و تعجب می کنند.
افرادی زیادی تلاش کرده اند که الان این صندلی ها در اختیار ما است، امیدوارم ماهم بتوانیم با پرداخت تعهد هایمان به خودمان کمک کنیم. ممنونم.

تایپ: مسافر فرامرز
عکس و بارگذاری: همسفر مرتضی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .