زمانی که کتاب «چهارده وادی برای رسیدن به خود» را میخواندم، از همان آغاز احساس کردم خداوند همانگونه که درد را در این جهان قرار داده است، درمان آن را نیز با مهربانی در اختیار ما گذاشته است. برای من، این کتاب پاسخی بود به بسیاری از پرسشهای بیپاسخم درباره زندگی و شیوه زیستن؛ پاسخی روشن، قابل لمس و قدمبهقدم.
درست است که هرکدام از ما بارها پاسخهایی درباره خلقت و وجودیت خود را از زبان فلاسفه، عارفان و اندیشمندان بزرگ شنیدهایم؛ از هفت وادی عطار گرفته تا سخنان ارزشمند مولانا و دیگر بزرگان، اما هیچکدام از آنها برای من به اندازه این کتاب، حقیقتی ملموس، جذاب و کاربردی ارائه نکرده بودند. این کتاب با مثالهایی زیبا و برگرفته از زندگی، به من آموخت که بسیاری از پیچیدگیهایی که در ذهن و وجود خود بزرگ کردهایم، در واقع پاسخهایی ساده دارند؛ پاسخهایی که گاهی در زندگیهای بیآلایش، در جریان حیاتبخش طبیعت و حتی در وزش نسیمی ملایم نهفتهاند.
همانطور که مهندس دژاکام در کتاب میگویند: «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم.» یکی از مهمترین اصولی که من از این کتاب آموختم، تغییر شیوه نگاه کردنم به جهان بود؛ اینکه هر روز به دنیا و انسانهای زیبای آن به گونهای نگاه کنم که گویی هرکدام قطعهای از پازل آفرینش هستند و در کنار یکدیگر، به کامل شدن دیگری کمک میکنند. همچنین آموختم که شگفتیهای خلقت را در تکتک اجزای آفرینش ببینم و حضور خداوند را در زیباییهای پیرامون خود احساس کنم. امیدوارم شما نیز با خواندن این کتاب، علاوه بر آموختن و زیستن با کلمات زیبای آن، به وجودیت و ارزش انسانی خود افتخار کنید، از اینکه انسان زاده شدهاید شکر قادر مطلق را به جا آورید و با آگاهی، عشق و عمل سالم، در مسیر اوج کمال و انسانیت گام بردارید.
نویسنده: همسفر شادی رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول)
رابط خبری: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا نگهبان سایت
- تعداد بازدید از این مطلب :
17