English Version
This Site Is Available In English

ارزش سفر به آرامش مسافر در کنار همسفر است

ارزش سفر به آرامش مسافر در کنار همسفر است

تعطیلات، فقط چند روز دور شدن از خانه نیست؛ گاهی فرصتی برای نزدیک‌تر شدن به درون خودمان است. دو سال پیش، وقتی راهی سفر شدیم، تصور من این بود که خوشی در رفتن، دیدن و خاطره ساختن خلاصه می‌شود. تمام اشتیاق من به مسافرت بود و حال مسافرم را اصلاً نمی‌دیدم. آن روزها هنوز نمی‌دانستم همسفر بودن، فقط همراه بودن نیست؛ بلکه فهمیدن، درک کردن و دیدن حال مسافر است.

در تمام مسیر، بیشتر خواسته‌های خود را می‌دیدم. دلم می‌خواست بگردیم، بیرون برویم و از لحظه‌ها نهایت لذت را ببریم؛ اما افسوس که هیچ‌گاه از خود نمی‌پرسیدم: «حال مسافر من چگونه است؟ آیا توان ادامه دادن دارد؟ آیا به استراحت نیاز دارد؟» نتیجه آن سفر، چیزی جز خستگی، دلخوری، ناراحتی، اندوه و تاریکی بیشتر نبود. امروز که به آن روزها فکر می‌کنم، می‌بینم مسافرم بیش از آن‌که به یک سفر نیاز داشته باشد، به درک شدن من نیاز داشت. آن روزها نمی‌دانستم که یک مسافر سفر اول، مانند دیگران توان فعالیت‌های طولانی را ندارد، زودتر خسته می‌شود، زودتر به استراحت نیاز پیدا می‌کند و شاید نتواند پا‌به‌پای دیگران از همه لحظه‌های سفر لذت ببرد. شاید اگر آن روزها حال او را می‌دیدم و آرامش او را بر خواسته‌های خود مقدم می‌دانستم، آن سفر برای ما رنگ دیگری می‌گرفت.

در کنگره، آقای مهندس می‌فرمایند: مسافر سفر اول هم باید به مسافرت برود؛ زیرا سفر، بخشی از زندگی است و درمان نباید انسان را از زندگی عادی دور کند؛ اما امروز می‌فهمم که این به معنای رفتن به هر سفری نیست. همسفر باید شرایط و توان مسافر را ببیند. شاید یک مسافر سفر اول نتواند ساعت‌ها پشت فرمان بنشیند، کوهنوردی کند یا یک سفر طولانی و پرفشار را تحمل کند. این‌جا است که نقش واقعی همسفر آغاز می‌شود، جایی که خواسته‌های خود را کنار می‌گذارد و شرایط مسافر را در اولویت قرار می‌دهد.

کنگره به من آموخت که همسفر بودن، یعنی مراقب حال مسافر بودن؛ یعنی گاهی از خواسته‌های خود بگذری تا او بتواند مسیر درمان خود را با آرامش ادامه دهد. امروز دیگر سفر برای من مهم نیست. اگر قرار باشد جایی برویم، قبل از هر چیز حال مسافر خود را می‌بینم. از خود می‌پرسم: «آیا این سفر در توان او است؟ آیا این سفر به درمان و آرامش او کمک می‌کند یا فقط برای برآورده شدن خواسته من است؟» اگر لازم باشد مقصد را عوض می‌کنم، اگر لازم باشد سفر را کوتاه‌تر می‌کنم و اگر لازم باشد، اصلاً سفر نمی‌روم؛ زیرا امروز، آرامش مسافر من از هر مقصد و هر منظره‌ای برای من زیباتر است. امروز فهمیده‌ام که ارزش یک سفر، به کیلومترهایی که طی می‌کنیم یا عکس‌هایی که می‌گیریم نیست، به آرامشی است که مسافر در کنار همسفر خود احساس می‌کند. من هنوز در ابتدای راه همسفر بودن هستم؛ اما امروز با تمام وجود باور دارم که اگر حال مسافر خوب باشد، همان آرامش، زیباترین سفر دنیا است؛ حتی اگر هیچ سفری هم در کار نباشد.

نویسنده: همسفر نازنین رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون یازدهم)
رابط خبری: همسفر مرجان رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون یازدهم)
عکاس: همسفر وجیهه رهجوی راهنما همسفر نفیسه (لژیون بیست‌ویکم)
ویرایش و ارسال: راهنما همسفر فریبا (لژیون هفتم) نگهبان سایت

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .