English Version
This Site Is Available In English

جایی که عقل بیدار می‌شود؛ آغاز تکامل، تربیت نفس و شکفتن انسان در مسیر ارزش‌ها

جایی که عقل بیدار می‌شود؛ آغاز تکامل، تربیت نفس و شکفتن انسان در مسیر ارزش‌ها

سیزدهمین جلسه از دوره چهاردهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی کریمان کرمان با دستور جلسه «وادی ششم و تاثیر آن روی من» با استادی راهنمای محترم مسافر یوسف و با نگهبانی مسافر آرمان و دبیری مسافر محمد روز یکشنبه مورخ ۱۴۰۵/۵/۲۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

سلام دوستان، یوسف هستم یک مسافر

خدا را شاکر و سپاس‌گزارم که یک‌بار دیگر فرصت حضور در کنگره ۶۰ را به من داد تا بتوانم از یکدیگر آموزش و انرژی بگیریم. از جناب مهندس نیز ممنونم بابت حرکتی که انجام دادند و بستری که فراهم کردند تا ما بتوانیم اعتیادمان را درمان کنیم و بعد از آن گره‌های شخصی خود را بشناسیم و یکی‌یکی باز کنیم.از راهنمای درمان موادم، آقای سینا، و راهنمای درمان سیگارم، جناب آقای مجید زنگی‌آبادی، سپاس‌گزارم. همچنین از راهنمای همسفرم که پا به پای من در این مدت همراه بودند و باعث حال خوب من شدند، تشکر می‌کنم.در ابتدای صحبت‌هایم لازم می‌دانم یادآوری کنم که هفته‌ی آینده دستور جلسه‌ی «جشن دیده‌بان» است. ما در کنگره یاد گرفته‌ایم که از جایگاه‌ها و افرادی که شبانه‌روزی زحمت می‌کشند، تقدیر و تشکر کنیم. در کنگره ۶۰ این تقدیر و تشکر به‌صورت «پاکت» انجام می‌شود؛ پاکتی شامل یک دل‌نوشته و مبلغی پول که راهنمایان در لژیون درباره‌ی آن توضیح خواهند داد. لازم است دوستان اطلاع داشته باشند که هفته‌ی آینده جشن دیده‌بان برگزار می‌شود و حضور دیده‌بان در شهر ما افتخاری است تا بتوانیم از ایشان تقدیر کنیم.اما دستور جلسه‌ی امروز و این هفته «وادی ششم» است:
حکم عقل را در قالب فرمانده کاملاً اجرا کنیم.وقتی جناب حمید، نگهبان محترم، پیام دادند که برای استادی جلسه انتخاب شده‌ام، احساس کردم صحبت کردن درباره‌ی وادی‌ها، مخصوصاً وادی ششم، کار ساده‌ای نیست. چون یکی از مسائلی که خود من در زندگی شخصی‌ام در آن مانده‌ام، همین اجرای حکم عقل است. در این دو سه روز خیلی عمیق شدم؛ متن وادی‌ها را خواندم، وبلاگ‌های مختلف و دل‌نوشته‌های افراد در شعب ایران را مرور کردم و فایل‌ها را گوش دادم. برایم جالب بود که چقدر چیزها را تا امروز نفهمیده بودم.اولین نکته این بود که چرا باید عقل را به‌عنوان فرمانده بشناسیم؟
و اصلاً چرا باید فرمانده‌ای در کار باشد؟
بحث فقط عقل نیست؛ بحث اصل فرمانده است.نکته‌ی بعد: عقل چیست؟
اگر قرار باشد از کسی تبعیت کنیم و از فرامینش اطاعت کنیم، باید اول او را بشناسیم. عقل، جزو مولفه‌های صور پنهان است و برای ما کاملاً شناخته‌شده نیست. چطور چیزی را که نمی‌شناسیم، فرمانده‌ی خود قرار دهیم؟ همین موضوع باعث شد صحبت کردن درباره‌ی این وادی برایم سخت باشد.در متن وادی آمده که بنا نیست کارها را خصوصی و پیچیده ببینیم. همین که تصمیم بگیرم مسواک بزنم و بلند شوم مسواک بزنم، یعنی حکم عقل را اجرا کرده‌ام. یا اگر سه روز حمام نرفته‌ام و می‌دانم باید بروم ولی نمی‌روم، یعنی حکم عقل را اجرا نکرده‌ام. ما دنبال همین‌ها هستیم؛ یعنی استارت اجرای حکم عقل در کارهای روزمره زده می‌شود.در دعای کنگره ۶۰ می‌خوانیم:
«تاریکی‌ها را تجربه نموده‌ایم، ما را با روشنایی‌ها آشنا گردان تا به فرمان عقل نزدیک شویم.»


یعنی رابطه‌ای بین عقل و روشنایی وجود دارد؛ عقل نور است. نزدیک شدن به فرمان عقل یعنی حرکت به سوی روشنایی.در متن وادی ششم آمده:
«عقل در تکامل مثل ماشین تابع خودش است.»
این جمله سنگین است؛ یعنی عقل خودمحور است.در ادامه‌ی مطالعه‌هایم، نکته‌ی جذابی برایم روشن شد:
چرا باید فرمانده وجود داشته باشد؟
هر جایی نیاز به یک بزرگ‌تر دارد؛ هر خانه، هر شعبه، هر کارخانه. کسی که تصمیم نهایی را بگیرد. پس ما نیز باید برای شهر وجودی خود یک فرمانده داشته باشیم. در کتاب ۶۰ درجه، انسان به یک شهر تشبیه شده که فرمانده‌اش عقل است و شهروندانی دارد با خواسته‌های نامعقول. عقل در جایی باید غضب کند و در جایی مهربانی نشان دهد.در وادی نهم آمده:
«انسان همیشه بین دو راهی فسق و فجور قرار دارد.»
و خداوند دو راهنما برای انسان فرستاده:
یکی پیامبران بیرونی، و دیگری پیامبران درونی یعنی عقل یا وجدان.
پس جایگاه عقل را می‌توان مانند یک پیامبر درونی دانست.این‌ها نکاتی بود که برای خود من بسیار جای کار دارد و باید بیشتر روی آن تأمل کنم.


حالا ذرات عقل چه هستند عقل خودش از چه جنسی است نمی‌دانیم در متن کتاب هم آمده ما نمی‌دانیم عقل چیست فقط می دانیم چی نیست از گوشت و پوست و استخوان؛ یعنی عقل، مغز نیست.

آن چیزی که شما می‌توانید به‌عنوان مغز تشریح کنید و زیر میکروسکوپ ببینید، عقل نیست؛ همان‌طور که چشم، «بینایی» نیست و فقط ابزار دیدن است، و گوش «شنوایی» نیست، بلکه وسیله‌ی شنیدن است. پس آن‌که می‌بیند و می‌شنود، چیست و کجاست؟ چیزی فراتر از این ابزارهاست؛ عقل نیز همین‌گونه است.ما در کنگره ۶۰ کنکاش نمی‌کنیم که جنس عقل چیست؛ همان‌طور که رهجوی سفر اولی در سفر اول نمی‌آید شربت OT را زیر میکروسکوپ ببرد تا بفهمد چیست و چه ترکیبی دارد. او دارو را مصرف می‌کند و دارو هم اثر خودش را می‌گذارد. عقل چیست؟ نمی‌دانیم؛ فقط می‌دانیم که مادی نیست. پس جایگاه عقل و ضرورت وجود فرمانده را شناختیم.اما نکته‌ای که گفته شد: «عقل در تکامل تابع خودش است» یعنی چه؟
یعنی شما به مرور زمان یک‌سری کارها را انجام می‌دهید و همین کارها باعث تکامل عقل می‌شود؛ از طریق خود عقل.
مثلاً شما می‌دانید مسواک زدن خوب است؛ بلند می‌شوید و مسواک می‌زنید.
می‌دانید باید آشغال‌ها را جلوی در بگذارید؛ بلند می‌شوید و این کار را انجام می‌دهید.
همین انجام دادن‌ها باعث می‌شود عقل شما قوی‌تر شود و تکامل پیدا کند. این‌ها دروازه‌ی ورود به حرکت‌هایی هستند که شاید امروز حتی تصورش را هم نکنید؛ اما توانایی آن در وجود من و شما هست.برای همین است که در کنگره ۶۰ می‌گویند رهجو باید گوش‌به‌فرمان باشد. تصمیمات خوب و بد، بررسی شده‌اند. در نوشتار آمده که بزرگ‌ترین مرجع تصمیم‌گیری در کنگره ۶۰، «گنگره‌ی ۱۴ نفره‌ی دیده‌بانان» است. آنان فکر می‌کنند؛ نیازی نیست من به آن فکر کنم. شما فقط می‌گویید «چشم»؛ این یعنی اجرای حکم عقل.راهنما می‌گوید سی‌دی بنویس؛ اگر بیایید فکر کنید که چگونه سی‌دی ننویسید یا چرا باید بنویسید، این‌ها همه قبلاً فکر شده است. ساعت خوردن OT هم به متد DST و ساختمان جسم برمی‌گردد. یعنی همین که در کنگره ۶۰ بگویید «چشم»، حکم عقل را اجرا کرده‌اید؛ نباید دنبال چیز خاصی بگردید.در قرآن هم آمده «کن فیکون»؛ رسیدن به مقامی که بگویید «بشو» و «بشود». همه‌ی ما این «شو شود» را تجربه کرده‌ایم. یک ساعت پیش فقط در ذهن‌تان بود که بیایید کنگره ۶۰؛ و حالا اینجایید. یعنی تابع فرمان عقل بودید و در مسیر درست قدم برداشتید. راه درست، انتهایش همین قدم‌های کوچک روزمره است.نکته‌ی دیگر، رابطه‌ی عقل با نفس است.


نفس نیرویی است که عقل را تحت تأثیر قرار می‌دهد و مراتبی دارد: نفس اماره، نفس لوامه و نفس مطمئنه.
چیزی که جلوی عقل می‌ایستد، نفس اماره است؛ همان فرمانده‌ی تاریکی‌ها یا همان شهروندانی که خواسته‌های نامعقول دارند. نفس اماره را بالا می‌آورند، به آن توجه می‌کنند و به آن رأی می‌دهند.برای تربیت نفس اماره نباید ترکه دست بگیریم و خودمان را تنبیه کنیم. مثل لیوانی که گل‌آلود است؛ برای تمیز کردنش باید آب زلال داخل آن بریزیم. آب زلال خودش جایگزین می‌شود و ناخالصی‌ها خارج می‌شوند. حرکت در مسیر ارزش‌ها و توجه به فرمان عقل، همان آب زلال است.در وادی ششم آمده: «عقل در تکامل مثل ماشین تابع خودش است.»
یعنی هرچه بیشتر به فرمان عقل توجه کنید و آن را اجرا کنید، عقل روزبه‌روز تکامل پیدا می‌کند و مراتب نفس متعالی‌تر می‌شود. به همین سادگی.امیدوارم برداشت من توانسته باشد درست منتقل شود.
و از تک‌تک شما که به صحبت‌هایم گوش دادید، سپاس‌گزارم.


تایپ: مسافر علیرضا لژیون هفتم

عکس: مرزبان محترم مسافر احمد لژیون پنجم

ویرایش و ارسال: مسافر مهدی لژیون دوم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .