ص ۷۹ تا ۸۲
مقاله چهارم: اعتیاد، درمان و راهکارهای مناسب
مقاله مهندس حسین دژاکام، منتشرشده در ماهنامه همراه، مربوط به ستاد مبارزه با مواد مخدر، اردیبهشت ماه ۱۳۸۴.
ما اعتقاد داریم که اعتیاد، جایگزینی مزمن است. اعتیاد، مسمومیت یا بیماری مزمن نیست. برای شرح کامل این موضوع، مقاله مورد نظر توسط آقای مهندس حسین دژاکام در اردیبهشت ۸۴ نوشته شده است که میخوانید:
با تشکر از ماهنامه همراه که شرایط مناسبی برای مطرح کردن ایدهها و نظرات مختلف در مقوله اعتیاد را فراهم نموده است.
مقاله زیبای «درمان چیست؟» که اندیشههای دفتر مقابله با جرم و مواد مخدر سازمان ملل را مطرح مینماید، در نشریه همراه، شماره ۱۳ رویت نمودم.
خیلی خوشحال شدم و با دقت مقاله را مورد مطالعه قرار دادم.
این نوشته مرا بر آن داشت تا دیدگاه خود را که در کنگره ۶۰ در بوته آزمایش قرار گرفته و پاسخ مناسب در پی داشته است را در مورد اعتیاد و درمان آن به نگارش درآورم. زیرا برای معالجه هر نوع بیماری، شرط اول و لازم، تشخیص بیماری است. بهعبارتدیگر، اول بایستی بدانیم دقیقاً کجای جسم بیمار دچار آسیب شده یا از تعادل خارج گردیده است، تا سپس راهکاری مناسب را برای، را با در نظر گرفتن طول درمان مشخص نماییم.
البته در این مقاله، مسئله بیماری اعتیاد فقط از نظر جسمی یا فیزیولوژی مورد بررسی قرار گرفته است. اکنون نگاهی میاندازیم به تشخیصی که متخصصین از اعتیاد ارائه نمودهاند. طبق تعریفی که متخصصین از اعتیاد مطرح میکنند:
الف) اعتیاد، مسمومیت مزمن است.
ب) اعتیاد، وابستگی دارویی یا وابستگی به مواد مخدر است.
ولی آیا اعتیاد مسمومیت مزمن است؟
امروز، طبق آمار سازمان ملل، حدود ۱۸۵ میلیون نفر در سراسر جهان درگیر اعتیاد هستند. اگر این تعریف که اعتیاد مسمومیت مزمن است غلط باشد، که به نظر ما هم همینطور است، میلیونها مصرفکننده و هزاران پزشک متخصص و مسئولین مختلف در سراسر گیتی گمراه شدهاند. در این صورت چه کسی میخواهد پاسخ این اشتباه فاحش علمی را بدهد؟
اعتیاد، مسمومیت مزمن نیست. چرا؟
چون وقتی که مسئله مسمومیت مطرح میگردد، عنوان «سم» به میان میآید و وقتی که چنین شد، به دنبال سمزدایی میرویم. اکنون باید گفت مواد مخدر اصلاً سم نیستند. مثلاً هروئین، اسم علمی آن دیاستیلمورفین است. از یک کیلو مورفین، ۹۰۰ گرم هروئین ساخته میشود و هر روز از مورفین در امور پزشکی به عنوان یک داروی بسیار مؤثر و مفید استفاده میگردد. تریاک هم شامل مورفین، کدئین، پاپاورین و ترکیباتی دیگر است که در پزشکی کاربرد بسیار دارند. در حشیش و گراس هم مادهای وجود دارد به نام THC که در گذشته در پزشکی مصرف ویژهای داشت. شاید گفته شود اگر این مواد زیاد مصرف شود، مثل سم عمل میکنند. ما هم قبول داریم که هر دارویی بیش از اندازه استفاده شود، اثر کشنده دارد؛ مثل انواع قرصهای روانگردان و آرامبخش و خوابآور و حتی ویتامینها شامل می شود.
ولی اصولاً سمی بودن، امری نسبی است و میتوان تعریف زیر را ارائه نمود:
«هرگونه ماده خارجی (به صورت گاز، مایع، جامد) از هر طریق وارد جسم گردد و جسم را از تعادل طبیعی خارج نماید و به سمت مرگ سوق دهد، سم تلقی میگردد.»
این تعریف برای سم بسیار و بسیار مهم است. بنابراین، وقتی که کسی را مار میگزد، بلافاصله او را به بیمارستان منتقل میکنند و کاری میکنند که سم مار از بدنش خارج گردد، چون سم مار عاملی خطرناک و کشنده است و بایستی سریعاً از جریان خون خارج شود. این عمل را «سمزدایی» میگویند. فردی که به تریاک عادت ندارد، اگر بیش از یک گرم تریاک بخورد، برای او اثر کشنده و سمی دارد و او را بایستی بلافاصله سمزدایی نمود و یا اگر تعداد زیادی قرص بخورد، همین عمل سمزدایی باید انجام بگیرد. از این اشتباه فاحش علمی تعجب میکنم؛ همینطور از اینکه چگونه متخصصین و دانشمندان به این نکته توجه نمیکنند.»
جناب مهندس، مقالهی چهارم رو در مورد اعتیاد، درمان و راهکارهای مناسب در اردیبهشتماه ۱۳۸۴ نوشتند. حالا چه شد که این رو نوشتند؟ جناب مهندس آمدند یه مقالهی بسیار زیبایی از دفتر مقابله با جرم و مواد مخدر سازمان ملل پیدا کردند که اسمش این بودش که درمان چیست. وقتی که این مقاله رو خوندن، خیلی خوشحال شدند و به این فکر افتادند که دیدگاه خودشون رو در مورد کنگرهی ۶۰ که در بوتهی آزمایش قرار گرفته بود و پاسخ مناسبی رو ازش گرفته بودند در مورد اعتیاد و درمان، اون رو به نگارش دربیارند.
برای معالجهی هر نوع بیماری، شرط اولی که لازم هست اینه که اون بیماری رو تشخیص بدیم. باید بدونیم دقیقاً کجای جسم بیمار رو به آن دارد آسیب میزند، چه جوری از تعادل خارجش کرده، چه راهی رو باید بریم و در چه مدت تا اون رو به وضعیت نرمال خودش برگردونیم. این مقاله، مسئلهی بیماری اعتیاد فقط از نظر جسمی یا فیزیولوژی مورد بررسی قرار گرفته. روشهایی که متخصصین در مورد اعتیاد میگن، چیزهایی که تعریفی که دارند اینه که: اعتیاد مسمومیتِ مزمنه یا اعتیاد وابستگی دارویی یا وابستگی به مواد مخدر. ولی اعتیاد جایگزینیِ مزمن است. چونکه وقتی کلمهی سم رو بهکار میبریم، دنبال این هستیم که اون رو سمزدایی کنیم، درصورتیکه مواد مخدر اصلاً سم نیستند.
مثلاً هروئین رو نگاه کنیم، اسم علمیِ هروئین، دیاستیل مورفین است. از یک کیلو مورفین، ۹۰۰ گرم هروئین بدست می آید و مورفین در پزشکی بسیار تا بسیار مفید هستش و بهکار میاد و میتواند بسیار میتواند مؤثر واقع بشود. تریاک خودش شامل آلکالوئیدهای بسیار زیادی هست. چند تا از اونها میتوانیم از مورفین، کدئین، پاپاورین، نارسئین، نارکوتین از این چیزها نام ببریم که هر کدوم از اینها به نوبهی خودشان در پزشکی کاربرد دارند.
حشیش رو هم اگه نگاه بکنیم، مادهای به نام THC در خودشون دارند که اون هم در پزشکی بهکار برده میشه. ولی همهی این مواد، حتی بهترین مواد که برای زندگیِ ما لازمه، اگر به حد بسیار زیادی مصرف بشه، اثر کشنده دارد و ما این رو کاملاً قبول داریم. حتی همون آب که مایهی حیات هست، اگر زیادی نوشیده بشود، مطمئناً فرد رو با مرگ مواجه میکند.
و تعریفی که اومدند از سم آوردند، این هستش که هر نوع مادهی خارجی -چه جامد، چه مایع یا چه گاز باشد- از هر طریقی واردِ جسم ما بشود و جسم را از تعادلِ طبیعی خارج کند و به سمت مرگ سوق بدهد، سم تلقی میشود. و این تعریف بسیار تا بسیار مهم هست؛ همینجور نوع موادی که اکثر مواد مخدر داشتند که سابقهی تجویز در علمِ پزشکی ازش استفاده میشود، اینها همه مهم هستند.
آقای مهندس فرمودند: وقتی کسی رو مار میگزد، باید سریع او را به بیمارستان ببرند، سمِ مار رو از بدنش خارج کنند، وگرنه سمِ مار تو بدنش پخش میشود و اون اثرِ کشندگی برای شخص دارد و در جریان خون، سریعاً وارد جریانِ خون میشود. برای اینکه درش بیارند، این سم رو از بدن سمزداییاش میکنند. فردی هم که به تریاک عادت ندارد، اگر بیاد یک گرم تریاک رو بخورد، دقیقاً اثر همون سم رو براش داره. باید بلافاصله سمزداییاش کنند تا بتونند برگردانند.
اکنون برای روشن شدن این اشتباه فاحش، سوالات زیر را مطرح مینمایم.
سوال اول: فرض کنیم فردی به مدت ۲ سال، ۸ واحد مورفین در بیمارستان به او تزریق میشود. اکنون پزشکان معالج اگر بخواهند مورفین او را قطع کنند چه عملی انجام میدهند؟ آیا او را سمزدایی میکنند؟ آیا مورفین مصرفی او را تیپر میکنند؟ (تیپر یعنی کاهش تدریجی دارو).
سوال دوم: فرض کنیم شخصی ۱۰ سال مداوم از داروهای آرامبخش، خوابآور، ضدافسردگی، کدئیندار، کورتون و غیره استفاده میکند. پزشکان برای قطع داروی او در صورت ضرورت چه عملی را انجام میدهند؟ آیا او را سمزدایی میکنند؟ آیا داروی مصرفی او را تیپر میکنند؟ حتماً پاسخ خواهند داد داروی او را تیپر میکنیم. چون اگر سمزدایی کنیم و بخواهیم بقایای دارو را از بدن شخص خارج کنیم، تخریب زیادی به شخص وارد میشود و حتی در شرایط خاص این عمل ممکن است باعث مرگ شخص گردد.
سوال سوم: فردی ۲۰ سال مداوم هروئین و یا تریاک مصرف میکرده. حالا میخواهیم مواد مصرفی او را قطع کنیم. حالا چه عملی بایستی انجام بدهیم؟ آیا سمزداییاش کنیم؟ آیا مواد مصرفی او را تیپر میکنیم؟ حتماً خواهید گفت هروئین و تریاک با دارو فرق میکنند و مواد مخدر محسوب میشوند. اینها سم هستند و باید سمزدایی صورت گیرد و برای محکمکاری، یک دارو هم بدهیم که اگر پس از سمزدایی، هروئین و تریاک مصرف کرد، گیرندههای مواد مخدر در بدنش مسدود گردد و اثر نکند. کارشناسان استناد میکنند به اینکه ابتدا این حالت را روی موشها آزمایش کردند و پاسخ خوب بوده است. بیچاره موشها! در اینجا لازم است متذکر بشویم بحث ما، بحثی علمی است و با تلقی عامیانه و برداشت جامعه و نگاه قانون کاری نداریم. بحث فیزیولوژی انسان است.
اکنون سوال آخر من این است: مگر نه اینکه نام هروئین، اسم قراردادی یا تجاری دیاستیل مورفین است و نام تریاک اسم قراردادی یا تجاری مجموعه داروهای مورفین، کدئین، نارکوتین، نارسئین و پاپاورین است و تریاک یک ترکیب وحشتناک و فوقالعاده قوی از انواع داروهای مسکن، آرامبخش، دوپینگ، اعتیادآور و غیره میباشد؟ بنابراین ما با تریاک و هروئین و اسم عامیانه مواد مخدر سروکار نداریم. اگر به اسم اصلی و علمی آنها توجه میشد، مسئله خیلی بهراحتی حل میشد و همان کاری را که برای سایر داروها انجام میدادند، برای مواد مخدر هم انجام میگرفت. اکنون سمنبودن مواد مخدر را با مثال دیگری نشان میدهیم: فردی که به تریاک عادت ندارد اگر بیش از یک گرم تریاک بخورد، آثار مسمومیت در او ظاهر میگردد و به سمت مرگ میرود. حال اگر فرد دیگری معتاد به تریاک باشد و روزانه ۱۰ گرم تریاک را به صورت خوراکی مصرف کند و وقتی که مصرف میکند به سمت تعادل حرکت میکند و اگر مصرف نکند به سمت عدمتعادل میرود و البته احتمال مرگ هم در شرایط خاص برای او وجود دارد. بنابراین این چگونه سمی است که برای یکی مایه مرگ است و برای دیگری مایه حیات؟
به دیگر سخن، اگر مورفین، دیاستیل مورفین، کدئین، نارکوتین، نارسئین و پاپاورین در جهان پزشکی سم تلقی میگردند، بنابراین میتوان هروئین و تریاک را هم سم تلقی نمود. در این صورت بایستی این سموم را از جهان پزشکی خارج کرد. چون داروهایی مثل شربتهای سینه و یا قرصهایی که حاوی کدئین و یا مورفین هستند و سایر مشتقات تریاک که در جهان پزشکی کاربردهای مفید و موثری دارند، سمهایی هستند که ما دانسته به خورد انسانها میدهیم. علمی که تجربه شده باشد سندی است بدون نقص. همه میگویند ما هم میگوییم که راههای زیادی برای درمان اعتیاد وجود دارد ولی راه درست و صحیح و یا به عبارتی صراط مستقیم فقط یک راه است.
نکته مهم این است که برای رسیدن به مقصد، سه اصل ذیل لازم و ضروری است:
۱. مبدأ
۲. مقصد
۳. هدف
برای معالجه هرگونه بیماری بایستی سه اصل فوق در نظر گرفته شود. مثلاً برای فردی که سرطان دارد:
مبدأ: تشخیص و نوع بیماری و میزان پیشرفت آن
مقصد: شیمیدرمانی یا جراحی
هدف: مهار بیماری و رسیدن به سلامتی
ممکن است گفته شود برای مسافرت یا بیماری، مبدأ مهم نیست بلکه مقصد اهمیت دارد، ولی ما در پاسخ میگوییم که اگر شما در نقطهای قرار دارید با وجود اینکه نقشه، قطبنما و تمامی تجهیزات لازم را هم دارید، ولی نمیدانید در کجای زمین هستید و در چه نقطهای قرار دارید، چگونه میخواهید به طرف مقصد حرکت کنید؟ و یا برای درمان یک بیماری که نمیدانیم بیماری فرد چیست، چگونه میخواهیم او را درمان نماییم؟ بنابراین برای درمان هر بیماری، ابتدا لازم است مبدأ که همان تشخیص کامل بیماری است را مشخص نماییم که بیمار در چه نقطهای قرار دارد و دقیقاً کدام قسمتهای جسم او دچار مشکل شده است.
حال این سوال را مطرح مینماییم: فرد مصرفکننده از نظر جسمی یا فیزیولوژی در چه نقطهای قرار دارد؟ البته در این بحث و بررسی فقط و فقط مسئله جسم و فیزیولوژی آن مطرح است و مثلاً بررسی روان، تفکر و اندیشه و جامعه که در درمان اعتیاد مهم هستند را کنار میگذاریم. حال مبدأ، مقصد و هدف روشهای درمانی موجود در سراسر گیتی که به نام درمان در قسمت جسم یا درمان فیزیکی یا فیزیولوژی فرد مصرفکننده عمل مینماید را مورد کاوش قرار میدهیم.
توضیح صفحات ۹۰ تا ۹۷ ۱۴ مقاله مقاله چهارم:
زمانی که فرد میخواهند مصرف هر پلهاش رو مشخص کنند، مخصوصاً توی پلهی اولیه، وقتی که مصرف هر وعدهی شخص مشخص شد و سه تا وعدهای کرد مصرفاش رو، بعد میخواهند ببرند روی شربت اوتی نمیآیند مصرفی که انجام میده، معادلسازی که انجام میدهند، مقدار کمتری بگیرند، معادل اون مصرفی که داره. دقیقاً معادل همان مقدار مصرفی که داره را برایش در نظر میگیرند که شربت اوتی مصرف کند که موجب عدم تعادل فرد نشود، با شربت اوتی سازگاری پیدا بکند، این سه هفتهی اولی که پلهی اول هست را به خیر و خوبی انجامش بده و بعد میان بهتدریج مواد آنرا تیپر میکنند.
وقتی که تیپر میشود باید توجه داشته باشید، مسئلهی مهمی که ما همسفرها در مورد تعویض پلهی مسافر باید در نظر داشته باشیم، اینکه زمانی پله عوض میشود ، یک روز اول خیلی زیاد حالشون متفاوت ممکن است نشود. از روز دوم تا یک هفته، معمولاً یک ذره به دلیل اینکه موادشون به مقدار جزئی کم شده و بدن دارد تحت یک فشار بسیار کم و قابلتحمل اون کار افتادناش رو شروع میکند و تولید موادش رو شروع میکند، شخص ممکن است نیاز داشته باشد که شرایط کمی آرومتر باشد ، بهتر بهش رسیدگی بشود، غذای گرم بخورد، غذای مقوی بخورد، اینها بایستی رعایت بشود، اعصابش خرد نشود، با مسافر تو بحث و جدل قرار نگرفتن، مخصوصاً حتی توی سه، چهار تا پلهی اولیه که شروع میکنند.
اینها همه به جا باشد، مهمانی نباشد، کمخوابی نباشد، چیزهای سخت شدن برایش وجود نداشته باشد. بعد از اون، توی پلهی دوم معمولاً این مواد به حد نرمالاش تولید میشود، و در هفتهی سوم این مواد کاملاً به اندازهای که باید تولید بشود کامل هم از طرف بدن تولید میشود، هم از بیرون میاید. یعنی قشنگ کاملاً بدن شخص، کامل و آماده است که وارد پلهی بعدی بشود و یک تیپر دیگر با مقدار جزئی هشت دهم برایش در نظر گرفته بشود، به این ترتیب بدن خودش رو میسازد.
بهترین دارویی که جناب مهندس فرمودند که خدا آفریده، سالمترین، مفیدترین، همین تریاک هست که در اختیار ما قرار گرفته و برای درمان، در سیستم کنگره ۶۰ و درمان تدریجی استفاده میشود.
ص ۸۶ تا ۸۹ ۱۴ مقاله مقاله چهارم:
نگاهی به روشهای ترک یا درمان فیزیکی اعتیاد، مبدا یا تشخیص، مقداری سم یا مواد مخدر در جسم بیمار وجود داشته باشد. مقصد، خارج کردن سمها از جسم بیمار به روشهای گوناگون. هدف، منفی بودن آزمایش ادرار که نشان خروج سم از بدن است. اکنون خواهش میکنم کسانی که به زمانی به زبانی جز زبان علم ندارند پاسخ مرا بدهند. به اعتقاد این جانب تئوری سمزدایی بر مبنای اندیشههای خیالی و نادرست بنیان گردیده و در تجربه با شکست کامل مواجه شده است، مگر نه اینکه اصلاً علم پزشکی بر مبنای تجربه عمل مینماید. پس چرا تجربهای که همیشه با شکست مواجه گردیده، نباید مورد تردید قرار بگیرد؟ هرچند که در تمامی کتب علمی از آن به عنوان یک روش نام برده شده است. شکستخوردگان در نهایت خواهند گفت: «اعتیاد درمان ندارد». اعتیاد جایگزینی مزمن است، اعتیاد جایگزینی مزمن است؛ یعنی مواد مخدر بیرونی چه گیاهی و چه شیمیایی و حتی الکل، جایگزین مواد مخدر یا مواد شبهافیونی طبیعی جسم انسان یا فرد مصرفکننده شده است. برای مثال، مواد مخدری مثل تریاک و هروئین جایگزین مواد طبیعی بدن انسان مثل دینورفین شدهاند که تا چندین برابر مرفین قدرت دارد و یا آندروفین یا انکفالین و به طور کلی این مخدرهای بیرونی جایگزین تمامی سیستمهای تولیدکننده مواد مخدر طبیعی جسم فرد مصرفکننده که میتوان آن را سیستم بیوشیمی افیونی نام نهاد، شدهاند. البته به دلیل مصرف مکرر مواد مخدر و ورود مرفین و یا سایر مواد خارجی به بدن، مواد مخدر طبیعی از چرخه حیات خارج و یا منهدم گردیدهاند و برای درمان بایستی این سیستمها دوباره راهاندازی شوند. تجربه نشان داده است که برای ترمیم این سیستمها حدوداً ۱۱ ماه زمان لازم است، آن هم با روش صحیح. زیرا بیش از ۹۵ درصد حالت عدم تعادل فرد مصرفکننده و عودهای مکرر پس از قطع مواد با سمزدایی مربوط به این قسمتها میباشد. بنابراین برای درمان اعتیاد در قسمت جسم، مبدا، مقصد و هدف را به گونهای دیگر مطرح مینماییم: مبدا یا تشخیص، تعیین میزان تخریب سیستمهای شبهافیونی جسم؛ مقصد، بازسازی سیستمهای شبهافیونی جسم در طول ۱۱ ماه؛ هدف، برطرف شدن مشکلات روانی و روحی و رسیدن به تعادل و جلوگیری از عودهای مجدد. دیدگاهی دیگر، دیدگاه کنگره ۶۰ راجع به شناخت صورتمساله اعتیاد و روش حقیقی درمان، تشخیص بیماری. هرگاه فردی بیش از یک سال به طور مرتب روزانه مواد مخدری همچون هروئین، تریاک، حشیش، انواع قرصها، الکل، کوکائین، شیشه و هر مادهای که در اثر مصرف آن انسان از حالت تعادل طبیعی خارج میشود مصرف نموده باشد، سیستمهای شبهافیونی جسم او تخریب شدهاند، خواه این مخدر فقط یک ماده باشد مثل تریاک، الکل، هروئین، کوکائین یا قرص یا چند ماده باشد مثل هروئین با قرص یا حشیش با الکل یا هروئین و تریاک و قرص با هم. مقصد یا روش درمان؛ جسم انسان دارای سیستمی است که تا زنده است خودش خودش را ترمیم و بازسازی مینماید. مشروط به اینکه شرایط مناسب برای او فراهم نمایید. بنابراین بهترین روش، کاهش تدریجی یا تیپر کردن همان مواد مخدر مصرفی میباشد که در پلههای ۲۱ روزه با کاهش مصرف مواد مخدر مرحله قبلی انجام میگیرد و در این کاهش، بعضی مواد که از یک خانواده میباشند میتوانند جایگزین یکدیگر شوند. مثلاً در کاهش هروئین میتوان تریاک را جایگزین نمود که پس از سه روز قطع کامل هروئین، روزانه نیم گرم یا یک گرم تریاک در دو وعده به صورت خوراکی مصرف میشود و برای سایر مواد روش جایگزینی به قرار زیر میباشد: تریاک با تریاک، الکل با الکل، حشیش با حشیش، کوکائین با کوکائین و در شرایط خاص با تریاک، انواع قرصها با تریاک، هروئین با تریاک، طول زمان درمان برای فردی که یک سال است اعتیاد دارد با کسی که ۲۰ سال مواد مصرف کرده و یا برای کسی که نیم گرم مواد مصرف میکند یا شخصی که ۲۰ گرم مواد مصرف میکند، یکسان و ۱۱ ماه میباشد. مثل کاشت گندم؛ چه یک مشت بکاریم و چه خروار، زمان برداشت محصول یکی است و یا مثل زایمان که بستگی به سن و نژاد و نسل و چاقی و لاغری ندارد. هدف از درمان اعتیاد رسیدن به تعادل جسمی و روانی. هیچ چیز در جهان نمیتواند جایگزین مواد مخدر برای فرد معتاد شود، نه پول، نه مقام، نه همسر، نه معنویات و نه چیز دیگری. تنها چیزی که میتواند جایگزین مواد مخدر برای فرد مصرفکننده بشود، مواد مخدر طبیعی جسم او میباشد؛ چون با راهاندازی سیستمهای شبهافیونی جسم او کاملاً مواد مخدر طبیعی خوب، سالم، بدون هزینه و بدون تخریب در اختیار او قرار میگیرد و اکثر مشکلات فرد که آنها را به مشکلات روحی و روانی منسوب میکنیم، کاملاً محو میگردند.
در روشهای ترکی که الان مرسوم هست اگر نگاه کنیم، می بینیم که روی قسمت جسم، فوکوسشون روی قسمت جسم است. تمام تمرکزشون روی قسمت جسم است.
چ چیزی را مبدأ می گیرند؟ فرد مصرف کننده سم را وارد بدن خود کرده.
مقصدش کجاست؟ این سم رو از بدنش در بیارند. هدفشان چیست؟ جواب آزمایش ادرارشان منفی بشود.
و با توجه به اینکه علم پزشکی بر مبنای تجربه عمل می کنه جناب مهندس این سوال رو می پرسند.
وقتی می بینید که این حرکت رو انجام دادید و مصرف کنندگان دوباره به سمت مصرف مواد رفتند و دوباره مصرفشون رو شروع کردند، چرا اینجا تردید نمی کنید که این راه اشتباه است؟
و وقتی که این اشتباه رو مکرراً تکرار می کنید، به این نتیجه رسیدید که اعتیاد درمان ندارد.
در صورتی که اگر جسم رو بشناسید، متوجه میشید که بدن تا زنده است، مواد خودش را تولید می کند.
مواد شبه افیونی رو برای خودش تولید می کند.
ولی وقتی یک فردی یک چیزی رو از خارج وارد بدن می کند، سیستم هایی که اون ماده رو در داخل بدن تولید می کردند، برای اینکه بدن از وضعیت تعادلش خارج نشود، می آیند تولیدات خود را کم می کنند. و بدن رو به تدریج به سمت از بین بردن این سیستم هایی که مواد رو تولید می کنند، ما پیش می بریم.
خب وقتی که چرخه ی مواد حیاتی که بدن نیاز داشته، داخل بدن، تولیدش از بین میرود، ۹۵ درصد حالت عدم تعادلی که فرد مصرف کننده داره، مربوط به همین قسمت است.
و چون بدنش نمی سازد، اگر مواد بیرونی رو هم یه دفعه بخواهیم ازش بگیریم، نه از بیرون وارد میشود، نه بدنش می سازد، نمی تواند این را تحمل کند و دوباره به اعتیاد بر می گردد .
حالا کنگره ۶۰ اعتیاد رو مبدأ و مقصد و هدفش رو چه جوری تعیین می کند؟
مبدأش را می گوید که بازسازیِ، مبدأش این است که ببینیم سیستم های شبه افیونیِ بدن مبدئی که کنگره ۶۰ مشخص میکند، تعیین میزان تخریب سیستمهای شبهافیونی جسم است. یعنی نگاه کنیم که جسممان، قسمت شبهافیونیاش چقدر خراب شده، چه تخریبی برایش وارد شده. مقصد آن چیست؟ اینکه بازسازی کنه سیستمهای شبهافیونی را طی ۱۱ ماه. زودتر از اون، این بازسازی اتفاق نمیافته و کامل نمیشه. هدفش چیست؟ هدفش برطرف شدن مشکلات روانی و روحی و رسیدن به تعادل، جلوگیری از عودهای مجدد؛ یعنی مجدداً هدفش اینه که به یک تعادل نسبی شخص برسه که به واسطهی اون عدم تعادل نخواهد دوباره بره مصرف کنه. تشخیص بیماری اینکه هر کسی که بیاد مواد مخدر را به مدت یک سال مرتباً از آنها استفاده کند از هر نوعی که باشه، سیستمهای شبهافیونی بدنش تخریب میشود و از تعادل خارج میشه. حالا چه یک نوع ماده مخدر مصرف کند، چه چندین نوع ماده مخدر را با هم مصرف کند. مقصدش چیه؟ مقصدش اینه که بتونه بدن رو به وضعیت نرمال و به تعادل برساند. چجوری؟ با بازسازی سیستمهای شبهافیونی بدن. چگونه اتفاق میافتد؟ با کاهش تدریجی مواد. از آنجایی که بدن تا زنده است خود را بازسازی میکند، وقتی که مسافر مواد مصرفی را تیپر کند، یک داروی مناسب به بدن برسد و اون دارو رو طی پلههایی نگه داردسر اون و بدن رو با اون مثلاً ۵ سیسی میدم به شخص مصرفکننده که داروشو مصرف کنه. ۵ سیسی صبح، ۵ سیسی ظهر ساعت ۱-۲، ۵ سیسی هم ساعت مثلاً ۸-۹ شب. صبح هم که ساعت ۷-۸ صبح میتواند باشد. این رو که به بدن میدهم بدن خودش رو با این هماهنگ میکند. چه مدت این رو استفاده میکند؟ ۲۱ روز. بعد از ۲۱ روز اگر بخوام این تیپر رو انجام بدم؛ یعنی موادی که مصرف میکنن رو کمتر کنم، ۵ رو ضربدر ۸ دهم میکنم، ۸-۵ تا ۴۰ تا، یک رقم ممیز، میشود ۴ سیسی؛ یعنی باید توی پله دوم ۴ سیسی صبح ۷-۸ صبح بخورد، ۴ سیسی ظهر ۱-۲ بعدازظهر بخورد، ۴ سیسی شب ۸-۹ شب بخورد. این ساعت هم مشخص است، اگه ۷ میخوره همیشه ۷، اگه ۸ میخوره همیشه ۸، بقیه زمانها هم همینطور که فاصله بین زمانها ۸ ساعت است. بعد از اینکه اینجوری تیپر میکنیم مواد رو همینجور ۲۱ روز، ۲۱ روز که شد، هر ۲۱ روزی که تموم شد ضربدر ضریب ۸ دهم میکنیم، تیپر میکنیم، مصرف مواد میآد پایین، میآید کمکمتر میشود تا میرسد به جایی که در روز به جای ۳ تا وعده، ۲ وعده استفاده میکند، دوباره ۲۱ روز سر ۲ وعده است، بعد دوباره میرسد به یک وعده. البته وعده اون پلهای که یک وعده استفاده میکنه، ۲۱ روزش معمولاً کامل نمی شود، حالا بسته به حال خودِ مسافر، ۱ هفته، ۱۰ روز، ۲ هفته این حدودا کافی است که پله آخر رو بره و به این تدریج مواد به صفر نزدیک میشه. وقتی مواد در طول ۱۰ الی ۱۱ ماه به صفر رساندیم، زمان برداشت محصول فرا می رسد و زمانی است که به درمان و رهایی میرسد. ما کاری نداریم که شخصی که مصرفکننده هست، مثلاً ۱ سیسی کلاً مصرف کرده، یکی ۲۰ سیسی مصرف کرده است، یکی چند تا قرص هم باهاش مصرف کرده، کاری نداریم. از زمانی که درمان شروع میشود، ۱۱ ماه باید طول درمان باشد. این مثال را جناب مهندس اینطور بیان کردند، وقتی برا گندم رو کاشتن، چه یک مشت بکارید، چه یک خروار بکارید، زمان برداشت محصول هایش یکی است. همه رو باید اون ۷-۸ ماهی که نیاز دارد که تا گندم به عمل بیاد باید بهش زمان بدهی. یا مثلاً وقتی که جنین تو شکم مادر تشکیل میشود، ۹ ماه باید توی شکم بماند. حالا کاری نداریم مادره چاق یا لاغر است، تک فرزند است، دو تا، سه قلو، چهار قلو است، کاری به این موضوعات نداریم.
باید زمان زایمان تکمیل بشود و هدفی که از درمان اعتیاد داریم اینکه ما برسیم به یک وضعیت تعادلی در جسم و روح روانمان و با راهاندازی سیستمهای شبهافیونی بدن این کاملاً مشخص شده و به نتیجه رسیده است.
متن صفحات ۹۰ تا ۹۷ ۱۴ مقاله مقاله چهارم :
جایگزین دارو؛ از آنجایی که تمام مواد شبه افیونی که جسم انسان تولید میکند، هنوز کشف نشده است، به همین دلیل در گام نخست، مصرف همان مواد مخدر مصرفی، بهترین، کمخطرترین و مناسبترین گزینه میباشد، که با کاهش حساب شده، به سیستمهای جسم فرصت میدهد که خود را بازسازی نماید. البته در شرایطی که قانون و جامعه اجازه این کار را نمیدهد، بهتر است فقط از یک داروی استاندارد استفاده شود. مثلاً برای جایگزینی متادون به جای تریاک یا هروئین، اول بایستی تجویز میزان مصرف متادون، با در نظر گرفتن میزان مصرف مواد مخدر شخص و دفعات مصرفی او تعیین گردد. لازم به ذکر است عمل جایگزینی حدوداً یک ماه زمان میبرد تا سیستمهای شخص داروی جدید را بپذیرد. سپس مرحله کاهش، کاهش پلهای یا تیپر کردن، در فاصله پلههای ۲۱ روزه انجام میگیرد تا در کاهش هر پله، جسم خود را بازسازی و مواد شبه افیونی خود را دوباره تولید نماید. در طول دوره درمان بایستی از مصرف هرگونه داروی کمکی مثل خوابآور، ضدافسردگی و آرامبخش جدداً خودداری گردد. چون این داروها جلوی فرایند زاینده بهبودی سیستمها را سد مینماید و نمیگذارند جسم خودش خودش را ترمیم نماید. در ضمن با استفاده از این داروها شخص به آرامی اعتیاد جدیدی را نیز تجربه خواهد کرد، که همانا اعتیاد به قرصها میباشد. آیا اعتیاد وابستگی دارویی است؟ عدهای معتقدند اعتیاد وابستگی دارویی است. اگر اعتیاد وابستگی دارویی است، باز هم بایستی دلیل آن کاملاً مشخص گردد که چرا فرد مصرفکننده بایستی دارو مصرف نماید و این دارو به مصرف کجای جسم میرسد؟ و بایستی دقیقاً دلایل آن را بدانیم، یا اینکه روشی که میتواند وابستگی را بهطور علمی از بین ببرد، چگونه است و پروتکل درمانی آن چیست؟ به اعتقاد اینجانب، این تعریف هم ما را به مقصد هدایت نمیکند. درمان اعتیاد از دیدگاه کنگره ۶۰ به طور کلی ۳ مؤلفه دارد: جسم، روان، جهانبینی. اگر فردی بیش از یک سال بهطور روزانه و مرتب از مواد مخدر استفاده نماید، در سیستمهای بیوشیمی بیوشیمیایی و شبه افیونی جسم خود، تخریب ایجاد نموده و مواد مخدر بیرونی جایگزین مواد مخدر درونی جسم او گردیده است و در اثر قطع مصرف مواد مخدر و بهدلیل اینکه مواد شبه افیونی جسم دچار مشکل شدهاند، اختلالاتی در جسم او به وجود میآید، که در اثر آن اختلالات، جسم عکسالعمل نشان میدهد که این عکسالعملها شامل ۲ گروه عمدهاند، که نقطه کور درمان یا ترک اعتیادهای ناموفق و متداول امروزی در آن تبلور مییابد: الف) عکسالعملهای آشکار، ب) عکسالعملهای پنهان. الف) عکسالعملهای آشکار: در صورت نرسیدن مواد مخدر یعنی هم خانواده تریاک و مشابه آن، به شخص مصرفکننده و یا قطع ناگهانی مواد مخدر مصرفی، عکسالعملهایی در جسم شخص مصرفکننده ظاهر میشود که بسته به نوع مواد مصرفی، مقدار و تعداد دفعات مصرف در ۲۴ ساعت، پس از چند ساعت از دیر شدن نوبت مصرف آغاز میشود. عکسالعملهایی که بهآرامی شروع میشوند و پس از ۲۴ ساعت به اوج خود میرسند، شامل موارد زیر است: عطسههای پیدرپی، بیخوابی، پرش پا، آبریزش از بینی، استخواندرد، عرق کردن، اسهال، خمیازه پشت سر هم، گرفتگی عضلات پا و گردن، درد در مچ پا و بازوها. در طی بروز این عوارض، اگر از دارو هم استفاده نشود، مکانیسم جسم حداکثر پس از یک هفته، خودبهخود باعث میگردد که جسم انسان به طرف تعادل میل نماید و پس از طی ۲ هفته این عوارض به حداقل خود میرسند ولی باز هم ادامه دارند.»
درمان در مرحله واکنشهای آشکار:
برای درمان در این مرحله هماکنون از روشهایی استفاده میشود که در درمان قطعی اعتیاد چندان اهمیتی ندارند و مخرب نیز هستند. یعنی نه اعتیاد را درمان میکنند، بلکه مشکلات دیگری را هم اضافه میکنند. چون به سیستمهای شبهافیونی جسم، یک شوک مخرب وارد مینمایند که شاید برخی از تخریبهای ناشی از آن تا آخر عمر هم قابل جبران نباشد و به این ترتیب این سیستمها قادر به بازسازی خود نشوند.
به عبارت دیگر، چون تولید مواد مخدر طبیعی جسم از کار افتاده است و مواد مخدر بیرونی مثل یک ستون زیر سقف تعادل شخص مصرفکننده قرار گرفته است، با قطع ناگهانی مواد مخدر بیرونی، مثل آن میماند که ستون زیر سقف تعادل جسم شخص را یکباره برداریم، که قطعاً سقف فرو خواهد ریخت.
شرط عقل آن است که ستون اصلی جسم را به آرامی ترمیم نماییم و هماهنگ با آن، بار ستون مصنوعی مواد مخدر بیرونی را کم نماییم. روشهایی که هماکنون اعمال میشوند، عبارتند از: ۱. از طریق پزشک با استفاده از دارو به مدت یک یا دو هفته
۲. از طریق طب سوزنی یا روشهای حاشیهای همراه با دارو
۳. از طریق کاهش مواد مخدر مصرفی در یک یا دو هفته (روش سنتی)
۴. از طریق روشهای خشن و قوه قهریه، مثل شلاقدرمانی، زنداندرمانی در منزل، بستن فرد مصرفکننده به تخت و یا طنابپیچ کردن
۵. از طریق سمزدایی سریع و فوقسریع که بسیار تا بسیار مخرب است
۶. از طریق روش سقوط آزاد یا قطع ناگهانی و داوطلبانه مواد مخدر
۷. از طریق ورزشدرمانی، موزیکدرمانی، جادودرمانی، جندرمانی، ابوالفضلدرمانی و غیره
ظاهراً تمامی روشهای فوق برای ترک اعتیاد در مقطع بروز واکنشهای آشکار مؤثر است. چون فرد مصرفکننده اگر آزمایش ادرار بدهد، آزمایش او منفی است؛ یعنی مواد مخدر در ادرار شخص نیست. بنابراین به غلط میگویند کار درمان جسمی یا فیزیکی یا فیزیولوژی تمام است و فرد مصرفکننده از نظر جسمی مشکلی ندارد و بقیه مشکلات او روحی، روانی و رفتاری است که بایستی درمان شود. مثلاً با گفتاردرمانی یا گروهدرمانی. تصور میکنند چون اسهال فرد مصرفکننده بهبود یافته، دیگر مشکل جسمی ندارد؛ تعجب میکنم از اینهمه اشتباه.
ب) واکنشهای پنهان:
باید برای معالجه به گونهای عمل شود که این سیستمها به آرامی دوباره کار خود را شروع نمایند و دادن داروهای خوابآور، ضد افسردگی و روانگردان به عنوان داروهای کمکی به بیمار نه تنها کمکی به او نخواهد کرد بلکه باعث تخریب بیشتر سیستم شبهافیونی جسم او میگردد. امروزه ما با مصرفکنندگان زیادی برخورد داریم که برای مثال مواد مخدر را همراه با قرصهای مختلف مصرف میکنند. اینها همان کسانی هستند که قبلاً ترک اعتیاد کردهاند اما با عود مجدد به این قرصها هم اعتیاد پیدا کردهاند. گاهی مشاهده شده که اشخاصی ۶۰ الی ۸۰ عدد قرص و گاهی ۳۰۰ الی ۴۰۰ عدد قرص که در تصور و فکر هم نمیگنجد مصرف میکنند. تجربه نشان داده است که برای ترمیم سیستمهای شبهافیونی در صورت برنامهریزی صحیح میتوان با طی مدت زمانی حدود ۱۱ ماه به ۹۰ درصد تعادل از نظر جسمی رسید. با تعادل جسم روان هم به تعادل میرسد. ۱۰ درصد باقیمانده در طول زمان حل میشود. البته مشکل جهانبینی یا نگرش فرد نسبت به خودش، جهان پیرامون و سایر انسانها هنوز به قوت خود باقی است که بایستی با شرکت در کلاسهای درمان گروهی که از روز نخست درمان آغاز میگردد حل شود. لازم به توضیح است که اگر این مشکل یعنی جهانبینی حل نشود با برطرف شدن کلیه مشکلات جسم و روان، شخص دوباره به اعتیاد روی خواهد آورد. درمان در مرحله عکسالعملهای پنهان، درمان در این مرحله به یک روش ولی دو نوع ماده مصرفی انجام میگیرد: یک؛ استفاده از داروی جایگزین استاندارد، ب؛ استفاده از خود ماده مخدر. در استفاده از خود ماده مخدر ابتدا میزان مصرف روزانه و دفعات مصرف در طول ۲۴ ساعت، ظرف حداکثر یک هفته مشخص میگردد. هیچ لزومی ندارد که ما بخواهیم میزان مصرف اولیه یا دفعات مصرف آن را کمتر از میزان مصرف واقعی شخص بگیریم چون تعادل شخص با شروع درمان به هم خواهد ریخت و ادامه راه مشکل خواهد شد. در ضمن، با شروع درمان، مواد مصرفی به سرعت کاهش مییابد. پلههای کاهش بایستی ۲۱ روزه یا سه هفتهای باشد چون در هفته اول فرد به میزان اندکی متعادل نیست، هفته دوم کاملاً اوضاع عادی میشود و هفته سوم مواد کاملاً فرد را سرخوش مینماید و او را برای حرکت یا کاهش بعدی آماده میسازد. در طول زمان کاهش، ممکن است هرگونه مشکلی مثل کمخوابی، کمحوصلگی و یا افسردگی بروز نماید. باید بدانیم که مشکل بسیار جزئی است و حتماً بایستی صبر کند و تحمل نماید چون به سرعت، جسم کمبود مواد مخدر را جبران مینماید و لازم است در نظر داشته باشیم که جسم با تمام قدرت در حال ساختوساز میباشد و حتی مشاهده شده که بعضی از بیماریهای سابقهدار شخص مثل هپاتیت، نارسایی یا تپش قلب، مشکلات گوارشی و افسردگیهای طولانی پس از پایان دوره درمان بهبودی حاصل نموده و استفاده از هرگونه داروی کمکی مثل خوابآورها، آرامبخشها، ضد افسردگیها باعث جلوگیری از درمان قطعی میگردد. میزان کاهش؛ در مجموع میزان کاهش بایستی حدوداً ۲۰ درصد مرحله قبلی باشد و اگر تعداد دفعات مصرف روزانه بیش از یک بار باشد ظرف مدت ۵/۵ ماه شایسته است به نقطه یک بار مصرف در روز برسیم و کلیه دفعات مصرف به ترتیب اولویت یکییکی حذف گردند. در روش استفاده از دارو این مرحله از درمان را میتوان فقط با استفاده از یک داروی استاندارد طبق روش «الف» به مرحله اجرا درآورد. نکته؛ خارج از بحثهای قانونی و حقوقی من به تجربه دانستم که هیچ دارویی مناسبتر، قویتر، کاملتر، کمخطرتر، مفیدتر از خود مواد مخدر برای درمان همان ماده مخدر نیست اما در عین حال تریاک به عنوان یک داروی ترکیبی با بیش از ۲۵ نوع آلکالوئید برای درمان اکثر بیماریهای اعتیاد مثل اعتیاد به هروئین، انواع قرصها، شیشه و کوکائین بسیار مؤثر میباشد و خداوند هیچگونه دارویی سالمتر و مفیدتر از تریاک تاکنون خلق نکرده است؛ اگر هم خلق شده است، من اطلاعی ندارم.
این مرحله که حساسترین و سرنوشتسازترین مرحله درمان اعتیاد بوده، همیشه از چشم متخصصان پنهان مانده است و اگر هم پنهان نبوده، به آن توجه جدی نمیکردند و سازوکار آن را نمیدانستند که چگونه و در چه مدتی بایستی این مرحله را سپری و جسم را ترمیم نمود. البته مشکلات این مرحله در مرحله اول هم وجود داشتند، ولی انسان کمتر متوجه آنها میشد. برای مثال کسی که در مرحله نخست دچار اسهال شدید گردیده و یکسره دلپیچه دارد و به طرف توالت میرود، در این شرایط هرگز افسردگی را حس نمیکند. این مشکلات عبارتند از: افسردگی، ناامیدی، گوشهگیری، عدم میل به زندگی، کمحوصلگی، زود خسته شدن، بیخوابی، تنبلی، کندذهنی یا فراموشی، گریه کردن، بیدار شدن میل جنسی، ناتوانی جنسی، انزال سریع.
نکته بسیار مهم: مشکلات فوقالذکر هیچکدام در مرحله نخست منشا و ریشه روانی ندارند. در صورتیکه اکثراً و قریب به اتفاق ریشه این مشکلات را علتهای روانی میدانند و میخواهند با گفتاردرمانی یا گروهدرمانی آن را حل نمایند. بدیهی است که این اختلافات در اثر ضعیف شدن سیستم ضددرد بدن و عدم تولید یا بازدهی مناسب سیستمهای تولیدکننده مواد شبهافیونی و شبهمورفینی جسم انسان بهوجود آمده است که کاملاً ریشه فیزیولوژی دارد.
باید برای معالجه به گونهای عمل شود که این سیستمها به آرامی دوباره کار خود را شروع نمایند و دادن داروهای خوابآور، ضد افسردگی و روانگردان به عنوان داروهای کمکی به بیمار نه تنها کمکی به او نخواهد کرد بلکه باعث تخریب بیشتر سیستم شبهافیونی جسم او میگردد. امروزه ما با مصرفکنندگان زیادی برخورد داریم که برای مثال مواد مخدر را همراه با قرصهای مختلف مصرف میکنند. اینها همان کسانی هستند که قبلاً ترک اعتیاد کردهاند اما با عود مجدد به این قرصها هم اعتیاد پیدا کردهاند. گاهی مشاهده شده که اشخاصی ۶۰ الی ۸۰ عدد قرص و گاهی ۳۰۰ الی ۴۰۰ عدد قرص که در تصور و فکر هم نمیگنجد مصرف میکنند. تجربه نشان داده است که برای ترمیم سیستمهای شبهافیونی در صورت برنامهریزی صحیح میتوان با طی مدت زمانی حدود ۱۱ ماه به ۹۰ درصد تعادل از نظر جسمی رسید. با تعادل جسم روان هم به تعادل میرسد. ۱۰ درصد باقیمانده در طول زمان حل میشود. البته مشکل جهانبینی یا نگرش فرد نسبت به خودش، جهان پیرامون و سایر انسانها هنوز به قوت خود باقی است که بایستی با شرکت در کلاسهای درمان گروهی که از روز نخست درمان آغاز میگردد حل شود. لازم به توضیح است که اگر این مشکل یعنی جهانبینی حل نشود با برطرف شدن کلیه مشکلات جسم و روان، شخص دوباره به اعتیاد روی خواهد آورد. درمان در مرحله عکسالعملهای پنهان، درمان در این مرحله به یک روش ولی دو نوع ماده مصرفی انجام میگیرد: یک؛ استفاده از داروی جایگزین استاندارد، ب؛ استفاده از خود ماده مخدر. در استفاده از خود ماده مخدر ابتدا میزان مصرف روزانه و دفعات مصرف در طول ۲۴ ساعت، ظرف حداکثر یک هفته مشخص میگردد. هیچ لزومی ندارد که ما بخواهیم میزان مصرف اولیه یا دفعات مصرف آن را کمتر از میزان مصرف واقعی شخص بگیریم چون تعادل شخص با شروع درمان به هم خواهد ریخت و ادامه راه مشکل خواهد شد. در ضمن، با شروع درمان، مواد مصرفی به سرعت کاهش مییابد. پلههای کاهش بایستی ۲۱ روزه یا سه هفتهای باشد چون در هفته اول فرد به میزان اندکی متعادل نیست، هفته دوم کاملاً اوضاع عادی میشود و هفته سوم مواد کاملاً فرد را سرخوش مینماید و او را برای حرکت یا کاهش بعدی آماده میسازد. در طول زمان کاهش، ممکن است هرگونه مشکلی مثل کمخوابی، کمحوصلگی و یا افسردگی بروز نماید. باید بدانیم که مشکل بسیار جزئی است و حتماً بایستی صبر کند و تحمل نماید چون به سرعت، جسم کمبود مواد مخدر را جبران مینماید و لازم است در نظر داشته باشیم که جسم با تمام قدرت در حال ساختوساز میباشد و حتی مشاهده شده که بعضی از بیماریهای سابقهدار شخص مثل هپاتیت، نارسایی یا تپش قلب، مشکلات گوارشی و افسردگیهای طولانی پس از پایان دوره درمان بهبودی حاصل نموده و استفاده از هرگونه داروی کمکی مثل خوابآورها، آرامبخشها، ضد افسردگیها باعث جلوگیری از درمان قطعی میگردد. میزان کاهش؛ در مجموع میزان کاهش بایستی حدوداً ۲۰ درصد مرحله قبلی باشد و اگر تعداد دفعات مصرف روزانه بیش از یک بار باشد ظرف مدت ۵/۵ ماه شایسته است به نقطه یک بار مصرف در روز برسیم و کلیه دفعات مصرف به ترتیب اولویت یکییکی حذف گردند. در روش استفاده از دارو این مرحله از درمان را میتوان فقط با استفاده از یک داروی استاندارد طبق روش «الف» به مرحله اجرا درآورد. نکته؛ خارج از بحثهای قانونی و حقوقی من به تجربه دانستم که هیچ دارویی مناسبتر، قویتر، کاملتر، کمخطرتر، مفیدتر از خود مواد مخدر برای درمان همان ماده مخدر نیست اما در عین حال تریاک به عنوان یک داروی ترکیبی با بیش از ۲۵ نوع آلکالوئید برای درمان اکثر بیماریهای اعتیاد مثل اعتیاد به هروئین، انواع قرصها، شیشه و کوکائین بسیار مؤثر میباشد و خداوند هیچگونه دارویی سالمتر و مفیدتر از تریاک تاکنون خلق نکرده است؛ اگر هم خلق شده است، من اطلاعی ندارم.
توضیح صفحات ۹۰ تا ۹۷ ۱۴ مقاله مقاله چهارم:
زمانی که فرد میخواهند مصرف هر پلهاش رو مشخص کنند، مخصوصاً توی پلهی اولیه، وقتی که مصرف هر وعدهی شخص مشخص شد و سه تا وعدهای کرد مصرفاش رو، بعد میخواهند ببرند روی شربت اوتی نمیآیند مصرفی که انجام میده، معادلسازی که انجام میدهند، مقدار کمتری بگیرند، معادل اون مصرفی که داره. دقیقاً معادل همان مقدار مصرفی که داره را برایش در نظر میگیرند که شربت اوتی مصرف کنه که تعادلش به هم نریزه، با شربت اوتی سازگاری پیدا بکند، این سه هفتهی اولی که پلهی اول هست را به خیر و خوبی انجامش بده و بعد میان بهتدریج مواد آنرا تیپر میکنند.
مسئلهی مهمی که ما همسفرها در مورد تعویض پلهی مسافر باید در نظر داشته باشیم، اینکه زمانی پله عوض میشود ، یک روز اول خیلی زیاد حالشون متفاوت ممکن است نشود. از روز دوم تا یک هفته، معمولاً یک ذره به دلیل اینکه موادشون به مقدار جزئی کم شده و بدن دارد تحت یک فشار بسیار کم و قابلتحمل اون کار افتادناش رو شروع میکند و تولید موادش رو شروع میکند، شخص ممکن است نیاز داشته باشد که شرایط کمی آرومتر باشد ، بهتر بهش رسیدگی بشود، غذای گرم بخورد، غذای مقوی بخورد، اینها بایستی رعایت بشود، اعصابش خرد نشود، با مسافر تو بحث و جدل قرار نگرفتن، مخصوصاً حتی توی سه، چهار تا پلهی اولیه که شروع میکنند.
اینها همه به جا باشد، مهمانی نباشد، کمخوابی نباشد، چیزهای سخت شدن برایش وجود نداشته باشد. بعد از اون، توی پلهی دوم معمولاً این مواد به حد نرمالاش تولید میشود، و در هفتهی سوم این مواد کاملاً به اندازهای که باید تولید بشود کامل هم از طرف بدن تولید میشود، هم از بیرون میاید. یعنی قشنگ کاملاً بدن شخص، کامل و آماده است که وارد پلهی بعدی بشه و یک تیپر دیگه با مقدار جزئی هشت دهم برایش در نظر گرفته بشه و به این ترتیب بدن خودش رو میسازد.
و بهترین دارویی که جناب مهندس فرمودند که خدا آفریده، سالمترین، مفیدترین، همین تریاک هست که در اختیار ما قرار گرفته و برای درمان، در سیستم کنگره ۶۰ و درمان تدریجی استفاده میشود.
نویسنده و تایپیست: خدمتگذار سایت همسفر سهند ( لژیون یکم) نمایندگی ستارخان
- تعداد بازدید از این مطلب :
81