سلام دوستان پروین هستم همسفر
انسانها بر این باورند که عقل در مغز قرار دارد البته مغز فرمانروای کل ارگانیزم و فیزیک جسم انسان است؛ ولی مترجم و جزئی از سیستم عقل محسوب میشود همچنین مرگ عقل را از بین نمیبرد؛ ممکن است متوقف شود و دسترسی به آن نداشته باشیم؛ اما از بین نمیرود. آن چیزی که منطقی و درست است را تعقل میگوییم و کاری که انجام میگیرد را معقول مینامیم. انسان برای تشخیص تفکر و کارهای مثبت و منفی نیاز به یک ترازو دارد که مشخص کند این تفکر درست است یا غلط؟ این مرجع بالاتر و ترازو، نامش عقل است. در پرههای بینی شتر طنابی را رد میکنند که نام آن عقال است و شترسوار با کشیدن آن میتواند شتر را هدایت کند. کلمه عقل یک واژه عربی است که به معنی هدایتکننده است. عقل برای پی بردن به درست یا نادرست بودن کار نیاز به یکسری اطلاعات و آگاهیها دارد. همه ما می دانیم جز از کل کوچکتر است هر کاری بخواهیم انجام بدهیم؛ باید در سیستم عقل قرار بگیرد و بررسی شود. روح با لطافت خود از عقل پیروی میکند و عقل در تکامل، مانند ماشین تابع خودش میباشد. عقل جزو صور پنهان انسان است. انسان باید در تمام مسیر تکامل خود به فرمان عقل برسد و فرمان عقل یکی از مهمترین وسرنوشتسازترین مسائل حیاتی است و هر چه حساب شده و درست به آن عمل شود؛ انسان در صلح و آرامش قرار میگیرد و هر چه میزان اطلاعات اشتباه به عقل بیشتر باشد؛ عقل فرمان اشتباه میدهد و در بدبختی و بیچارگی تمام فرد را قرار میدهد. موجودات هستی دارای تفکر و عقل هستند و فقط میزان آن متفاوت است؛ درختی که خودش را کج میکند تا از نور خورشید استفاده کند نیز دارای تفکر و اندیشه است؛ چون میداند عامل حیات او نور است. عقل آغاز و پایانی ندارد و عقل هر انسانی به روشنی و درستی میداند که کدام کارها درست و کدام کارها غلط است. فرمان عقل یعنی؛ آنچه که منطقی است به انجام برسد. عقل کل مانند خورشیدی است که به کل جهان میتابد. عقل و نفس همیشه در مقابل یکدیگر قرار دارند. افکار، اندیشه و فرامین عقل و نفس خیلی ارزشمند و سازنده میباشند. در درون همیشه یک نبرد واقعی بین عقل و نفس وجود دارد تا اینکه یکی از آنها پیروز شود؛ عقل با نفس امرکننده درگیر است. نفس امرکننده به طرف امیال و خواستههای خودش انسان را میکشاند؛ چون یک نفس حیوانی است و نفس امرکننده، دشمن زیرک و قوی است که در مقابل عقل قرار میگیرد.
سلام دوستان غزل هستم همسفر
بعد از گذراندن پنج وادی در کنگره۶۰ به وادی ششم میرسیم که یکی از مهمترین وادیها میباشد. در این وادی برای ما بیان شده که زمان به اجرا درآوردن فرمانهای عقل است. همیشه با خود فکر میکردم که هدف من همسفر از به تکامل رسیدن، همان رسیدن به فرمان عقل است؛ حالا چگونه میتوان به فرمان عقل رسید؟ هیچ راه سخت، پیچیده و دشواری جلوی ما قرار نگرفته است. اگر عقل ما کوچکترین و جزئیترین فرمانها را به ما میدهد؛ باید همان موقع اجرا کنیم. همانطور که دکتر امین فرمودند: شخصی راجع به رسیدن به تکامل از ایشان سوال کردند؛ گفتند که همین مسائل جلوی پایت را حل کن. اگر من همسفر بتوانم همین مسائل پیش پا افتاده مثل: گذاشتن زباله دم در، پسانداز کردن و یا در کار دیگران دخالت نکردن را انجام بدهم؛ آن زمان است که توانایی به اجرا درآوردن فرمانهای بزرگتر را خواهم داشت. در کنگره بود که من متوجه شدم باید با آموزش و آگاهی، نفسام را تربیت کنم تا به عقل اطلاعات اشتباه ندهد، او را به گمراهی نکشاند و فرماندهی را به دست ارازل و اوباش ندهد. هر چقدر نفسام را تازیانه بزنم؛ هیچ چیز درست نخواهد شد و فقط باید آموزش صحیح را دریافت و اجرایی کنم تا به آن نقطه یعنی؛ رسیدن به فرمان عقل نزدیک شوم. وقتی که حکم عقل در قالب فرمانده اجرا شود به بهشت وعده شده که همان شو، شود یا به عبارتی دیگر به فرماندهی عقل خواهم رسید.
سلام دوستان فرحناز هستم همسفر
وادی ششم به ما میگوید: حکم عقل را در قالب فرمانده کاملاً اجرا نماییم. در این وادی میخواهیم فرماندهی عقل را به رسمیت بشناسیم و به جایی برسیم که هر چه عقل فرمان میدهد را اجرا کنیم. تمامی مشکلات ما برای این است که پیرو نفس اماره هستیم و به صدای عقل خود گوش نکردهایم. اگر بخواهیم به فرمان عقل نزدیک شویم؛ باید آرام آرام از ضدارزشها فاصله بگیریم. ما نباید پیرو خواستههای اماره باشیم. کارهای کوچک را به موقع انجام دهیم مثل دروغ نگفتن، غیبت نکردن و … .
اگر فرمانبردار عقل نشویم؛ فرماندهای لایق نخواهیم شد. عقل بالاترین و پاکترین جایگاه را نیز دارد؛ البته اگر که فرمانهای درست بدهد و این بنا بر اطلاعاتی است که میگیرد. این وادی به ما میگوید که صدای عقل را بشنویم و به دستورات آن عمل کنیم. باید به چشم فرمانروای عادل به عقل نگاه کنیم. هر چه عملکرد عقل بهتر باشد؛ انسان در صلح بیشتری قرار خواهد گرفت و برعکس آن نیز صادق است. کنگره برای این است که من بتوانم بهتر خودم را بشناسم. همانطور که میدانیم شهر وجودی به دو قسمت تقسیم شده؛ یک قسمت آن صور آشکار است که با چشم دیده میشود؛ ولی قسمت دیگر که صور پنهان است توسط چشم، دیده نمیشود. کار عقل سنجش و ارزیابی است؛ اینکه به ما بگوید چه کاری درست و چه کاری غلط است. خواستههای معقول توسط عقل تایید میشوند و معقول هستند. اگر بخواهیم به آرامش برسیم باید تزکیه را در خود به کار ببریم و به سمت خواستههای معقول برویم. امیدوارم که بتوانم خواستههای معقول و غیر معقول را شناسایی و به سمت درست حرکت کنم.
رابط خبری: همسفر غزل رهجوی راهنما همسفر زهرا(لژیون هفدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر مهدیه رهجوی راهنما همسفر فریبا(لژیون سوم)نگهبان سایت
همسفران نمایندگی رودکی
- تعداد بازدید از این مطلب :
39