سیزدهمین جلسه از دور سوم سری جلسات عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی علی عصارزاده با نگهبانی مسافر مهدی، استادی راهنما محترم مسافر مهدی و دبیری مسافر مرتضی با دستور جلسه «وادی ششم و تأثیر آن روی من» روز پنجشنبه بیست و نهم مردادماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز گردید.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مهدی هستم مسافر

سلام دوستان مهدی هستم، مسافر.
در ابتدا تشکر میکنم از آقا محمود عزیز که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا آموزش بگیرم. همچنین از ایجنت محترم، گروه مرزبانی، نگهبان و دبیر عزیز تشکر میکنم که این فرصت را برای آموزش و خدمت در اختیار من قرار دادند.
دستور جلسه این هفته، وادی ششم؛ حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا نماییم است.
همینالان که ما در این جلسه نشستهایم، میتوانیم نمونههایی از اجرای حکم عقل را ببینیم. وقتی نگاه میکنم، بعضی از دوستان پیراهن سفید ندارند که شاید بخشی از آن بهدلیل تازهوارد بودن عزیزان باشد؛ اما همین موضوع ساده نشان میدهد که حکم عقل در زندگی ما میتواند در کوچکترین مسائل خودش را نشان بدهد.
حکم عقل این نیست که حتماً مسائل پیچیده علمی را بدانیم یا بخواهیم اتم را بشکافیم. گاهی اجرای حکم عقل همین کارهای سادهای است که در زندگی روزمره انجام میدهیم؛ مثل پوشیدن پیراهن سفید، مرتب بودن، سر جای خودش گذاشتن وسایل، انجام دادن فرمان راهنما و حضور بهموقع در جلسه.
اما در مسیر اجرای حکم عقل، نیروهایی هم هستند که سد راه ما میشوند. یکی از مهمترین این نیروها نفس اماره است؛ نفسی که دائماً با عقل درگیر است و تلاش میکند ما را از انجام فرمان درست دور کند.
برای یک تازهوارد ممکن است سؤال باشد که اصلاً عقل چیست؟ روح چیست؟ نفس چیست؟ آرشیو چیست و این مفاهیم چه ارتباطی با یکدیگر دارند؟ به نظر من مطالعه جزوه جهانبینی در اینجا اهمیت بسیار زیادی دارد. اگر جهانبینی را مطالعه و روی آن تفکر و تحقیق کنیم، بسیاری از مطالبی که در صحبتهای راهنما میشنویم برایمان قابل فهمتر میشود؛ در غیر این صورت ممکن است بسیاری از این مفاهیم برای ما گنگ و نامفهوم باقی بماند.
وقتی جهانبینی را بهتر بشناسیم، متوجه میشویم که حکم عقل در همین مسائل ساده زندگی جریان دارد. حتی در لحظهای که عقل به ما میگوید خودکاری را از روی زمین برداریم یا وقتی به خانه میرسیم لباسهایمان را مرتب کنیم و سر جای خود قرار دهیم، داریم حکم عقل را اجرا میکنیم.
این کارهای کوچک، تمرینهایی هستند که ما را به فرمان عقل نزدیک میکنند.
در کنار نیروهای منفی، نیروهای مثبت هم وجود دارند و عقل همواره تلاش میکند مسیر درست را به ما نشان بدهد. وقتی راهنما به من میگوید پیراهن سفید بپوش و در جلسه حاضر شو، در واقع یک فرمان ساده صادر شده است. اگر من آن را اجرا نکنم، باید بدانم که در آن لحظه نفس اماره توانسته است بر فرمان عقل غلبه کند و این نفس باید بهتدریج تربیت شود.
یکی از جاهایی که ما میتوانیم این تربیت را انجام بدهیم، همین کنگره است. وقتی میبینیم جلسه رأس ساعت آغاز میشود، خدمتگزاران بهموقع حضور دارند و هر شخص مسئولیتی را که پذیرفته، انجام میدهد، همه اینها تمرین اجرای فرمان عقل است.
در سفر اول هم همین موضوع را به شکل عملی تمرین میکنیم؛ درست کردن خواب، مصرف منظم دارو، حضور در جلسات، مطالعه جهانبینی و انجام آموزشهایی که راهنما به ما میدهد. مجموعه این کارها بهتدریج باعث میشود ما از بینظمی و فرمانبرداری از نفس، به سمت نظم و فرمانبرداری از عقل حرکت کنیم.
روش DST و درمان در طول سفر اول، یک مسیر آموزشی و عملی است که به ما کمک میکند این نظم را در زندگی ایجاد کنیم و بهتدریج به فرمان عقل نزدیک شویم.
به نظر من انسان در مسیر زندگی همیشه به آموزش و راهنما نیاز دارد. حکم عقل آنقدر پیچیده نیست که نتوانیم آن را اجرا کنیم. اگر از همین کارهای کوچک شروع کنیم و فرمانهایی را که راهنما به ما میدهد بهدرستی انجام دهیم، بهمرور این آموزشها در زندگی ما جاری میشود و سیستمهای مختلف بدن و بهخصوص سیستم ایکس فرصت پیدا میکنند که به تعادل برسند.
در نهایت، فکر میکنم همه ما در کنگره حضور پیدا کردهایم تا آموزش بگیریم؛ حتی جناب مهندس دژاکام هم همواره بر اهمیت آموزش و حرکت درست تأکید دارند.
از آقا محمود، ایجنت محترم، گروه مرزبانی، نگهبان و دبیر عزیز و همه شما دوستان که به صحبتهای من توجه کردید، تشکر میکنم.
از توجه و محبت همه شما سپاسگزارم.
تایپ: مسافر احمد لژیون چهارم
تصویربردار: مسافر ابوالفضل لژیون یکم
ارسال خبر: مسافر مصطفی لژیون یکم
مرزبان خبری: مسافر مرتضی
نمایندگی علی عصارزاده

تایپ: مسافر احمد لژیون چهارم
تصویربردار: مسافر ابوالفضل لژیون یکم
ارسال خبر: مسافر مصطفی لژیون یکم
مرزبان خبری: مسافر مرتضی
نمایندگی علی عصارزاده
- تعداد بازدید از این مطلب :
135