ششمین جلسه از دوره سیزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی بروجرد با استادی مسافر محمد، نگهبانی مسافر جمشید و دبیری مسافر مصطفی با دستور جلسه: « وادی ششم و تاثیر آن روی من » روز یکشنبه ۲۵مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
قبل از هر چیز، از خداوند بزرگ سپاسگزارم که یکبار دیگر به من فرصت داد تا زندگی کنم، نفس بکشم و بدون مصرف هیچگونه ماده مخدر، این جایگاه را تجربه کنم. از جناب مهندس دژاکام و خانواده محترمشان صمیمانه تشکر و قدردانی میکنم. همچنین تشکر ویژهای دارم از راهنمای درمانم، جناب آقای بهرامی، و راهنمای لژیون سوم که به من اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم. دستور جلسه امروز ما **«وادی ششم و تأثیر آن روی من»** است که به ما یاد میدهد حکم عقل را به عنوان فرمانده کاملاً اجرا کنیم.
جناب مهندس همیشه تأکید میکنند که انسان باید خیلی مواظب زبان و گفتار خودش باشد؛ چون گاهی حرفی میزنیم یا چیزی میگوییم که در آینده همان حرف بر علیه خودمان و در برابر ما میایستد. ما در این وادی میخواهیم با یکی از بخشهای صور پنهان خود یعنی **«عقل»** آشنا شویم. عقل از گوشت و استخوان نیست، بلکه یک فرمانروای عادل است که مثل خورشید به تمام وجود ما و کل هستی میتابد. میزان نوری که از این خورشید دریافت میکنیم، به دانایی، فهم و رفتار خود ما بستگی دارد؛ اگر در راستای ارزشها و صراط مستقیم حرکت کنیم و از ضد ارزشها دوری کنیم، این روزنه بزرگتر میشود و نور بیشتری میگیریم، اما اگر به سمت بدیها برویم، روزنه تنگتر میشود. عقل فناپذیر نیست و با مرگ از بین نمیرود؛ چون فرایزدی است و از قدرت مطلق (خداوند) دستور میگیرد.
گاهی اوقات وقتی در ناامیدی هستیم، صدایی درونمان میگوید: «بیخیال، امروز برو مواد مصرف کن!» این صدای ناامیدی، صدای **نفس اماره (امرکننده)** است. اما صدای دیگری هم هست که میگوید: «زندگی با امید برقرار است و باید تلاش کنی.» این صدای دوم، همان صدای **عقل** ماست. تشخیص اینکه به کدام صدا گوش دهیم به میزان دانایی و معرفت ما بستگی دارد. تبعیت از نفس اماره (حیوانی) ما را از فرماندهی عقل دور کرده و زندگیمان را به تاریکی، خاموشی و گرفتاری میکشاند.
برای اینکه به حکم عقل نزدیک شویم، نیاز به دانایی داریم تا بتوانیم **نفس مطمئنه** را بشناسیم و از آن تبعیت کنیم. رسیدن به نفس مطمئنه اصلاً کار پیچیدهای نیست و نیاز به فرمولهای سخت ندارد؛ مثلاً من مطمئنم که آمدنم به کنگره ۶۰ کار درست و وظیفه من است و اگر بیرون از این حلقه باشم، کار اشتباهی است؛ همین که بین این دو راه، تشخیص درست را انتخاب کنم یعنی به نفس مطمئنه نزدیک شدهام.
کنار گذاشتن یکباره تمام ضد ارزشها امکانپذیر نیست؛ ما باید **بعد زمان** را در نظر بگیریم و مثل روش DST، پلهپله و آرامآرام حرکت کنیم. لازم نیست کارهای خیلی بزرگ و سختی انجام دهیم؛ بلکه باید از کارهای خیلی ساده روزمرهای که معمولاً به آنها اهمیت نمیدهیم شروع کنیم:
* سر ساعت و منظم مسواک بزنیم.
* در کارهای خانه به همسر و فرزندانمان کمک کنیم.
* آشغالها را سر وقت بیرون بگذاریم.
* در صف نانوایی نوبت را رعایت کنیم.
* سعی کنیم دروغ نگوییم و غیبت نکنیم.
وقتی این کارهای ساده را تکرار کنیم و زمان را هم در نظر بگیریم، آرامآرام و خیلی راحت به حکم عقل نزدیک میشویم و زندگی ما سرشار از صلح و آرامش خواهد شد.

تایپ، ویرایش و ارسال: مسافر امید (لژیون یکم)
- تعداد بازدید از این مطلب :
97