چهاردهمین جلسه از دوره سیزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی وکیلی یزد، به استادی همسفر عاطفه، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر مرضیه با دستور جلسه «وادی ششم (حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا نمائیم.) و تأثیر آن روی من» در روز دوشنبه ٢۶ مردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
به رسم همیشه، خدا را هزارانبار شکر میکنم که یک روز دیگر به من فرصت و لیاقت داد تا در این جایگاه بنشینم، تجربه کنم و از شما آموزش ببینم. بسیار و بیش از اندازه دلتنگ این مکان و چهرهها بودم و خدا را شاکرم که در جمع شما قرار گرفتهام. یکسری چهرهها جدید هستند، خدا را شکر که خداوند مسیر دیگری را برایشان باز کرد و یکسری یادآور روزهای خیلی خوب من هستند؛ زمان ورودم به اینجا که با دنیای خیلی جدیدی بهنام کنگره آشنا شدم تا آموزش ببینم و درس بگیرم.
هر هفته برای ما یک دستور جلسه و آموزشی در کنگره قرار داده شدهاست و این از تدبیرهای آقای مهندس است که مثل یک خوراک تازه به ما داده میشود. دید و نگاه من از سال گذشته تا امسال خیلی فرق دارد. نسبت به دستور جلسه وادی ششم که میگوید: «حکم عقل را در قالب یک فرمانده، اجرا کنیم» من که به کنگره میآیم و هر هفته یک سیدی مینویسم، گوش میدهم، هر روز میآیم و میروم؛ وقتی که میگوید: دستور جلسه وادی ششم و تأثیر آن روی من، بهنظرم آن تأثیر روی من، خیلی مهم است که این وادی به من چه یاد داد و چهچیزی یاد گرفتم؟
خانم سمیه راهنمای خوبم، یک مطلب جدید را به من گفت؛ شاید راهنماهای دیگر هم گفته بودند؛ ولی در نمایندگی یزد این جمله در گوش من رفت که هر دفعه سیدی مینویسی، از آن یک چیزی دريافت و در زندگیات عملی کن. من هم از این دستور جلسه و وادی یاد گرفتم تمام مطالبی که میدانم را چگونه اجرا کنم! من میدانم که غیبت کردن بد است، آگاه هستم که چه اعمالی ضدارزش میباشد و درطول روز چه کارهایی را باید یا نباید انجام بدهم؛ اجرا کردن این فرمانها خیلی مهم است که در دعاهای کنگره هم میگوییم: ما را به فرمان عقل برسان؛ انشاءالله که همه بتوانیم روز بهروز به آن فرمان نزدیکتر شویم.
فرمان عقل همانطور که جناب مهندس در وادی ششم میفرمایند: چیز خاصی نیست که من فکر کنم باید کارهای خیلی حیرتانگیز و فوقالعادهای انجام بدهم، همین که میدانم اینجا یک محل منفی است یا یکسری انسانهایی هستند که در کنار آنها حال من خوب نیست به آنجا نروم؛ این فرمان عقل است. وقتی میدانم در زندگی خود کارهایی را باید انجام بدهم؛ مثل ظرف شستن، درطول روز ۱۰دقیقه سیدی نوشتن؛ این همان فرمان عقل است.
همیشه نبردی بین ارزشها و ضدارزشها در درون من هست؛ وقتیکه میخواهی ورزش کنی یا به باشگاه بروی، همهچیز از زمین و زمان به هم میریزد؛ اینها همان نیروهایی هستند که با من شروع به نبرد میکنند که آن کار انجام نشود. من باید روز بهروز با همین آموزشها و گوش به فرمان راهنما بودن، سرموقع آمدن، سیدی نوشتن و گوش دادن پیشرفت کنم؛ این حرف خانم سمیه برای من که فقط ننویسم و بروم، فقط نیایم سیدی تحویل بدهم، یک چیزی از آن سیدی دریافت کنم؛ آویزه گوش من شده و یک تلنگر برای من است.
از این دستور جلسه دریافتم که فرمان عقل را ذرهذره از چیزهای کوچک شروع کنم؛ از همان ظرف شستن، مسواک زدن، ۱۰دقیقه سیدی نوشتن درطول روز و انشاءالله که به چیزهای بزرگ ختم کنم. مشتاق شنیدن صداهای گرم، آموزش و انرژیگرفتن از شما هستم. ممنونم که با سکوتتان به صحبتهای من گوش دادید.

مرزبانان کشیک: همسفر مهدیه و مسافر غلام
تایپیست: همسفر منیره رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر ناعمه رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هفتم)
ارسال: مرزبان خبری همسفر مهدیه
همسفران نمایندگی وکیلی یزد
- تعداد بازدید از این مطلب :
222