English Version
This Site Is Available In English

رهایی یعنی بازگشت دوباره به خود

رهایی یعنی بازگشت دوباره به خود

رهایی برای من تنها یک واژه نیست، رهایی لحظه‌ای است که پس از سال‌ها اسارت در بند نیکوتین، دوباره خود را پیدا کردم. امروز که از بند نیکوتین و قلیان رها شده‌ام تازه متوجه می‌شوم که چه نعمتی را سال‌ها در میان دود جست‌وجو می‌کردم. تصور می‌کردم قلیان من را آرام می‌کند؛ در حالی که آرامش را از من گرفته بود.

فکر می‌کردم انتخاب می‌کنم؛ در حالی که انتخاب‌های من آرام‌آرام تحت فرمان نیکوتین قرار گرفته بودند. چه روزهایی که برای چند لحظه آرامش، بخشی از آزادی خود را به دود قلیان می‌سپردم. چه نفس‌هایی که می‌توانستند سرشار از زندگی باشند؛ اما در میان دود قلیان گم شدند و چه زیباست امروز که همان نَفس بدون ترس، بدون نیاز به هیچ ماده‌ای و بدون نیاز به هیچ نیکوتینی وارد سینه‌ام می‌شود.

امروز وقتی نفس عمیق می‌کشم و از هوای پاکی که وارد ریه‌های من می‌شود لذت می‌برم، احساس می‌کنم خداوند دوباره زندگی را به من هدیه کرده است. گویی هر نفس پاک، نامه‌ای است از جانب خداوند که در آن نوشته شده است: «هنوز فرصت داری، زندگی ادامه دارد.» رهایی از نیکوتین برای من فقط کنار گذاشتن قلیان نبود؛ بلکه رهایی از تصویری بود که سال‌ها از ناتوانی خود ساخته بودم.

خود را در برابر تنش‌ها و مشکلات زندگی ناتوان می‌دیدم و برای آرام کردن خود به قلیان پناه می‌بردم. امروز فهمیده‌ام انسان اگر آموزش صحیح بگیرد و در مسیر درست حرکت کند، می‌تواند از چیزی که سال‌ها او را در بند کشیده است عبور کند. در این مسیر کنگره۶۰ به من آموخت که هیچ انسانی به خاطر گذشته‌اش محکوم نیست؛ اما برای ساختن آینده نیز نمی‌توان فقط منتظر ماند.

باید حرکت کرد، آموزش گرفت، فرمان عقل را پذیرفت و قدم‌به‌قدم از تاریکی به سوی روشنایی حرکت کرد. اینجاست که مفهوم عدالت برای من معنای عمیق‌تری پیدا می‌کند. عدالت؛ یعنی همه انسان‌ها فرصت حرکت داشته باشند؛ اما نتیجه هر کس به اندازه تلاش و حرکت خودش باشد. در کنگره۶۰ ممکن است جایگاه‌ها متفاوت باشند؛ اما حرمت و ارزش انسانی افراد یکسان است.

همه در برابر قوانین و حرمت‌های کنگره۶۰ برابرند؛ اما میزان بهره‌مندی هر انسان از آموزش و رسیدن به جایگاه‌های بالاتر به میزان خواستن، تلاش و حرکت خودش بستگی دارد. امروز اگر به جایگاه رهایی رسیده‌ام (رهایی از نیکوتین) نمی‌توانم آن را فقط به شانس نسبت بدهم. پشت این لحظه، روزهایی از تلاش وجود دارد. روزهایی که شاید کسی جز خداوند و راهنمای ویلیام‌وایت همسفر سارا نمی‌دانست در درون من چه می‌گذشت.

پشت این رهایی، لحظه‌هایی وجود دارد که باید با خواسته‌های نفس خود مبارزه می‌کردم. باید صبر می‌کردم، آموزش می‌گرفتم و باور می‌کردم که می‌توانم. امروز وقتی به تمام آن روزها نگاه می‌کنم به بودن در کنگره۶۰ افتخار می‌کنم. من به روش DST و پروسه درمان در جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ ایمان دارم و آن را یکی از ارزشمندترین دستاوردهای زندگی خود می‌دانم. روشی که به من آموخت برای رهایی، تنها خواستن کافی نیست؛ بلکه باید زمان، آموزش، نظم و حرکت را در کنار یکدیگر قرار داد.

وقتی به دوران مصرف قلیان فکر می‌کنم، دل من برای آن انسانی که بودم می‌سوزد. انسانی که گاهی نمی‌دانست چرا دوباره به سمت قلیان می‌رود. کسی که شاید بارها تصمیم گرفت آن را کنار بگذارد و دوباره گرفتار شد. کسی که آزادی و رهایی را می‌خواست؛ اما راه رسیدن به آن را نمی‌دانست. امروز دیگر دل من برای او نمی‌سوزد، امروز به او افتخار می‌کنم؛ زیرا همان انسان خسته یک روز تصمیم گرفت حرکت کند.

همان انسانی که بارها شکست خورده بود، دوباره ایستاد و همین ایستادن، آغاز رهایی او شد. چه حس عجیبی است وقتی می‌دانی چیزی که روزی جزئی از زندگی‌ات بود، امروز دیگر هیچ قدرتی بر تو ندارد. امروز دیگر قلیان برای من معنای آرامش ندارد. دیگر بوی دود، بوی زندگی نمی‌دهد. امروز آرامش را در یک نفس پاک پیدا می‌کنم، در طلوع صبح، کنار خانواده، محبت، آموزش، در خدمت و در این باور که می‌توانم بدون نیکوتین زندگی کنم.

شاید بزرگ‌ترین زیبایی رهایی این باشد که انسان دوباره قدر چیزهای ساده را بفهمد، قدر یک نفس عمیق، یک صبح آرام، سلامتی، بودن در کنار عزیزان و قدر اینکه دیگر مجبور نیست برای چند دقیقه حال خوب، بهای سنگینی بپردازد. امروز می‌فهمم حال خوش واقعی چیزی نیست که با دود وارد وجود انسان شود. حال خوش واقعی زمانی است که درون انسان آرام بگیرد.

زمانی که انسان با خودش آشتی کند، از خودش فرار نکند و بتواند در آینه نگاه کند و از انسانی که می‌بیند، خجالت نکشد. می‌خواهم هرگز فراموش نکنم که پشت این رهایی، محبت راهنما، آموزش‌های کنگره۶۰، صبر و حرکت من و لطف خداوند قرار دارد. رهایی پایان راه نیست، رهایی آغاز مسئولیتی بزرگ‌تر است.

مسئولیت حفظ این گوهر، مسئولیت شکرگزاری،  خدمت و مسئولیت اینکه هرگز انسانی را که هنوز در ابتدای این راه است، فراموش نکنم. شاید روزی خود من نیز در جایی ایستاده بودم که فکر می‌کردم دیگر راهی برای رهایی وجود ندارد. پس امروز باید بدانم شاید انسانی دیگر نیز در همان نقطه ایستاده باشد و فقط به یک جرقه امید نیاز داشته باشد.

امروز من طعم عدالت را در فرصت دوباره‌ای که برای زندگی پیدا کرده‌ام، می‌چشم. عدالت؛ یعنی راه برای همه باز است؛ اما رسیدن به مقصد سهم کسی است که قدم برمی‌دارد. امروز فهمیده‌ام که گاهی بزرگ‌ترین معجزه زندگی این نیست که چیزی به انسان داده شود؛ بلکه این است که چیزی که سال‌ها او را اسیر کرده از او گرفته شود.

امروز من آن اسارت را پشت سر گذاشته‌ام. قلیان را کنار گذاشته‌ام؛ اما چیزی بسیار بزرگ‌تر به دست آورده‌ام، خود را. امروز آزادانه نفس می‌کشم، برای آرام شدن به دود پناه نمی‌برم. امروز می‌دانم حال خوش واقعی در بیرون از من نیست؛ باید آن را با آموزش، عمل سالم و حرکت، در درون خود بسازم. از صمیم قلب و با تمام وجود قدردان زحمات آقای مهندس دژاکام و خانواده محترم ایشان هستم که این مکان امن را برای ما فراهم کردند و با آموزش‌های ناب و ارزشمند به زندگی بی‌سامان من امید، آرامش و جهت بخشیدند.

نویسنده و رابط خبری: راهنمای ویلیام‌وایت همسفر مریم (نمایندگی اسبیکو)
ویرایش و ارسال مطلب: نگهبان سایت راهنمای ویلیام‌وایت همسفر هایده (نمایندگی فردوسی مشهد)
همسفران ویلیام‌وایت کنگره۶۰

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .