English Version
This Site Is Available In English

عقلی که حاکم و فرمانروا است

عقلی که حاکم و فرمانروا است

جلسه هشتم از دوره چهل و چهارم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی ابوریحان به استادی همسفر زهرا، نگهبانی همسفر زهره و دبیری همسفر نرگس با دستور جلسه «وادی ششم (حکم عقل را در قالب فرمانده کاملاً اجرا نمائیم.) و تاثیر آن روی من» روز  سه‌شنبه ۲۷ مرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

در ارتباط با وادی ششم، من صحبت‌هایم را با یک سؤال شروع می‌کنم که انسان در زندگی از چه چیزی پیروی می‌کند؟ از احساسات، از عادتش یا از فرمان عقل؟ جواب ما مشخص است: «از فرمان عقل.» ولی این عقل چیست؟ اصلاً‌ کدام عقل؟ جنسیت آن چیست؟ جنس آن چه است؟ هرچیز در این دنیا یک جنسی دارد. جنس لباس می‌تواند از ابریشم یا کتان باشد، حتی خیلی چیزها که ما نمی‌بینیم جنسیت دارد، مثل اکسیژن که از اتم تشکیل شده است. سؤال این است: «کدام عقل؟»

در این جوامع که ما هستیم، عقل را به چند دسته تقسیم کردند: عقل غریزی، عقل تحلیلی، عقل علمی و عقل‌ را شاخه‌ای کرده‌اند؛ در صورتی که همهٔ این عقل‌هایی که شاخه‌ای کرده‌اند، فقط زیر مجموعه یک عقل هستند، آن هم عقل اصلی است؛ عقلی که حاکم و فرمانروا است.

ما در این دنیا آمده‌ایم تا تمرین کنیم، تمرین چی؟ تمرین فرمانبرداری از عقل، اینکه فرمان عقل را اجرا کنیم. حالا فرمان عقل خیلی چیز سختی نیست؛ چیزهای راحتی مانند مسواک بزن، صبح زود بیدار شو، پیاده‌روی کن، برای سلامتی تلاش کن و این چیزها است.

انسان‌ها به دو دسته تقسیم می‌شوند: یا فرمان عقل اجرا می‌کنند یا فرمان عقل نمی‌شنوند. کسانی که فرمان عقل را اجرا می‌کنند، انسان‌های والایی هستند و انسان‌هایی هستند که به طبقات بالا می‌رسند، ولی کسانی که فرمان عقل را اجرا نمی‌کنند، چون صدای فرمان عقل را نمی‌شنوند تا آن را اجرا کنند و در هیاهوی موانع و نیروهایی که جلوی آن‌ها هستند، صدا به گوش آن‌ها نمی‌رسد. این موانع چه هستند؟ همان غیبت کردن، همان منیت و تجسس کردن، این‌ها موانعی هستند که نمی‌گذارند صدای عقل به گوش ما برسد. برای مثال من خودم زمانی که به دانشگاه می‌روم، ایرپاد می‌گذارم و می‌روم؛ حالا هر چقدر در اطراف من صحبت کنند یا زمانی که در اتاقم هدفون در گوش من است، هر چقدر پدر و مادر صدایم کنند، من اصلاً نمی‌شنوم. دقیقاً عقل هم به همین صورت هست؛ هر چقدر داد و فریاد می‌زند «من این حکم می‌دهم، این فرمان را می‌دهم و حکم عقلانی این است»، ما نمی‌شنویم. چرا؟ چون آن‌ها اجازهٔ این کار را به ما نمی‌دهند.

یک زمانی می‌رسد وقتی این تمرین‌ها را انجام دادیم، در بعد بعدی می‌توانیم از این‌ها پیروی کنیم. حالا ما چگونه باید به این فرمان عقل برسیم؟ برای رسیدن به فرمان عقل یک راه وجود دارد و می‌توانیم فرمان عقل را اجرا کنیم و آن تزکیه و پالایش است. این تزکیه و پالایش به امان خدا به وجود نمی‌آید، فقط یک راه دارد و آن هم دانایی است. منظور از دانایی این نیست که ما فقط در یک رشته به علم برسیم؛ ما باید در همهٔ رشته‌ها علم داشته باشیم. زمانی که ما ذره‌بین را از روی دیگران برداریم و روی خودمان بگیریم، آن موقع ما به تزکیه می‌رسیم و مشکلات را در خودمان پیدا کردیم و با تصحیح خودمان می‌توانیم آدم‌های دور خود را تصحیح کنیم. این طور می‌شود که ما وارد تزکیه و پالایش می‌شویم.

من زمانی که فرمان عقل را شنیدم، (کنار مصرف قلیان، غیبت و خشمی که داشتم و موانعی که برای من بود)، این‌ها را کنار گذاشتم و به آن فرمان عقل رسیدم که قلیان را باید درمان کنم. الان من خودم به دنبال درمان می‌دوم، چطوری؟ قبل از اینکه راهنما بخواهد به من بگوید فلان روز کاهش پله‌ام است، من خودم از یک هفته قبل می‌دانم فلان روز کاهش پله دارم. چرا؟ چون در گوشی، تقویم و دفترم آن را دارم و خودم دنبال آن می‌دوم.

من همیشه می‌گفتم «کنگره چه دارد؟» و این جمله را تکرار می‌کردم. زمانی که یک سری تغییرات را در پدر و مادر دیدم و خودم وارد کنگره شدم. خدا را شکر و از راهنما همسفر مرجان تشکر می‌کنم. خدا را شکر آن تزکیه در درونم اتفاق افتاده است و خشم من کمتر شده است و خیلی موارد دیگر اتفاق افتاده است و این یعنی من توانسته‌ام موانعی که سر راه من بوده است و راه شنیدن عقل را بسته بود را از بین ببرم و به این درجه برسم.

اهدا لوح سردار 

مرزبانان کشیک: همسفر فاطمه و مسافر عباسعلی 
تایپیست: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر فرشته (لژیون سوم)
عکاس، ویرایش و ارسال: همسفر هستی رهجوی راهنما همسفر رؤیا (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ابوریحان تهران

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .