English Version
This Site Is Available In English

فرمان عقل زمانی ارزش دارد که اجرا بشود

فرمان عقل زمانی ارزش دارد که اجرا بشود

یازدهمین جلسه از دوره هفتم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی ارگ با دستور جلسه (وادی ششم و تاثیر آن روی من ) با استادی راهنمای تازه واردین مسافر مسلم و نگهبانی مسافر حسین و دبیری مسافر احمد روز یکشنبه مورخ ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود :

خلاصه سخنان استاد :

سلام دوستان مسلم هستم مسافر
در ابتدا تشکر میکنم از بنیان کنگره شصت آقای مهندس دژاکام،که این بستر رو فراهم نمودند تا امروز من به حال خوبی برسم،و تشکر میکنم از راهنمای خوبم آقا رضا از لژیون هفتم شعبه گنجعلی خان،ویه تشکر ویژه دارم از ایجنت محترم آقای حمیدرضا که اجازه خدمت رو در این جایگاه به من دادند تا درکنار شما عزیزان باشم.
دستور جلسه این هفته، «وادی ششم؛ حکم عقل را در قالب یک فرمانده کاملاً اجرا نماییم» هست.
من اگر بخوام خیلی خودمونی درباره این وادی صحبت کنم، اول باید از تجربه خودم بگم.
من همیشه وقتی اعلام سفر می‌کنم، می‌گم با سقوط آزاد وارد کنگره شدم. شاید بعضی‌ها بگن خب چرا این‌قدر روی این موضوع تأکید می‌کنی؟
دلیلش اینه که اون موقع من کنگره رو می‌شناختم، می‌دونستم جایی هست که برای درمان اعتیاد کار می‌کنه، ولی هنوز دانایی و شناخت درستی نداشتم. عقل من اطلاعات درستی نداشت و من هم به جای اینکه فرمان درست عقل رو اجرا کنم، خودم تصمیم گرفتم مواد رو یک‌دفعه کنار بذارم.
تقریباً یک سال وارد یک انجیو شدم به ظاهر مواد مصرف نکردم، ولی واقعیت این بود که یک سال حال خوبی نداشتم. انگار یک سال خمار بودم. ظاهر قضیه این بود که مواد نمی‌زنم، ولی درونم آرامش نداشتم و زندگی‌ام اون چیزی نبود که باید می‌بود.
اونجا من یک چیز مهم رو فهمیدم؛ اینکه فقط «نخواستن» کافی نیست.
من می‌خواستم مواد مصرف نکنم، ولی روش درستش رو بلد نبودم.
بعد از حدود یک سال، به واسطه عزیزانی همچون آقای نقدی عزیزوارد کنگره شدم. اینجا تازه فهمیدم اون چیزی که من فکر می‌کردم عقل منه، همیشه هم عقل نبوده؛ خیلی وقت‌ها اطلاعات غلطی بوده که به عقلم داده بودم.
توی وادی ششم می‌خونیم که عقل اشتباه نمی‌کنه، ولی اگر اطلاعات غلط بهش برسونیم، طبیعتاً فرمانی که صادر می‌کنه هم می‌تونه برای ما قابل اجرا نباشه.
من اون زمان فکر می‌کردم سه روز یا یک هفته مواد نزنم، دیگه درمان شدم. ولی کنگره به من آموزش داد که درمان اعتیاد یک فرآینده؛ جسم، روان و جهان‌بینی باید به تعادل برسن.
وقتی وارد کنگره شدم، این بار یک کار دیگه کردم؛ به جای اینکه خودم برای خودم فرمان صادر کنم، فرمان عقل رو پذیرفتم و فرمانبردار شدم.
گفتم راهنما بهتر از من می‌دونه. گفتم آموزش‌هایی که اینجا داده می‌شه رو اجرا کنم. گفتم پله‌ام رو درست برم. گفتم صبر کنم و به سیستم کنگره اعتماد کنم.
و به نظرم این دقیقاً همون جاییه که «حکم عقل» برای من تبدیل شد به یک عمل واقعی.
عقل فقط این نیست که بشینم فکر کنم و تصمیم بگیرم.
به نظر من، فرمان عقل زمانی ارزش داره که اجرا بشه.
مثلاً عقل من میگه سر وقت به جلسه برسم؛ اگر انجامش دادم، دارم به فرمان عقل نزدیک می‌شم.
میگه قولی که دادم انجام بدم؛ انجامش می‌دم.
میگه پله‌ام رو درست و منظم برم؛ می‌رم.
میگه امروز آموزش داشته باشم؛ دارم.
یعنی از همین کارهای ساده شروع می‌شه.
من امروز که به گذشته خودم نگاه می‌کنم، می‌بینم یک زمانی حتی برای درمان خودم هم عجله داشتم و می‌خواستم یک‌شبه همه‌چیز تمام بشه؛ ولی امروز فهمیدم عقل با عجله کاری نداره. عقل دنبال درست انجام دادن کاره.
به نظرم یکی از چیزهای زیبای کنگره اینه که ما فقط نمی‌گیم «مواد مصرف نکن»؛ کنگره به ما آموزش می‌ده که اصلاً در درون خودمون چه اتفاقی می‌افته.
یک صدایی میگه: «بی‌خیال، برو مصرف کن، حالا یک بار چیزی نمی‌شه.»
یک صدای دیگه میگه: «نه، این راه آخرش همون جاییه که قبلاً بودی.»
اینجاست که باید بفهمیم خواسته‌های نفس و فرمان عقل همیشه یکی نیستند.
هرچقدر آموزش بگیریم، تجربه کنیم و تفکر کنیم، دانایی ما بیشتر می‌شه و عقل قدرتمندتر می‌تونه فرمان بده.
من امروز یکی از جاهایی که دارم این موضوع رو با تمام وجود لمس می‌کنم، بخش تازه‌واردین هست.
من خودم یک روزی با ناامیدی وارد کنگره شدم. امروز وقتی می‌بینم یک تازه‌وارد با حال خراب وارد می‌شه، شاید اولش صورتش خسته و ناامید باشه، ولی بعد از مدتی که آموزش می‌گیره و سفرش رو شروع می‌کنه، کم‌کم چهره‌اش بشاش می‌شه، امید پیدا می‌کنه و حالش تغییر می‌کنه، واقعاً لذت می‌برم.
من فکر می‌کنم این خدمتی که امروز انجام می‌دم، یک جور زکات حال خوبیه که خودم در کنگره گرفتم.
من یک زمانی حکم عقلم رو درست اجرا نکردم و نتیجه‌اش رو هم دیدم؛ یک سال حال خوبی نداشتم.
ولی وقتی وارد کنگره شدم و یاد گرفتم فرمان درست رو بشنوم و اجرا کنم، مسیر زندگی‌ام عوض شد.
پس اگر بخوام از تجربه خودم یک پیام برای سفر اولی داشته باشم، اینه:
لازم نیست همه چیز رو همین امروز بفهمی.

لازم نیست خودت برای خودت نسخه بپیچی.
فقط آموزش بگیر، تفکر کن، تجربه کن و فرمان درست رو اجرا کن.
اگر عقل میگه امروز بیا جلسه، بیا.
اگر میگه پله‌ات رو درست برو، درست برو.
اگر میگه صبر کن، صبر کن.
اگر میگه آموزش بگیر، آموزش بگیر.
به نظر من «فرمان عقل» از همین جاهای ساده شروع می‌شه و کم‌کم در زندگی ما بزرگ می‌شه.
در آخر از خداوند می‌خوام کمکمون کنه که به فرمان عقل نزدیک بشیم و بتونیم این فرمان رو نه فقط بفهمیم، بلکه واقعاً در زندگی‌مون اجرا کنیم.
ممنونم که به صحبت‌هام گوش دادید.

 

عکس و تایپ : مسافر حمیدرضا لژیون سوم

بارگزاری : مسافر احسان لژیون دوم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .