English Version
This Site Is Available In English

عقل مثل یک ترازو عمل می‌کند

عقل مثل یک ترازو عمل می‌کند

همسفر عصمت ( لژیون دوم )

کنگره ۶۰ برای شناخت هرچه بهتر ما از خود، شهر وجودی را به دو بخش تقسیم کرده است یکی صور آشکار و دیگری صور پنهان. 

صور آشکار شامل اجزایی است که ما می‌توانیم آنها را مشاهده کنیم، اما صور پنهان برای ما قابل دیدن و لمس کردن نیستند مانند: روح، نفس، عقل، حس و ذهن که عقل یکی از مهم‌ترین اجزای آن است و دارای جایگاه ویژه و منحصر به فردی است.

در وادی ششم گفته شده است که روح با لطافت منحصر به فرد خود تحت اراده عقل، راهبری می شود.

عقل مثل یک ترازو عمل می‌کند و

 خواسته‌های ما را ارزیابی می‌کند و بعضی از آنها را تأیید کرده و بعضی دیگر را تأیید نمی‌کند.

این وادی به ما می‌آموزد که عقل در جسم، حکم یک فرمانروای بزرگ و عادل را دارد و من این امر مهم را در کنگره متوجه شدم؛ چون همیشه فکر می‌کردم که عقل همان مغز است ولی وقتی به وادی ششم رسیدم فهمیدم که این دو با هم تفاوت بسیاری دارند.

برای عقل پایانی نیست و با مرگ از بین نمی‌رود و از حلقه‌ای به حلقه دیگر منتقل می‌شود تا سرانجام به تکامل برسد.

عقل فر ایزدی دارد و هیچ‌گاه اشتباه نمی‌کند، اما وقتی حس آلوده باشد و اطلاعات غلط به عقل دهد باعث می‌شود عقل فرمان های غلط صادر کند. هر چه ناخالصی‌ها حذف شوند، نفس تزکیه و پالایش شود و بهتر کار کند در نتیجه انسان به فرمان عقل نزدیک می‌شود.

ما زمانی می‌توانیم به فرمان عقل نزدیک شویم که در مسیر درست آموزش قرار بگیریم، دانایی خود را افزایش دهیم و 

همچنان که تزکیه و پالایش انجام می‌دهیم خواسته‌های غیرمعقول را 

حذف کنیم که با یاری خداوند بزرگ و لطف و زحمات جناب آقای مهندس، این بستر در کنگره ۶۰ برای ما به خوبی فراهم شده است.

 

همسفر زهره ( لژیون دوم )

تا قبل از این، شاید عقل می‌گفت: این کار را بکن و تو با خودت می‌گفتی: بله، اما، الان نه، یک کم دیگر ولی در وادی ششم، آن اما و اگرها حذف می‌شوند.

فرمانده که می‌گوید: حرکت، توقف معنا ندارد، حتی اگر پا خسته باشد یا مسیر ناشناخته باشد.

این اجرا نیازمند یک تغییر بنیادین در نگاه ما به خودت است.

ما دیگر مدیر دلبخواه وجود خود نیستیم که هر دستوری را بررسی کنیم و بعد آن را قبول یا رد کنیم. ما مجری یک نظام برتر هستیم که این بزرگ‌ترین آزادی‌ است، نه محدودیت.

وقتی مسئولیت تصمیم‌گیری نهایی را از دوش خود برمی‌داریم و به عقل می‌سپاریم، از شر تردیدها و پشیمانی‌ها رها می‌شویم.

اما اجرای کامل در عمل یعنی چه؟

یعنی اگر عقل می‌گوید: نظم، اولین کاری که صبح انجام می‌دهید، مرتب‌ کردن تخت‌خواب خود است، بی‌آنکه فکر کنیم که این کار بچه‌ها است یا وقت ندارم.

یعنی اگر عقل می‌گوید: باید گذشت کنیم، در همان لحظه‌ای که دلخور شدیم، زبان خود را می‌بندیم و عبور می‌کنیم، نه اینکه بگذاریم روزها بگذرد تا به خود بگوییم باشه، حالا می‌بخشم، و یا اینکه اگر عقل می‌گوید: کمک به دیگران کنید، بدون منت و بی‌آنکه منتظر تشکر باشیم، دست دراز می‌کنیم تا به دیگران کمک و یاری برسانیم.

 

این وادی، جایگاه تمرین رهاشدگی است. رها شدن از نفس اماره‌ای که مدام وسوسه می‌کند، یک بار دیگر اشکالی ندارد، این استثنا را قشنگ می‌کند ولی عقل زیادی سخت‌گیر است و ما با اجرای کامل، به آن نفس می‌گوییم: حرفی برای گفتن ندارد؛ چون فرمان از جای دیگری صادر شده است.

وقتی این امر اجرایی شود چه تاثیری بر ما خواهد داشت؟

کم‌کم آرامش به سراغ ما می‌آید که ریشه در یک‌پارچه‌گی دارد.

نکته دیگر اینکه بین آن‌چه می‌دانیم درست است و آنچه انجام می‌دهیم فاصله‌ای نیست، این فاصله‌ صفر، همان جایی‌ است که اعتماد به‌ نفس واقعی، نه اعتماد به‌ نفس کاذب، متولد می‌شود و باعث می‌شود دیگر سردرگم نباشیم؛ چون یک قطب‌نما ثابت داریم که آن هم فرمان عقل است.

زیبایی ماجرا در این است که برای اطاعت از این فرمانده، نیازی به کارهای بزرگ و قهرمانانه نیست. همان کارهای کوچک روزمره، اگر با نیت اجرای فرمان انجام شوند، ما را در این وادی استوار می‌کنند. یک لیوان آب خوردن به موقع، یک نفس عمیق کشیدن به‌جای فریاد زدن، یک قدم برداشتن به سمت هدف کوچکی که عقل تعیین کرده است.

 

شاید سخت‌ترین بخش این اجرا، لحظه‌ای باشد که عقل فرمانی می‌دهد که با میل لحظه‌ای‌ ما هم‌خوانی ندارد، آن‌جا است که ارزش کار ما معلوم می‌شود و این‌جا است که ما از فردی که به رفتارهای خود عادت‌ کرده بودیم به یک فرد متعهد تبدیل می‌شویم.

اگر این مشارکت را عمیق در خود مرور کنیم، احتمالا به این نقطه می‌رسیم که تنها زمانی که بی‌چون‌ و چرا از عقل اطاعت می‌کنیم، خود واقعی‌ را پیدا می‌کنیم.

همسفر حدیث ( لژیون دوم )

در وادی ششم می‌خواهیم فرماندهی عقل را به رسمیت بشناسیم و به جایی برسیم که هرچه را که عقل فرمان می‌دهد اجرایی کنیم که این وادی می‌گوید: حکم عقل را در قالب فرمانده کاملاً اجرا نماییم.

اگر بخواهیم به فرمان عقل نزدیک شویم باید از ضدارزش‌ها برگردیم و به سمت ارزش‌ها در حرکت و جاری باشیم و اولین قدم برای رسیدن به فرمان عقل همان داشتن جسم سالم است که همیشه عقل سالم در جسم سالم است. 

نباید فراموش کنیم که باید به عقل اطلاعات درست داده شود در غیر این صورت نفس اماره می‌تواند روی عقل ما پوشش یا پرده‌ای بیندازد و هرچه عملکرد عقل در راه درست و به سمت ارزش‌ها باشد انسان در صلح و آرامش بیشتری قرار می‌گیرد.

اگر به فرمانروایی عقل برسیم یعنی؛ خودمان را در برابر آسیب‌های روحی، روانی و جسمی بیمه کرده‌ایم، اگر از فرمان عقل فرمانبرداری نکنیم هرگز به فرمانده لایقی تبدیل نمی‌شویم. 

مانع اصلی نشنیدن صدای درست عقل جهالت و نادانی خود شخص است.

وقتی ما همسفران بفهمیم و بپذیریم که نسبت به بیماری اعتیاد در جهالت بوده‌ایم اولین راه‌کار درست این است که تفکر ما سالم شود، وقتی تفکر ما سالم شود به دنبال آن ایمان سالم می‌شود و بعد عمل، حس، عقل سالم می‌شود و در نهایت ما به عشق سالم می‌رسیم.

عقل یکی از مهم‌ترین و سرنوشت‌سازترین مسائلی است که آغاز و پایان مشخصی ندارد و ما بایستی در تمام مسیر تکامل خود به فرمان آن یعنی؛ فرمان عقل برسیم. 

عقل از موادی تشکیل شده که ما هنوز ذره‌ای از آن را نمی‌دانیم که چیست؟ ولی هرچه باشد عقل از گوشت و پوست و استخوان نیست برای همین است که فناناپذیر است؛ زیرا عقل با مرگ از بین نمی‌رود.

از فرماندهی عقل تا فرماندهی نفس اماره از نظر مکانی یک مو فاصله است ولی از نظر زمانی هزاران سال به طول می‌انجامد پس آن کنیم که فرمان است.

امیدوارم که همه‌ی افراد جامعه به عقل سالم برسند که برای همیشه در صلح و آرامش و پایداری زندگی کنند و این آرامش را به بعدهای بعد انتقال دهند.

 

همسفر مهدیه ( لژیون دوم )

عقل فرمانروای شهر وجودی ما است و حکم میزان و ترازو را دارد.

عقل فر ایزدی دارد و کاملا در مسیر درست است و همه ما بعد از تفکر و برای به اجرا در آوردن افکار خود به فرمان عقل نیازمند هستیم تا با راهبری ما را در مسیر صلح و آرامش قرار دهد و برای اجرای درست فرامین عقل باید خود را تزکیه و پالایش کنیم، دانایی و آگاهی خود را بالا ببریم و وارد نفس لوامه و سپس مطمئنه شویم.

عقل هیچ‌گاه اشتباه نمی‌کند مگر اینکه اطلاعات غلط به آن بدهیم و درواقع در نفس اماره باشیم.

القا نیروهای منفی و ناامیدی ما را از فرمان عقل بازمی‌دارد.

جنس عقل مشخص نیست ولی مغز جایگاه آن است.

ما باید ابتدا از خواسته‌های کم و کوچک شروع کنیم تا توانایی انجام خواسته‌های بزرگ عقل را داشته باشیم.

تجربه‌ای که درمورد این وادی دارم این است که در ابتدا سفر خود راهنما در مورد مسائلی من را راهنمایی می‌کردند و من قبول می‌کردم ولی در عمل نمی‌توانستم آن را اجرایی کنم و کم‌کم با گذشت زمان و شروع کردن از کارهای کوچکتر به اجرای کارهایی که راهنما روزهای اول سفر برای من توضیح داده بودند رسیدم و توانستم با تلاش و صبر، آگاهی خود را مقداری بالا ببرم و تا حدی نیروی منفی و ناامیدی را کنترل کنم تا اجرای فرمان عقل برای من راحت باشد.

 

رابط خبری: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر حمیده ( لژیون دوم )

ویرایش و ارسال: همسفر وجیهه نگهبان سایت 

 

نمایندگی همسفران ساوه 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .