خدا را شکر میکنم و سپاسگزارم از آقای مهندس که کنگره را به وجود آوردند تا انسانهای رنج کشیده به این مکان بیایند و به حالخوش و آرامش برسند، کنگره برای من مملو از امید و انگیزه بود و راه درست زندگی کردن را به من و مسافرم نشان داد و خداوند زمان و راه را برای مسافرم باز کرد که به درمان و رهایی برسد. کنگره یک مکان مقدس برای ما بود چون دوباره در آن متولد شدیم و گوهری به دست آوردیم که هیچ جای دنیا نیست. اگر بخواهم از قبل از کنگره خود بگویم همیشه یک تردید و ترس نسبت به مواد در مورد مسافرم در من وجود داشت و از آدمهای مصرفکننده مواد و سیگاری اطراف دوری میکردم؛ چون مخالف و هیچ علاقهای به مصرف آنها نسبت به خودم و انسانهای دور خودم نداشتم و از آنجایی که مخالف مواد یا سیگار همسرم بودم و او هم این را میدانست در حد و مرز خود و دور از خانه به مصرف مواد پرداخت تا اینکه تصمیم به ترک آن کرد و با این همه حال که من متنفر از اعتیاد بودم و هیچ وقت فکر نمیکردم که همسر یک مصرفکننده باشم همراه و همسفر مسافرم شدم و به کنگره آمدم و برای زندگی و رهایی خودمان تلاش کردم و ترس و ناامیدی و همه ضدارزشها را پشت در کنگره رها کردم و وارد کنگره شدم و الان که سه ماه از آمدن من به کنگره میگذرد و مسافرم بعد از تصمیم به ترک مواد قبول به ترک سیگار کرد و در صورتی که این چند سال نه اراده و نه قبول میکرد که ترک کند و خوشحالم و امیدوارانه شاکرم از خدا و آموزشهای کنگره و قدردان راهنماهای خودم همسفر مریم و همسفر سمیه و راهنمای مسافرم که باعث تغییر، تحول، عشق، محبت و آرامش در زندگی ما شدند.
نویسنده: همسفر خدیجه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون نهم)
رابط خبری: همسفر هاله رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون نهم)
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون چهارم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی نیمایوشیج
- تعداد بازدید از این مطلب :
91