جلسه چهارم از دوره پانزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی دکتر مسعود کرج به استادی همسفر فاطمه، نگهبانی همسفر سمیه و دبیری همسفر معصومه با دستورجلسه وادی ششم و تاثیر آن روی من (حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملا اجرا نماییم.) روز دوشنبه 26 مرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
کنگره ۶۰ انسان را به دو بخش تقسیم کرده است؛ صور آشکار و صور پنهان. عقل همان صور پنهان ما است که مؤلفه بسیار بزرگ و اساسی در زندگی شخصی ما و در کل زندگی ما دارد؛ بهطوری که میگویند خداوند وقتی انسان را آفرید، به انسان قدرت انتخاب و اختیار داد و مسیر را برای او باز کرد، ولی انسان را سر یک دوراهی قرار داد؛ دوراهیای که خودش انتخاب کند. یک مسیر به سمت ارزشها است که انسان را به روشنایی میکشاند و یک مسیر به سمت ضد ارزشها است که انسان را به تاریکی میکشاند.
حالا خودمان باید انتخاب کنیم که کدام مسیر را برویم. اینجا است که ما باید از عقلمان استفاده کنیم یا از احساسمـان. خیلیها هستند که دنبال احساسشان میروند وقتی با مشکلی روبهرو میشوند، به خاطر لذت یک لحظه، دنبال احساساتشان میروند از قوه عقلشان استفاده نمیکنند. اینگونه افراد همیشه به سمت تاریکی کشیده میشوند.
من خودم در زندگی، قبل از اینکه وارد کنگره شوم، وقتی با مشکلی روبهرو میشدم، شاید گاهی اوقات فقط دنبال همان لحظه بودم که مثلاً آن مشکلی که دارم، در همان لحظه به من خوش بگذرد و لذتش را ببرم. دنبال لذت بودم و دنبال این نبودم که به آن هدفی که میخواهم و به آن خواستهای که دارم برسم. عقلانی فکر نمیکردم.
ولی وقتی وارد کنگره شدم، به جایی رسیدم که، خدا را شکر، حالا نمیگویم کامل و جامع شدهام، ولی به جایی رسیدم که قبل از حرکت، تفکر میکنم و بعد حرکت میکنم. یعنی اولین مولفه زندگی، تفکر است و بعد حرکت.
فقط فکر خالی کافی نیست. انسان وقتی با مشکلی روبهرو میشود، باید طبق تجربه و آموزش و شناختهایی که کسب میکند، حرکت کند. این تجربهها، آموزشها و شناختها ما را به یک دانایی میرسانند و آن دانایی باعث میشود ما به قوه عقل برسیم.
انسان میآید در مقابل نفسش قرار میگیرد. میگوید نفس، عقل آدم را تربیت میکند. یعنی چه؟ نفس چیست؟ نفس، تعین موجودیتی است که ظاهر و باطن ما را مینمایاند. نفس مخالف است. نفس اول، نفس اماره است که انسان را به گناه میکشاند. نفس لوامه است که وقتی انسان اشتباهی میکند، او را سرزنش میکند و نفس مطمئنه است که ما باید این پلهها را طی کنیم تا به نفس مطمئنه برسیم.
اینجا کجا است؟ اینجا همان جایی است که ما باید به آن آگاهی و تجربههایی که باید کسب کنیم برسیم تا بتوانیم به نفس مطمئنه برسیم. وقتی به نفس مطمئنه رسیدیم، عقل قویتر میشود؛ آن موقع است که ما میتوانیم تصمیم بهتری برای زندگیمان بگیریم. وقتی عقل قوی شد، آنجا است که میتوانیم بگوییم زندگیمان را بر پایه و اساس عقل حکمرانی کنیم.
ما در زندگیمان، وقتی میخواهیم از عقلمان استفاده کنیم، نباید عقل حکم یک مشاور را برایمان داشته باشد. باید از عقلمان مثل یک فرمانده فرمانبرداری کنیم و آن را در زندگیمان اجرایی کنیم یعنی همانطور که وقتی با مشکلی روبهرو میشویم، مینشینیم و با خودمان فکر میکنیم که چگونه این مشکل را حل کنیم و برای آن راهحل پیدا کنیم، راهحلی که بهصورت عقلانی پیدا میکنیم باید در زندگیمان کاربردی شود؛ نه اینکه فقط مثل یک مشاور بنشینیم، فکر کنیم و آن تصمیم را اجرایی نکنیم.
خواستههای عقل بر پایه دو نوع هستند: معقول و نامعقول. خواسته معقول چیست؟ خواسته معقول، خواستهای است که انسان را به آرامش و آسایش میرساند. خواسته نامعقول، همان چیزی است که قبلاً گفتم؛ همان لذت لحظهای که ما نباید به دنبال آن برویم. بهطور مثال، اگر بخواهم بگویم، من تصمیم میگیرم که ورزش کنم و ورزش را ادامه بدهم. اما میآیم اینجا ورزش میکنم، تمرینم را رعایت نمیکنم؛ یک روز میروم و یک روز نمیروم. تمرین را دو، سه روز رعایت میکنم و بعد رعایت نمیکنم. این کار خیلی اشتباه است. من دنبال آن لذت هستم و دنبال این نیستم که بخواهم به آن هدف و خواستهای که دارم برسم. اگر بخواهم به آن خواسته برسم، باید دقیق باشم یا اگر بخواهم همین موضوع را درمورد کنگره مثال بزنم، وقتی وارد کنگره میشویم، اگر واقعاً خواستهمان این است که خواستهای معقول داشته باشیم و بخواهیم به خواسته و هدفی که داریم برسیم، باید طبق کنگره پیش برویم. همانطور که راهنما میگوید CD بنویس، باید انجام بدهیم. نباید اینطور باشد که فقط بیاییم و یک صندلی را اشغال کنیم.
من خودم اوایل چون شاغل بودم و این کارها را انجام میدادم. در هفته یک روز میآمدم و یک روز نمیآمدم و خیلی اهمیت نمیدادم. ولی وقتی متوجه شدم که کنگره واقعاً دارد حال من را خوب میکند، خیلی از چیزهای زندگیام را کنار گذاشتم. دیدم واقعاً پایه و اساس زندگی من اینجا است؛ اینجا است که حال من را خوب میکند. به همین دلیل گفتم که ادامه بدهم و واقعاً به این هدف هم رسیدم. خدا را شکر میکنم که این جایگاه را تجربه کردم.
واقعاً امروز خوشحالم که اینجا هستم. امیدوارم همه شما عزیزان، تکتکتان، بتوانید این جایگاه را تجربه کنید. خیلی جایگاه قشنگی است و خدا را شکر میکنم به خاطر وجود آقای مهندس و کنگره ۶۰.

تقدیر از اعضای لژیون سردار:

مرزبانان کشیک: همسفر رها و مسافر راجا
تایپیست: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهاردهم)
عکاس: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هشتم)
ویرایش: همسفر نرگس راهنمای تازهواردین نگهبان سایت
ارسال: همسفر رها مرزبان خبری
همسفران نمایندگی دکتر مسعود
- تعداد بازدید از این مطلب :
185