English Version
This Site Is Available In English

عقل و عشق؛ دو بال خدمت و رهایی در کنگره ۶۰

 عقل و عشق؛ دو بال خدمت و رهایی در کنگره ۶۰

جلسه سیزدهم از دوره هفدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی دکتر مسعود، با استادی اسیستانت دیده بان محترم مسافر بهروز، نگهبانی مسافر فردین و دبیری مسافر اسلام با دستور جلسه «وادی ششم ، حکم عقل را در قالب فرمانده کاملا اجرا نماییم» یکشنبه 25 مرداد  ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان بهروز هستم یک مسافر؛ قبل از هر چیز، باید خداوند متعال را شکر بگویم. البته «شکرگزاری» کلمه‌ای ساده است، اما من آن را بسیار دوست دارم و گاهی احساس می‌کنم با همین یک کلمه می‌توانم حق مطلب را ادا کنم.
هیچ‌گاه نباید از خودمان غافل شویم و باید از خود بپرسیم: آیا وقتی می‌گوییم «خدا را شکر»، در عمل نیز شکرگزار هستیم؟ آیا توانسته‌ایم شکرگزار دست‌ها و کمک‌هایی باشیم که سمت ما دراز شده است؟ شکرگزار همسری که داریم؟ چطور با او رفتار می‌کنیم؟ شکرگزار مادری که داریم یا راهنمایی که در کنار ماست؟ شکرگزار خداوندی که ما را با جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰ آشنا کرد؟ خدایا شکر، خدایا شکر...
عقل می‌گوید بخشش کن، هوشیار باش و بیدار شو. کلِ کار جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰ همین بیداری است. وقتی بیدار شوم، می‌توانم با عقلم درست و هوشیارانه زندگی کنم. امروز علاوه بر برگزاری جلسه، مراسم تودیع و پیمان مرزبانان محترم و ایجنت محترم نمایندگی را در پیش داریم. می‌دانید، عقل انسان درک می‌کند که چه چیزی خوب و چه چیزی بد است، اما عشق است که کیفیت و معنا می‌دهد. اگر هم عقل برسد و هم عشق، آن‌گاه بزرگ‌ترین معجزه‌ها رخ می‌دهد.
مرزبانان، ایجنت‌ها، راهنماها و تمام کسانی که در کنگره خدمت می‌کنند، دارای این ویژگی هستند؛ هم عقلشان به این نقطه رسیده که باید بمانند و خدمت کنند و هم عشقشان. آن‌گاه است که با تمام وجود خدمت می‌کنند. عقلِ بدون عشق، یتیم و دربه‌در است.
مگر می‌شود انسان عقل داشته باشد ولی نداند چطور رفتار کند؟ عقل می‌رسد و انسان دلش می‌خواهد رژیم غذایی خوبی داشته باشد یا اتفاقات خوبی در زندگی‌اش بیفتد، اما اگر عشق نباشد، عقل به تنهایی عملی نمیشود. تمام بحث ما همین است: عقل، عشق و ایمان. این سه باید در کنار هم کمک کنند تا انسان را از خطی که در آن قرار گرفته و دچار تخریب شده است، بیرون بکشند.
فردی ممکن است پدر باشد، اسم بچه‌اش را بداند و به ظاهر مسئول باشد، اما نتواند «پدری» کند. عقلش می‌رسد ولی عشقش نمی‌رسد. همسر است، اما نمی‌تواند خوشحالی و آرامش را برای همسرش به ارمغان آورد؛ چون عقلش می‌رسد ولی عشقش همراه نیست. ناموسش را می‌شناسد اما نمی‌تواند شرایط مناسبی فراهم کند. ایمان یعنی اینکه انسان از هر نقطه‌ای که در آن قرار دارد، به خط و مسیر دیگری ارتقا یابد. عقل بدون عشق و ایمان، یتیم است.
گاهی عقل می‌رسد و فرد تمام دفترچه هایی را که راهنما نوشته می‌داند، اما چون ایمان و عشق ندارد، سر وقت دارویش را نمی‌خورد. باید آموزش‌ها و مطالب کنگره را بارها و بارها بخوانیم، درباره آن‌ها صحبت کنیم و درگیرشان شویم تا روزی به اندازه‌ای از فهم و درک برسیم که بر کلمات و مفاهیم سوار شویم؛ وگرنه دوباره زمین خواهیم خورد.
دیر یا زود، احساسی رخ می‌دهد که واژه‌ها و سخنان، دیگر درک نمی‌شوند؛ زیرا دستاوردی در زندگی ایجاد نکرده‌اند. باز هم عقل می‌رسد اما عشق نمی‌رسد. این‌گونه می‌شود که فرد دچار غرور یا ناامیدی می‌شود و می‌گوید: «من ۱۰ سال یا ۱۵ سال است در این مسیر می‌روم اما نعمتی ندیدم، جوانیم را ندیدم، بزرگ شدن فرزندانم را ندیدم.» با خود و با اهل بیت درونش قهر کرده است؛ چون عقل، روح، نفس و حسش با هم همراه نبوده و در این سال‌ها راهنمایی واقعی را درک نکرده است.
خوب، امروز زمان کمی داریم. هم اساتید و مشارکت‌کنندگان عزیز حضور دارند و هم مرزبانان محترم. از نظر من و با توجه به بازدیدی که از چند شعبه داشتم، مرزبانان این نمایندگی سنگ تمام گذاشته‌اند و بهترین عملکرد را داشته‌اند. از ۵ ستاره، می‌توان به آن‌ها ۵ ستاره کامل داد. زحمات زیادی کشیدند، همچنین همسفران و مسافران عزیز. هیچ‌چیزی کم نگذاشتند. می‌توانیم درباره این عزیزان صحبت کنیم، اما به اختصار و با چند اشاره کوتاه، تا بتوانیم مراسم پیمان را برگزار کنیم. از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید، متشکرم.

در ادامه گزارش تصویری از مراسم تجلیل از مرزبانان و ایجنت سابق و اجرای پیمان و اهدای شال ایجنت و مرزبانان دوره جدید

عکس: مسافر فرهاد
تایپ و تنظیم: مسافر امید

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .