گاهی انسان در مسیر زندگی، آنقدر درگیر صداهای مختلف میشود که صدای اصلی وجود خودش را فراموش میکند؛ صدایی آرام و عمیق که همیشه در درون او حضور داشته، اما در هیاهوی زندگی کمتر شنیده شده است. در وادی ششم میآموزم که عقل، یکی از مهمترین و ارزشمندترین ابزارهایی است که خداوند در وجود انسان قرار داده است. چیزی که برای من مهمتر است، این است که دانستنِ حکم عقل کافی نیست؛ باید بتوانم حکم عقل را اجرا کنم. من در گذشته شاید بارها میدانستم چه کاری درست است، اما انجامش نمیدادم. میدانستم بعضی رفتارها به ضررم هستند، اما باز هم تکرارشان میکردم. میدانستم باید صبر کنم، اما عجله میکردم. میدانستم باید سکوت کنم، اما حرف میزدم. میدانستم باید حرکت کنم، اما در جای خودم میایستادم.
آن زمان تصور میکردم مشکل من ندانستن است؛ اما متوجه شدم، گاهی مشکل، ندانستن نیست، عمل نکردن به دانستههاست. من خیلی وقتها تصمیمهایی گرفتهام که لحظهای برایم شیرین بودهاند، اما نتیجهشان تلخ شده است. وادی ششم به من یادآوری میکند که انسان باید فرمانروای درون خودش را بشناسد و اجازه ندهد هر صدایی در وجودش تبدیل به فرمان شود. عقل با عجله تصمیم نمیگیرد. عقل اسیر هیجان نمیشود. عقل آینده را میبیند. اما من باید یاد بگیرم که به عقل فرصت صحبت کردن بدهم. یکی از بزرگترین تأثیرات وادی ششم بر من این بود که فهمیدم عقل با تفکر و تجربه رشد میکند و با آموزش و عمل، قدرت بیشتری پیدا میکند. وقتی آموزش میگیرم، وقتی تجربه میکنم، وقتی اشتباهات گذشتهام را بررسی میکنم و وقتی به جای فرار از مشکلات، با آنها روبهرو میشوم، در واقع دارم به عقل خودم فرصت رشد میدهم.
در مسیر آموزشها فهمیدم اگر میخواهم زندگیام تغییر کند، باید از درون خودم شروع کنم. نمیتوانم همیشه دیگران را مقصر بدانم. نمیتوانم همه مشکلات را به شرایط، آدمها یا گذشته نسبت بدهم. گاهی باید بایستم و از خودم بپرسم: من در این اتفاق چه نقشی داشتهام؟ این سؤال شاید ساده باشد، اما برای من یکی از سختترین سؤالهاست. چون پذیرفتن مسئولیت، آسان نیست. عقل به من میگوید: اگر اشتباه کردی، از آن درس بگیر، اگر زمین خوردی، بلند شو و اگر چیزی را نمیدانی، آموزش بگیر. من امروز بیشتر از گذشته متوجه شدهام که عقل، با حرف زدن و شعار دادن فرمانروا نمیشود؛ با عمل کردن فرمانروا میشود. ممکن است من ساعتها درباره صبر صحبت کنم، اما وقتی اولین مشکل که پیش میآید کنترل خودم را از دست میدهم، هنوز حکم عقل را اجرا نکردهام.
ممکن است بدانم باید درست زندگی کنم، اما اگر در لحظه انتخاب، راحتترین راه را انتخاب کنم نه درستترین راه را، هنوز عقل فرمانروای واقعی زندگی من نیست و اینجاست که وادی ششم برای من تبدیل به یک آینه میشود. آینهای که به من نشان میدهد بین دانستن و عمل کردن فاصله زیادی وجود دارد. من امروز میفهمم که رشد واقعی زمانی اتفاق میافتد که دانستههای من وارد زندگیام شوند. اگر آموزشها فقط در ذهن من بمانند، تغییری ایجاد نمیشود. من باید آنها را زندگی کنم. باید در رفتارم دیده شوند، در تصمیمهایم، در ارتباطم با خانواده، دوستان و همکارانم، در برخورد با مشکلات، در لحظههایی که عصبانی هستم و حتی در لحظههایی که هیچکس من را نمیبیند.
شاید یکی از مهمترین چیزهایی که از وادی ششم یاد گرفتهام این باشد که فرمانروایی واقعی، از درون انسان آغاز میشود. اگر نتوانم خودم را مدیریت کنم، اگر نتوانم خواستههای نفسم را کنترل کنم، اگر هر احساس و هر خواستهای، مرا با خودش به هر طرف ببرد، چگونه میتوانم انتظار داشته باشم زندگیام را مدیریت کنم؟ من باید یاد بگیرم قبل از هر تصمیمی کمی مکث کنم. گاهی فقط چند لحظه مکث کافی است تا صدای عقل را بشنوم. گاهی باید به جای اینکه بلافاصله جواب بدهم، سکوت کنم. گاهی باید به جای اینکه خشمگین شوم، فکر کنم. گاهی باید به جای اینکه از یک مشکل فرار کنم، آن را بپذیرم و برای حلش قدم بردارم.
اینها شاید از بیرون اتفاقات سادهای باشند، اما برای من نشانههای بزرگی از تغییر هستند. این نکته برای من بسیار مهم است. ممکن است راه را بدانم، اما اگر قدم برندارم، به مقصد نمیرسم. ممکن است بدانم چه چیزی درست است، اما اگر آن را انجام ندهم، دانستن من ارزشی برای زندگیام ایجاد نمیکند. پس امروز تلاش میکنم بین عقل و عمل فاصله کمتری ایجاد کنم. اگر عقل میگوید صبر کن، صبر کنم. اگر عقل میگوید ببخش، ببخشم. من فهمیدهام که همیشه قرار نیست همه چیز مطابق خواسته من پیش برود.
گاهی عقل به من میگوید چیزی را که دوست دارم، برای رسیدن به چیزی بزرگتر کنار بگذارم. گاهی عقل میگوید امروز سختی را تحمل کن تا فردای بهتری داشته باشی و این همان جایی است که تفاوت عقل و خواستههای زودگذر را میتوانم ببینم. امروز وادی ششم برای من یعنی اینکه فرمانروایی زندگیام را آرامآرام به عقل بسپارم؛ نه به ترس، نه به خشم، نه به عجله، نه به حسادت، نه به ناامیدی و نه به خواستههای لحظهای. البته میدانم که این مسیر یکشبه طی نمیشود. من هنوز گاهی اشتباه میکنم. هنوز گاهی احساساتم بر من غلبه میکنند.
هنوز گاهی تصمیمهایی میگیرم که بعداً متوجه میشوم میتوانستم بهتر عمل کنم. اما تفاوت امروز من با گذشته در این است که اشتباهاتم را بهتر میبینم. دیگر نمیخواهم از اشتباهاتم فرار کنم. میخواهم آنها را تبدیل به تجربه کنم. میخواهم هر اشتباه، پلهای باشد برای بالا رفتن میخواهم هر شکست، چیزی به من یاد بدهد. میخواهم هر روز کمی بیشتر از دیروز، حکم عقل را در زندگیام اجرا کنم. شاید وادی ششم برای من در یک جمله خلاصه شود: عقل را باید شناخت، به آن احترام گذاشت و در نهایت، فرمانش را اجرا کرد. من امروز به این باور رسیدهام که اگر عقل فرمانروای درون من باشد، آرامآرام زندگی من هم نظم بیشتری پیدا خواهد کرد. روابط من بهتر خواهد شد. تصمیمهای من پختهتر خواهد شد.
صبر من بیشتر خواهد شد. مهمتر از همه، من خودم را بیشتر خواهم شناخت و شاید زیباترین بخش این مسیر این باشد که انسان در پایان متوجه میشود آن چیزی که سالها دنبالش بوده، بخشی از وجود خودش بوده است. امروز میخواهم بیشتر گوش کنم کمتر عجله کنم. بیشتر تفکر کنم. کمتر واکنش نشان بدهم. بیشتر آموزش بگیرم و مهمتر از همه، آنچه را میدانم، به مرحله عمل برسانم. پس از امروز، هر بار که در برابر یک انتخاب قرار میگیرم، سعی میکنم لحظهای سکوت کنم و از خودم بپرسم: آیا این تصمیم، حکم عقل است یا فقط خواستهای است که میخواهد مرا با خودش ببرد؟ اگر بتوانم همین یک سؤال را در زندگیام جدی بگیرم، شاید بسیاری از مسیرهای اشتباه گذشته دوباره تکرار نشوند. وادی ششم فقط یک دستور جلسه نبود؛ بلکه یکی از مهمترین درسهای زندگی من بود، درسی برای اینکه دوباره فرمانروای سرزمین وجود خودم باشم.
من در کنگره در مصرف نکردن قلیان و سیگار به فرمان عقل رسیدم؛ زیرا متوجه تخریبهای آن شدم. به مدت ده ماه به بهترین روش، درمان شدم و این مساله از صفحه زندگیم پاک شد. روش DST بهترین روش برای درمان مواد مخدر، سیگار و قلیان و حتی چاقی است که امتحان خود را طی چندین سال پس داده است و اکنون مقالاتی در رابطه با درمان سرطان ارائه شده است. با استفاده از این روش همسفران و مسافران به تعادل میرسند و کلید حل مشکلات را مییابند. به امید روزی که عقل، این فرمانروای بزرگ، در وجود همه ما جایگاه واقعی خودش را پیدا کند و ما بتوانیم فرمانهایش را با عشق، آگاهی و عمل اجرا کنیم.
نویسنده و ویرایش: راهنما ویلیام همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر مرجان (لژیون پنجم) دبیر اول سایت
ارسال: همسفر هستی رهجوی راهنما همسفر رویا (لژیون اول)نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ابوریحان تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
74