جلسه هشتم از دوره سی و چهارم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی لوییپاستور به استادی راهنما همسفر پریسا، نگهبانی همسفر سمیه و دبیری همسفر ماندانا با دستور جلسه «وادی ششم (حکم عقل را در قالب فرمانده کاملاً اجرا نمائیم.) و تاثیر آن روی من » روز سهشنبه ۲۷ مرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد

خلاصه سخنان استاد
از وادی اول با تفکر قدمبهقدم جلو آمدیم تا به وادی عمل رسیدیم. وادی ششم میگوید ما با کمک عقل که یکی از اجزای صور پنهان و هدایتکننده درونی انسان است، میتوانیم آموختههایمان را به اجرا دربیاوریم و کارهایمان را درست انجام بدهیم. این وادی اهمیت و جایگاه عقل را به ما یادآوری میکند که انسان هر کاری بخواهد انجام بدهد؛ اگر عاقلانه تصمیم نگیرد و به حرف عقلش گوش ندهد، ضرر و زیان میبیند.
منظورم این است که ما به فرمان و تدبیر عقل بیتوجه هستیم و این بیتوجهی برای خودمان مایه زیان و پشیمانی است. این زیان ممکن است هم به جسم و هم به نفس ما وارد بشود؛ پس اگر بتوانیم فرمان عقل را بشنویم و آن را اجرا کنیم، به تدریج میتوانیم حال خوش و آرامش را به دست بیاوریم.
حالا اهمیت و جایگاه عقل برای چیست؟ برای اینکه بتوانم به هدف یا خواسته معقولی که دارم دست پیدا کنم. وقتی در زندگی تصمیمی میگیرم و نتیجه خوبی میدهد، چقدر اعتماد به نفس ما بالا میرود! این میشود گوش دادن به فرمان عقل. حال سؤال پیش میآید که من چگونه فرمان عقل را در زندگی اجرا بکنم؟ عقل برای اینکه فرمان درستی را صادر کند، باید دانایی و اطلاعات درستی داشته باشد. زمانی که انسان آموزش و آگاهیاش بالا برود، قدرت تشخیص او هم بالا میرود؛ پس عقل میشود یک نیروی تشخیص دهنده که کار درست را انجام بدهم یا انجام ندهم؟ ولی آیا فقط دانستن این مسئله کافی است؟ ممکن است من بدانم باید کاری را انجام بدهم؛ ولی انجامش ندهم!
زمانی که به کنگره میآیم به من همسفر میگویند: ای همسفر! بال پرواز مسافرت باش، همراه مسافرت باش. ده، یازده ماه زمان میبرد. یک سری قوانین داریم، باید این قوانین را اجرا کنی. حالا من این را بدانم و اجرایش نکنم یا کاری را که نباید انجام بدهم را انجام دهم. میدانم نباید حسادت کنم ولی حسادت کنم، میدانم نباید دروغ بگویم ولی دروغ بگویم، میدانم نباید غیبت کنم ولی غیبت کنم؛ این یعنی من به فرمان عقل توجه نمیکنم و آن را اجرایی نمیکنم.
مسئله دیگری که میتواند بر دریافتهای ما تأثیرگزار باشد، حس ماست. در کنگره میگوییم: حس اولین نیرویی است که قوه عقل را به کار میاندازد. اگر حس همسفری خراب یا آلوده باشد؛ مثلاً پر از خشم و کینه باشد، نمیتواند دریافتهای درستی داشته باشد. منِ همسفر وقتی که در کنار مسافرم قرار میگیرم، نفس من جلو میآید، میگوید نسبت به ناراحتی و عصبانیت واکنش نشان بده. وقتی مسافر کاری میکند که من ناراحت میشوم، نفس من میگوید سریع واکنش نشان بده، توبیخش کن، گذشتهاش را به رویش بیاور، سرزنشش کن؛ اما اگر آموزش دیده باشم در چنین مواقعی عقل به من میگوید: آرام باش، عجله نکن، آموزش بگیر چون هر کدام از شما باید در مسیر خودتان حرکت کنید و این میشود فرمان عقل را اجرا کردن.
برای رسیدن به فرمان عقل میتوانیم با انجام همین کارهای کوچک شروع کنیم؛ وقتی به کسی قول میدهم، به آن را عمل کنم. اگر فکر میکنم این حرف را به کسی بزنم ممکن است ناراحت بشود، قبل از اینکه از دهانم خارج بشود، در موردش تفکر کنم. همین کارهای ساده و آسان میشود فرمان عقل و در نهایت انشاءالله همه ما بتوانیم آن کنیم که فرمان است.
مرزبانان کشیک: همسفر مرجان مسافر مصطفی
تایپ: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر سعیده (لژیون هشتم)
عکاس: راهنمای تازهواردین همسفر نیلوفر
ارسال: مرزبان خبری همسفر مرجان
همسفران نمایندگی لوییپاستور
- تعداد بازدید از این مطلب :
84