English Version
This Site Is Available In English

خدمت سرشار از آموزش و تجربه مرزبانی

خدمت سرشار از آموزش و تجربه مرزبانی

مصاحبه ای داشتیم با همسفر نسرین و همسفر ثریا که جایگاه پر از آموزش و شیرین مرزبانی را تجربه کرده اند،که توجه شما را به این گفت و گو جلب می نماییم.

لطفاً به‌ رسم کنگره خود را معرفی کنید؟

همسفر ثریا: سلام دوستان ثریا هستم یک همسفر عضو کنگره شصت .
همسفر نسرین: سلام دوستان نسرین هستم یک همسفر آخرین آنتی ایکس مصرفی اوپیوم ـ قرص مدت سفر ۱۳ ماه و ۲۰ روز با روش DST و داروی OT راهنمای مسافرم آقا رضا راهنمای خودم خانم سکینه مدت رهایی سه سال و هشت ماه و ۱۶ روز ،ضمناً هر دو عضو لژیون سردار هستیم .

لطفا کمی از تجربه و آموزش خود در جایگاه مرزبانی برایمان بفرمایید؟

همسفر ثریا: جایگاه مرزبانی برای من فقط یک جایگاه تشریفاتی نبود یک دوره آموزشی کامل بود که در این جایگاه آموزش های زیادی گرفتم قبل از اینکه بخواهم دیگران را مدیریت کنم یاد گرفتم اول خودم را مدیریت کنم  صبر و محبت، نظم ،اجرای قوانین، مسئولیت پذیری، چیزهای بود که من در این جایگاه بیشتر از قبل یاد گرفتم. یاد گرفتم مرزبان بودن یعنی خدمت کردن نه دستور دادن.
همسفر نسرین: جایگاه مرزبانی برای من سراسر آموزش و حال خوش بود زیرا همزمان با مرزبانی نگهبان لژیون سردار بودم ، ورزشبان شنا بودم ، و در کنار این‌ها بیرون از کنگره به کلاس‌های خصوصی دیگر میرفتم و ادغام این چند خدمت برایم جز کسب آموزش و حال خوش چیز دیگری نداشت.چرا که به خاطر سردار ماهی یک بار در جلسات تهران شرکت می‌کردم جا دارد تشکری داشته باشم از خانم شیمای عزیزم و سایر دستیاران ایشان به خاطر جایگاه ورزش بانی هفته دو بار در استخر حضور داشتم که برایم سراسر آموزش و انرژی بود، و اما از جایگاه مرزبانی که هرچه از آموزش آن بگویم کم است. جا دارد از راهنماهای خوب نمایندگی الوند تشکری داشته باشم که از تک تک آنها عشق و محبت واقعی را آموختم و در تمام این مدت همیشه بهترین همکاری و همراهی را در کنار من داشتند. 

شما روزی که به عنوان همسفر وارد کنگره ۶۰ شدید تصور می‌کردید که بتوانید این جایگاه را تجربه کنید؟

همسفر ثریا: صادقانه بگوییم اصلا روزهای اول اصلا تصور نمی کردم روزی بتوانم در این جایگاه خدمت کنم هدفم فقط این بود که آموزش بگیرم و قدم به قدم جلو بروم تا مسافرم به رهایی و درمان برسد اما کنگره به من یاد داد اگر در مسیر بمانم آموزش بگیرم اتفاق‌هایی می‌افتد که شاید روز اول حتی تصورش را هم نمی‌کردم جایگاه مرزبانی برای من یکی از همان اتفاق‌های قشنگ بود.
همسفر نسرین: من اولین بار که با مسافرم به کنگره آمدم ماندگار نشدم زیرا ایمانی به کنگره ۶۰ نداشتم به همین دلیل رفتم ولی مسافرم ماندگار شد درمان شدند  و به رهایی رسیدند و بعد از رهایی ایشان من به کنگره آمدم ولی این بار کاملاً متفاوت و با یک دیدگاه و نیت دیگر به کنگره آمدم تا خدمت و کسب آموزش کنم. یادم می‌آید که هر وقت از راهنمایم بابت زحماتی که برایم کشیدند تشکر می‌کردم می‌فرمودند: که حاصل زحمات و تلاش خودتان است، من هرگز فکر این را نمی‌کردم که روزی مرزبان شوم ولی بعد از رهایی، خودم یک نیرو و یک جوشش در خود حس میکردم که می‌گفت نسرین بلند شو الان وقت این شده که همان طور که به تو خدمت شده تا به حال خوش برسی باید خدمت را شروع کنی تا افراد زیادی بیایند و به حال خوش برسند . و بابت این موضوع اصلاً آرام و قرار نداشتم و خواسته مرزبانی در وجودم شکل گرفت و این صدای فرمان عقل بود که من فرمانبردار اش شدم .

لطفا از تاثیری که جایگاه مرزبانی در زندگی شخصی شما داشته برایمان بفرمایید؟

همسفر ثریا: مرزبانی باعث شد خیلی از ضعف‌های خودم را بهتر ببینم یاد گرفتم در شرایط سخت زود تصمیم نگیرم بیشتر گوش کنم و کمتر قضاوت کنم. شاید مهم‌ترین چیزی که با خودم از این جایگاه به زندگی شخصی بردم این بود که فهمیدم مسئولیت داشتن یعنی پاسخگو بودن این آموزش ها فقط در کنگره نماند و در روابط خانوادگی و زندگی روزمره ام هم تاثیر گذاشت. 
همسفر نسرین: من و مسافرم هر دو در جایگاه مرزبانی همزمان خدمت داشتیم ، بسیار تا بسیار برایمان آموزش داشت و این آموزش‌ها را در زندگی در کنار فرزندانمان کاربردی و اجرایی کردیم ، و تاثیر بسزایی در زندگیمان داشت . خدمت مرزبانی برایمان سراسر آموزش ،  حال خوش ، انرژی و کلی خاطرات شیرین و برکت مادی و معنوی داشت . جایگاه مرزبانی باعث شد تا من بهتر و بیشتر با صور پنهانم آشنا شوم در واقع به نوعی باعث بیداری من شد و مرا از خواب بیدار کرد .

در کلام آخر اگر صحبتی دارید بفرمایید و یک جمله دلی برای راهنمای خود بفرمایید ؟

همسفر ثریا: در آخر فقط می‌توانم بگویم که امروز اینجا هستم نتیجه مسیری است که با آموزش و خدمت طی کردم از کنگره یاد گرفتم که هیچ جایگاهی برای همیشه نیست چیزی که می‌ماند آموزش و اثری است که از خودم به جای می‌گذارم و در کنگره عشق و محبت و عدالت و عمل سالم ماندگار است. و در آخر به راهنمای عزیزم می‌گویم، استاد عزیزم شاید نتوانم با کلمات بگویم چقدر مدیون آموزش‌هایتان هستم اما هر قدمی که امروز محکم‌تر برمیدارم بخشی از آن را مدیون صبر و محبت و آموزش‌های شما می‌دانم امیدوارم تمام این زحماتی که برای من کشیده‌اید خیر و برکتش در زندگی شما جاری باشد.
همسفر نسرین: از خداوند مهربان بسیار سپاسگزارم که اجازه دادند در این بعد از هستی خدمتگزار بندگان خدا باشم ،از آقای مهندس و خانم آنی عزیزم سپاسگزارم از فرزندان دلبند شان سپاسگزارم،از راهنمای عزیزم سپاسگزارم که حال خوش امروزم را مدیون زحمات و آموزش‌های ناب ایشان هستم دست ایشان را در قلبم می‌بوسم و برای ایشان از خداوند مهربان بهترین‌ها را خواهانم، از ایجنت و مرزبانان محترم تشکر می‌کنم و خدا قوت عرض می‌کنم خدمتشان ،بنده در جایگاه مرزبان خبری بودم جا دارد که از اعضای گروه سایت تشکر ویژه داشته باشم که نهایت همکاری را در دوره خدمتم با من داشتند امیدوارم برکت این خدمت‌ها نوری باشد در ‌دل ها و زندگی‌ آنها. 
از شما سپاسگزارم که با بنده مصاحبه انجام دادید. 

مصاحبه‌کننده: همسفر صفیه رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون سوم)
مصاحبه‌شونده: همسفر نسرین و همسفر ثریا
عکاس: راهنمای تازه واردین همسفر معصومه
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر معصومه  (لژیون پنجم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی الوند قزوین

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .