همه ما در مقاطع مختلف زندگی، چیزهایی را آرزو کردهایم. خواستههایمان را فهرست کرده و برای رسیدن به آنها تلاش نمودهایم؛ اما آیا صرف «خواستن» برای تغییر حقیقی کافی است؟ تجربه نشان میدهد که انسان برای دگرگونی بنیادین، به چیزی فراتر از آرزو نیازمند است؛ به یک «فرمان درونی» که از دل شناخت عمیق و آگاهانه سرچشمه میگیرد. آن جرقه ناگهانی که وقتی همه ابعاد یک مسئله را مینگرد، در وجودش روشن میشود و او را به حرکت درمیدارد.
در این میان، حقیقتی بنیادین وجود دارد که تمایز انسان دانا از نادان را مشخص میسازد. مقاومت در برابر تغییرات مثبت، جهل است؛ اما مقاومت در برابر مسیرهای نابودکننده و مخرب، عین دانایی به شمار میآید. انسان آگاه، تغییر سازنده را با آغوشی گشاده میپذیرد و از تغییرات زیانبار با تمام وجود روی برمیگرداند. این مرز باریک و ظریف، همان معیاری است که یک شخصیت هوشمند و بالغ را از دیگران متمایز میسازد.
اکنون به مفهوم کلیدی «ظرفیت» میرسیم؛ گنجایشی که درون هر انسانی نهفته است و میزان دریافت او را تعیین میکند. چه بسیار هستند بهترین چیزهایی که بهدست ما نمیرسند، نه بهخاطر بیلیاقتی؛ بلکه بهدلیل عدم گنجایش کافی برای نگهداری آنها. وقتی ظرفیت دریافت چیزی را نداشته باشیم؛ حتی اگر به ما عطا شود، نه تنها سودی نخواهد داشت، بلکه میتواند آزاردهنده و آسیبزا باشد، درست مانند کودکی که تازه گام برداشتن را آموخته، اگر دوچرخهای پیشرفته در اختیارش قرار دهیم، نه تنها نمیتواند از آن بهره گیرد؛ بلکه ممکن است به خودش هم آسیب برساند. گاهی تأخیر در برآورده شدن خواستهها از روی بیمهری نیست، فرصتی است برای رشد و بالندگی درونمان؛ همانند میوهای که اگر نارس چیده شود، نه طعمی دارد و نه ماندگاری، باید زمان بگذرد تا برسد و شیرین شود.
در اینجا به شگفتانگیزترین راز هستی پی میبریم؛ ما هرچیزی را از روی ضد آن میشناسیم و میسازیم. شجاعت در دل ترس پرورده میشود، صبر در بستر بیصبری شکل میگیرد، مهربانی در مواجهه با بیمهریها معنا پیدا میکند و حتی هوش و استعداد از خلال تجربه اشتباهات و خطاها ساخته میشود. این قانون پنهان طبیعت، در بدن ما نیز جاری است. هنگامی که ویروسی به بدن حمله کند، سیستم ایمنی شروع به ساخت پادزهر میکند. آن روزهای سخت تبولرز، درواقع کارگاه ساخت ایمنی و مقاومت است. زندگی ما نیز از همین قاعده پیروی میکند؛ هر رنجی که تحمل شود، پادزهر همان رنج در وجودمان ساخته میشود. اگر چیزی را از ما بگیرند و بتوانیم آن را تحمل کنیم؛ یعنی ظرفیت داشتن دوبارهاش را پیدا کردهایم. این قانون طلایی هستی است؛ تحمل «نه»ها، ما را برای «آری»های بزرگتر آماده میسازد.
در این مسیر، نقش جهل و دانایی تعیینکننده است. دو نفر را درنظر بگیرید که برای یک امتحان، به یک اندازه تلاش میکنند؛ اما یکی نمره ۱۸ و دیگری ۸ میگیرد، تفاوت آنان در چیست؟ در میزان جهل درونی آنها نسبت به یادگیری. کسیکه مقاومت کمتری در برابر آموختن دارد، زودتر به شتاب میرسد، مسیر را مییابد و نتیجه بهتری کسب میکند. انسانها در مکانیزم درونیشان تفاوتی بنیادین ندارند؛ همه از همان ساختار اولیه برخوردار هستیم. تفاوت در عواملی است که به این ساختار میافزاییم. ما میتوانیم هوشمان را ارتقاء دهیم، استعدادهایمان را شکوفا کنیم و حتی شخصیتمان را دگرگون سازیم. بهترین کاری که میتوانیم انجام دهیم، تغییر ویژگیهای درونیمان است تا نتایجی تازه در بیرون پدیدار شود.
اگر بخواهیم شجاعترین انسان باشیم، باید ترس زیادی را تجربه کنیم و از آن عبور نماییم. اگر میخواهیم داناترین باشیم، باید جهل را چشیده باشیم تا طعم دانایی را درک کنیم. انسانهای بزرگی که امروز از آنان بهعنوان اسطوره یاد میشود، یکشبه به این جایگاه دست نیافتند. آنها پادزهرهای فراوانی در وجودشان ساختند؛ برای هر دروغی که شنیدند راستی پروراندند، برای هر بدی که دیدند مهربانی گستردند و برای هر شکستی که متحمل شدند قیام کردند. بهای این پادزهرها رنج، درد و تحمل بود؛ اما نتیجهاش، انسانی شد که هیچ موجی او را از پا درنمیآورد.
کسیکه پادزهر درون دارد، در برابر دروغ، بدی یا شکست از هم نمیپاشد؛ بلکه واکنشی درست و هوشمندانه نشان میدهد و آن را خنثی میسازد؛ اما کسانیکه این ظرفیت را در خود نساختهاند، کوچکترین تلنگر آنان را از مسیر خارج میسازد. زمانیکه این پادزهرها را ساختیم، آنگاه میتوانیم چیزهایی را ببینیم و احساس کنیم که پیش از آن، هرگز قادر به شناخت و درکشان نبودیم. دیدگاهمان متحول، نگاهمان عمیقتر و درکمان از زندگی به سطحی فراتر ارتقاء مییابد. این فرایند، اگرچه دشوار و طاقتفرسا است؛ اما تنها راه رسیدن به نسخه برتر خودمان میباشد؛ پس اگر امروز در میانه سختیها و ناملایمات قرار دارید، اگر چیزی را از دست دادهاید یا به ته چاله رسیدهاید، بدانید که این لحظه، کارگاه ساخت پادزهرهای فردای شما است. این رنج، دارد گنجایش وجودتان را گسترش میدهد و این تأخیر شما را برای چیزی بسیار بزرگتر آماده میکند.
زندگی، میدانی برای تمرین و تکامل است. هرچه بیشتر تمرین کنیم تواناتر میشویم، هرچه بیشتر تحمل کنیم گنجایشمان افزونتر میگردد و هرچه بیشتر بدانیم که «ضد هرچیز، سازنده خود آن است» با آرامشی عمیقتر با طوفانهای روزگار روبهرو خواهیم شد؛ پس مقاومت در برابر تغییرات مثبت را کنار بگذارید، از «نه»ها نهراسید، از رنجها گریزان نباشید؛ چون در دل هر رنجی، پادزهری نهفته است که شما را به نسخهای بهتر و والاتر از خودتان تبدیل میکند. باور داشته باشید که هر آنچه امروز تحمل میکنید، فردای شما را قدرتمندتر و شکوفاتر میسازد و این بزرگترین هدیهای است که زندگی به بندگان آگاه خود عطا میکند.
نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون چهارم)
ویرایش: رابط خبری همسفر اعظم رهجوی همسفر راضیه (لژیون چهارم )
ارسال: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی وکیلی یزد
- تعداد بازدید از این مطلب :
635