سلام دوستان، میلاد هستم، یک مسافر.
از خداوند سپاسگزارم بابت حضورم در کنگره ۶۰.
وادی ششم
«حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا کنیم.»
من در زندگیام اصلاً در مورد عقل فکر نکرده بودم و به داشتن یا نداشتنش توجه نمیکردم، ولی الان که به این وادی توجه میکنم، میبینم که واقعاً عقل حکم یک فرمانده را در زندگی من ایفا کرده است.
عقل من با توجه به دادهها و آموزشهایی که به آن دادهام شکل گرفته است. بنابراین، اگر آموزشهای من در زندگی بر اساس ارزشها بوده باشد، عقل من یک فرمانده دلسوز و کارآمد بوده، ولی اگر براساس ضد ارزشها بوده باشد، عقل من یک فرمانده بسیار بداخلاق و شاید بیادب، و یا اصلاً معتاد بوده است.
پس نتیجه میگیرم که این جایگاهی که من الان در آن هستم، بر اساس تصمیمهایی بوده که با عقلم گرفتهام، و لاغیر.

سلام دوستان،قاسم هستم،یک مسافر.
گاهی عقل، همان صداییست که در شلوغیِ دنیا آراممان میکند؛ اما دل، راه خودش را میرود.
کاش میشد همیشه به فرمان عقل زندگی کرد، نه به حرف دلی که بارها شکسته و باز هم امیدوار مانده است.
چه سخت است وقتی میفهمی بعضی چیزها را نمیشود با منطق توضیح داد؛ بعضی دردها فقط باید حس شوند.
شاید عقل راه نجات را بلد باشد، اما این دل است که تمامِ راه را با زخمهایش به یاد میسپارد.
و من هنوز میان عقل و دل ماندهام؛ جایی که نه میتوانم فراموش کنم، نه میتوانم ادامه ندهم.

سلام دوستان،حمید هستم،یک مسافر.
ما انسانها در تمام طول زندگی و مادامی که در این جهان هستیم، بایستی از فرمان عقل پیروی نماییم و این مقدور نمیشود، مگر با سعی و تلاش، یادگیری آموزشهای لازم و بالا بردن آگاهی.
عقل متاعی است که از طرف خداوند باریتعالی به ما انسانها اعطا گردیده و پرواضح است که خداوند هیچگاه بدِ بندگانش را نمیخواهد و به نوعی، عقل هیچگاه فرمان غیرمنطقی و اشتباه به انسان نمیدهد.
عقل برای صادر کردن فرمان، نیاز به اطلاعات دارد و همانطور که یک قاضی برای صدور رأی احتیاج به اطلاعات دارد تا حکم بدهد، عقل هم برای بهترین فرمان ممکن، احتیاج به اطلاعات صحیح دارد. حتی اگر شما اطلاعات اشتباه به عقل بدهید، عقل سریعاً فرمان اشتباه را صادر نمیکند، بلکه به انسان راه درست را گوشزد میکند و یک ندا هم از درون، انسان را به سمت اشتباه هدایت میکند.
بهطور مثال، شما به یک مغازه برای خرید میروید و مغازهدار به جای اینکه ۵۰۰ هزار تومان کارت بکشد، اشتباهاً ۵۰ هزار تومان میکشد. در اینجا ندایی از درون به شما میگوید: «راستش را به صاحب مغازه بگو» و ندایی دیگر به شما میگوید: «برو، او که متوجه نشده است.»
بله، انسان همیشه با دو القای درونی و مخالف هم روبهروست؛ یکی القای مثبت و عقلانی و دیگری القای منفی و نفسانی. نفس انسان را همیشه به راحتترین راه امر میکند، ولی عقل همیشه راه صحیح و فرمان درست را به ما نشان میدهد و اینکه ما از کدام اطاعت کنیم، بستگی به میزان آموزش، درک و دانایی ما دارد.
پس نتیجه اینکه اگر بعضی از ما در زندگی به مطلوبهایمان نمیرسیم، دلیلش برداشتهایی است که از مسائل داریم. چون نفس اماره، انسان را با دادن اطلاعات غلط و تصاویر اغواکننده و زودتر و راحتتر رسیدن به مقصد، به اشتباه میاندازد تا به هدف خود برسد؛ اما فرمان عقل شاید راه رسیدن به مقصد را سختتر و طولانیتر کند، ولی نتیجه، مطمئناً رسیدن به سرمنزل مقصود و صراط مستقیم است.
به قول مهندس عزیز، رسیدن به فرمان عقل کار سخت و پیچیدهای نیست، بلکه درست و بهموقع انجام دادن کارهاست.
عکس:مسافر عباس
تنظیم:همسفر یاسین
- تعداد بازدید از این مطلب :
74