English Version
This Site Is Available In English

فرماندهی عقل به یکباره اتفاق نمی افتد

فرماندهی عقل به یکباره اتفاق نمی افتد

چهارمین جلسه از دوره چهل و چهارم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰نمایندگی نیمایوشیج بهشهر به استادی مسافر ایرج،نگهبانی مسافر هادی و دبیری مسافر احسان با دستور جلسه(وادی ششم و تأثیر آن روی من )در روز سه شنبه ۲۷مرداد۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد. 

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان ایرج هستم یک مسافر. سپاسگزار خداوند و آقای مهندسم که این بستر را فراهم نمودند تا به درمان برسم و در تعادل قرار بگیرم. از راهنمای درمان خودم آقا مصطفی و درمان سیگار و راهنمای تازه واردین آقا ولی الله تقدیر و تشکر می کنم. ضمن اینکه از راهنمای محترم آقا محمد علی  ممنونم که این فرصت را به من دادن تا اموزش بگیرم و خدمت کنم ، از همه شما عزیزان تشکر می کنم.


در رابطه با دستور جلسه که می گوید که وادی ششم است و تأثیر آن روی من ؛اگر وادی ششم را در کتاب چهار وادی خوانده باشید در ابتدا جناب مهندس می گوید که مغز چیست و کار عقل چیست.مغز ترجمه کننده ای است که توسط عقل استنباط و اجرا می شود.برداشت من این است که هرکدام از ما در زمان مصرف عقل داشتیم ولی چه اتفاقی می افتد که عقل ما درست تصمیم می‌گیرد یا خلاف آن اتفاق می افتد!

زمانی که ما درگیر مصرف مواد مخدر هستیم این مواد از سد خونی مغز به سادگی عبور می کند برخلاف غذاها،آرام آرام اختیار کامل عقل را می‌گیرد و تصرف می کند،خب بعد آن دیگر در کنترل ما نیست و کارهایی می کنیم که نمی بایست انجام دهیم.مهندس می گوید در زمان سفر کارهای بزرگ انجام نده و معاملات بزرگ انجام نده،سعی کنید شراکت نکنید و ازدواج صورت ندهید یا طلاق نگیرید چون در تعادل قرار ندارید و تصمیم گیری برای شما سخت می شود.

در این حالت نفس اماره بر شما مسلط شده است.مثالی می زنم؛در پارک با بچه های کنگره پینگ پونگ بازی می کنیم،گاهی خارج از کنگره می آیند و با ما بازی می کنند.دو نفر که حدود سی تا چهل سال سن داشتند.خب زمانی که بین افرادی بازی می کنید ابتدا دقت می کنید و اگر افرادی مشغول بازی کردن هستند از آنها اجازه می گیرید،این دو نفر به یکباره آمدند و بدون اجازه راکت را برداشتند  و شروع کردند به بازی کردن.یکی‌از بچه ها واکنشی که داشت این بود که آن راکت شخصی است و شما اجازه ندارید آن را بردارید.گفتند مگر چه اتفاقی افتاده می خواهیم  بازی کنیم.ما که کنگره ای بودیم می دانستیم چه خبر است آن شخصی که واکنش نشان داد خب کنگره نبود شروع کرد به جر و بحث کردن.من گفتم شما کاری نداشته باشید و بازی کنید.این تصمیم گیری  دست خودش نبود چون عقلش درست تصمیم نمی گرفت و اگر به او می گفت این کار را انجام بدهید خوب است.

چون نفس اماره به او غلبه کرده است خب به خودش می گوید من که خلافی نکردم و می خواهم بازی کنم و یک نوع تفریح مجاز است پس مشکلی نیست که به من آسیب بزند.مخدر هم همینطور است شما ابتدا می گویید این که قرار نیست به من آسیب بزند ولی آرام آرام که پیش می‌رود به شهر وجودی شما بسیار نرم و گزنده آسیب می‌زند،اوایل که نفس لوامه می آید و به شما می‌گوید اشکال دارد و درگیر می شوید مدام می گویید این چکاری بود من کردم،از لحاظ مادی و فیزیکی مشکلاتی برای من به وجود آمده است.و می‌گویید باید کنار بگذارم و زمانی که تصمیم می گیرد شهر وجودی اجازه نمیدهد و به شما فشار وارد می شود .مشکلاتی در صور آشکار برای شما ایجاد می شود.خماری بیرون روی و سایر علائم که بارها در کتب مهندس آمده است.بنابراین ممکن است تلاشی نکنید.

مجدد در نفس مطمئنه درگیر موضوع می شوید.شما باید راه را پیدا کنید و راه کجاست ؟در کنگره آن هم ذره ذره همانطوری که از سد خونی شما عبور کرد و عقل را تصرف کرد باید آرام آرام اثرات مخدر در لایه های صور پنهان و ظاهر رفع شود و به مرور به تعادل برسیم.

خداوند را شکر می کنم که من ایرج آمدم و در این مکان به رهایی رسیدم امیدوارم همه ی سفر اولی بتوانند به خواسته اصلی که درمان و رهایی است دست پیدا کنند. از اینکه با سکوت خود به صحبت های من گوش کردید از همه شما سپاسگزارم.

عکاس مسافر سبحان لژیون ششم 

ویرایش و بارگذاری مسافر محمد جواد لژیون هشتم 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .