English Version
This Site Is Available In English

عقل چیست؟

عقل چیست؟

جلسه چهارم از دوره ششم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی بوئین‌زهرا، با استادی راهنمای محترم مسافر نوید، نگهبانی مسافر جواد و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه "وادی ششم، حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا نمائیم." یکشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۵  رأس ساعت ۱۷ آغاز به‌ کارکرد.

به نام قدرت مطلق الله
دستور جلسه: وادی ششم، حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا نمائیم.
خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان نوید هستم مسافر، از نگهبان و دبیر تشکر میکنم که این فرصت را در اختیار من گذاشتند تا اولین مشارکت را داشته باشم.

آقای مهندس می‌فرمایند هر موقع به این دستور جلسه می‌رسیم، یاد این لطیفه می‌افتم: به بنده‌خدایی می‌گویند «خوابیده آب نخور، عقلت کم می‌شود.» می‌گوید «عقل چیست؟» می‌گویم «آب‌ات را بخور بابا.» من خودم قبل از کنگره تعریف درستی از یک‌سری واژه‌ها نداشتم. مثلاً فکر می‌کردم عقل در سر است، در صورتی‌که در کنگره یاد گرفتم جایگاه عقل اصلاً در مغز نیست. در ابتدا باید بدانیم کلمه از کجا آمده است. کلمهٔ «عقل» برگرفته از یک کلمهٔ عربی است به نام «عِقال». عِقال طنابی است که به پره‌های بینی شتر می‌بندند تا آن را هدایت کنند. پس نتیجه می‌گیریم که عقل یعنی هدایت‌کننده.

آقای مهندس می‌فرمایند ما نمی‌دانیم جنس عقل چیست، ولی هر چه که هست از گوشت، پوست و استخوان نیست؛ یعنی جزئی از صورت ظاهر ما نیست. کار عقل چیست؟ کار عقل این است که فرمانروای عادلی باشد که بزرگان به آن لقب «پیامبر درون» داده‌اند؛ یعنی در درون انسان مثل یک پادشاه تصمیم می‌گیرد.

عقل در چه صورتی اشتباه می‌کند؟ این فرمانروا هیچ‌وقت اشتباه نمی‌کند و همیشه تشخیصش درست است؛ پس چه علتی دارد که گاهی عقل دچار اشتباه می‌شود؟ زمانی که اطلاعات نادرست به آن داده شود. اطلاعات نادرست چگونه داده می‌شود؟ توسط حس. در تعریف حس باید گفت حس اولین ابزاری است که عقل از آن استفاده می‌کند. حس مانند یک خبرنگار است که در هستی شروع به جمع‌آوری اطلاعات می‌کند و سپس آن‌ها را به عقل منتقل می‌کند.

مواد مخدر، قرص‌های روان‌گردان و هر چیزی که در سیستم عقل ما تأثیر می‌گذارد، چیزی است که آقای مهندس در لغت آن را «خمر» معرفی می‌کند. چرا به آن خمر می‌گویند؟ چون به هر چیزی که بر افکار و اندیشهٔ انسان پرده یا حجاب بکشد، خمر گفته می‌شود؛ به‌طوری‌که انسان نتواند زشت را از زیبا و خوب را از بد تشخیص دهد.حالا در این وادی تمرین می‌کنیم که فرمان عقل را اجرا کنیم. فرمان عقل چیست؟ فرمان عقل همیشه در جهت ارزش‌هاست. عقل مانند یک ماشین است که تابع خودش عمل می‌کند؛ یعنی تصمیم‌ها را خودش می‌گیرد، اما برای تصمیم‌گیری به یک‌سری اطلاعات نیاز دارد.

قبایل وحشی چه کسانی هستند؟ همان نفس اماره یا نفس امرکننده است که می‌آید و اختیار شهر وجودی را می‌گیرد. برای مثال، اگر گوسفندی از کنار یک میوه‌فروشی رد شود و میوه‌ای در دسترسش باشد، آن را می‌خورد، بدون آنکه توجه کند آن میوه برای چه کسی است؛ چون تک‌بعدی است و فقط از فرمان نفس اماره پیروی می‌کند. اما زمانی که عقل وارد کار می‌شود، نیاز به تجزیه‌وتحلیل پیدا می‌شود؛ دیگر انسان باید فرق خوب و بد را بفهمد و بداند کجا بد است و کجا خوب.

در ادامه، در این وادی اشاره می‌شود که از فرماندهیِ عقل تا نفس اماره، از نظر مکانی به‌اندازهٔ یک مو فاصله است؛ اما از نظر زمانی، هزاران سال آموزش لازم است تا انسان بتواند نفس اماره را به نفس لوّامه تبدیل کند و سپس به نفس مطمئنه برسد.زمانی که شهر وجودی انسان به دست نفس مطمئنه می‌افتد، آنجاست که این شهر به شهری آباد تبدیل می‌شود. حکم عقل برای شروع این سفر چیست؟ در کتاب آمده که باید از مسائل کوچک شروع کرد؛ قرار نیست از همان ابتدا کارهای بزرگی انجام دهیم. برای مثال دربارهٔ ورزش کردن؛ به‌محض اینکه حالم خوب می‌شود، می‌خواهم سریع ورزش سنگین انجام دهم، در صورتی‌که این کار اشتباه است.

از کارهای کوچک، برای مثال، این است که وقتی وارد کنگره می‌شوم، لباس سفید پوشیده باشم؛ یا داروی خودم را سر ساعت و به‌اندازه بخورم. وقتی راهنمای من فرمان می‌دهد داروی خودم را ساعت ۷ بخورم، سرِ همان ساعت آن را بخورم؛ یا نظافت شخصی‌ام را به‌درستی انجام دهم. این‌ها همان کارهای کوچکی هستند که می‌توانم انجام دهم تا بتوانم کارهای بزرگ‌تری را هم انجام دهم.

 

تایپ و تنظیم: همسفر امیرحسین لژیون دوم
عکاس:‌ مسافر محمد لژیون سوم
با تشکر سایت نمایندگی بوئین زهرا

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .