English Version
This Site Is Available In English

عملکرد دیروز ما ثمره امروز ماست؛ نقش تلاش و آموزش در رسیدن به آرامش

عملکرد دیروز ما ثمره امروز ماست؛ نقش تلاش و آموزش در رسیدن به آرامش

ششمین جلسه از دور چهاردهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی کریمان کرمان با دستور جلسه «عدالت، آیا در کنگره ۶۰ همه با هم برابرند؟ » با استادی مسافر عبدالمهدی با نگهبانی مسافر عبدی و دبیری مسافر محمدرضا روز سه‌شنبه مورخ ۱۴۰۵/۵/۲۰ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

سلام دوستان، عبدالمهدی هستم یک مسافرم
خدا را شکر می‌کنم که یک بار دیگر توفیق حاصل شد تا در کنگره ۶۰ و در این مکان مقدس و امن، در جمع شما دوستان باشم. خدا را هزار مرتبه شکر.
تشکر می‌کنم از آقای مهندس و خانواده محترمشان به خاطر این بستر امن و امین که من و امثال من می‌آییم و به درمان می‌رسیم. تشکر بعدی را از ایجنت محترم، مرزبانان و تمامی کسانی که به نوعی در این شعبه خدمت می‌کنند دارم. تشکر فراوان می‌کنم؛ إن‌شاءالله برای بقای کسانی که نفسشان زنده می‌شود، تلاش کنند.
دستورجلسه امروز عبارت است از: «عدالت؛ آیا همه در کنگره ۶۰ برابرند؟»
پشت سر من، آرم (لوگوی) کنگره ۶۰ گواهی از این دارد؛ آرم مثلثی که رأس آن «عدالت»، سمت راست آن «معرفت» و سمت چپ آن «عمل صالح» است. آموزه‌های کنگره بر مبنای عقل، عشق و ایمان است. کنگره معتقد است که درمان باید بر روی سه ضلع «جسم»، «روان» و «جهان‌بینی» انجام شود تا به تعادل برسند و انسان به آرامش دست یابد. این سه پارامتری که گفتم، زیرمجموعه عدالت، عمل صالح و معرفت هستند.

این معرفت را تو می‌توانی در کنگره به دست آوری؛ آن هم ذره‌ذره با آموزش گرفتن، آموزش دادن و رسیدن به دانایی. وقتی انسان معرفت را یاد گرفت، به دنبال عمل صالح می‌رود. عمل صالح چیست؟ دوری از ضد ارزش‌ها، و حرکت در راه راست و صراط مستقیم. وقتی این‌ها را آموزش دیدی، عدالت هم اجرا می‌شود؛ اول در مورد خودت، چون عدالت به‌دست‌آوردنی است.

و مسئله بعدی که در دستورجلسه امروز مطرح است: آیا در کنگره همه برابرند؟ جواب آن «خیر» است. کسانی که در کنگره خالصانه خدمت می‌کنند، همیشه رهرو این راه هستند؛ چه مرزبانان، چه ایجنت، چه راهنماها و چه دیده‌بانان. این‌ها همه شیفته خدمت‌اند، نه تشنه قدرت. می‌خواهند نفسی را زنده کنند و به خلق خدمت نمایند. آنچه را برای خودشان به دست آورده‌اند، می‌خواهند با دیگران هم به اشتراک بگذارند و آن‌ها را سهیم کنند. این آزادگی و رهایی، جایگاه عجیبی از آن‌ها می‌سازد؛ از بند نفس اماره رها شده‌اند. این‌ها همه به نوعی دخیل هستند و خداوند به آن‌ها قدرت والایی بدهد که دارند به خلق خدمت می‌کنند.

همان‌طوری که انسان‌ها در محضر خداوند برابر نیستند — یعنی انسانی که در صراط مستقیم است و کار خوب انجام می‌دهد، با انسانی که در راه ضد ارزش‌هاست، دروغ می‌گوید و ربامی‌خورد و کارهای نادرست می‌کند، در پیشگاه خداوند یکسان نیستند — همین عدالت در کنگره ۶۰ هم وجود دارد.


اگر یک رهجو (فرد تازه‌وارد) وارد کنگره شود، همه خدمات در اختیارش قرار می‌گیرد و پشتیبانی می‌شود. اما وقتی وارد این جریان شد، بقیه‌اش دست خودش است. اگر رهجویی در کنگره گوش‌به‌فرمان راهنما باشد، به موقع داروی خود را مصرف کند، به موقع سی‌دی بنویسد، در صراط مستقیم باشد و نقض فرمان نکند، هیچ‌گاه با رهجویی که گوش‌به‌فرمان نیست، همیشه در حاشیه است، بیرون از کنگره شیطنت می‌کند و مواد مصرف می‌کند برابر نیست. آیا این‌ها با هم برابرند؟ به‌هیچ‌وجه این‌ها با هم برابر نیستند و این عین عدالت است.

عدالت خداوند در هستی و در نظام آفرینش قرار داده شده است. عدالت به دست آوردنی است. آیا یک استاد دانشگاه با یک دانشجو در یک مقام هستند؟ هرگز نمی‌توانند باشند؛ استاد احترامش واجب است و دانشجو باید احترام بگذارد. همان‌طوری که در کنگره یاد می‌گیریم رهجو باید به راهنما و کسانی که خدمت می‌کنند (مرزبان، ایجنت، دیده‌بان و...) احترام بگذارد.

خداوند در قرآن می‌فرماید: هر گرفتاری که به شخص می‌رسد، مسبب آن خود او و دانش خودش است و خودش آن گرفتاری را ایجاد کرده است. هیچ‌گاه خداوند به بندگانش ظلم نمی‌کند؛ تمام صفات خوب را در وجود بندگانش قرار داده و از روح خودش در آن‌ها دمیده است. این بستگی به من دارد که چقدر این صفات خوب خداوندی را ارتقا دهم تا بتوانم عدالت را در مورد خودم اجرا کنم.

می‌گویند: «انسان آن است که آن کند». عملکرد دیروز من، ثمره کار امروز من است. کسی که دیروز کار بد انجام داده، نباید توقع داشته باشد که خداوند امروز روز خوبی برایش رقم بزند. تمام این‌ها بستگی به خود انسان‌ها دارد. در قرآن داریم: «لَیسَ لِلإِنسانِ إِلّا ما سَعى» (انسان چیزی جز حاصل تلاش خود ندارد).

خداوند همیشه یار و یاوردهنده بندگانش است، اگر در صراط مستقیم باشند. فرمان الهی این است که تمام نیروهای الهی به کمک کسانی می‌آیند که در صراط مستقیم هستند، دروغ نمی‌گویند، جنایت نمی‌کنند، زیرآب نمی‌کشند، اهل رشوه دادن و رشوه گرفتن نیستند و به خلق خدا خدمت می‌کنند. خداوند آن‌ها را دوست دارد و کمکشان می‌کند. مطمئن باشید دست من یا شما را می‌گیرد؛ در این شک نکنید.

امیدوارم همه ما به این مرحله برسیم که وقتی چیزی نصیبمان می‌شود یا کاری می‌خواهیم انجام دهیم، باید بهای آن را بپردازیم. یک کشاورز چند ماه زحمت می‌کشد و محصول به دست می‌آورد، اما زکات آن را هم می‌پردازد؛ چون می‌داند همه هستی (آفتاب، باران، باد، زمین) در تولید این محصول دست داشته‌اند. ما هم ان‌شاءالله وقتی به رهایی و حال خوش می‌رسیم، باید این دین را از گردن خود برداریم؛ یا با قلم، یا با قدم، یا با درهم (مال).

کسانی که اینجا درمان می‌شوند و می‌روند و پشت سرشان را نگاه نمی‌کنند، مطمئن باشند روزی دوباره برگشت می‌خورند، چون وجدانشان آن‌ها را درگیر می‌کند. انسان وقتی از تاریکی خارج می‌شود و خودش هم سعی و تلاش می‌کند، در روزهای اول همه به او خدمت می‌کنند، مشاوره می‌دهند و پذیرایی می‌کنند. ما باید قدردان باشیم.

سهراب سپهری می‌گوید: «زندگی تجربه تلخ فراوان دارد / پس‌کوچه به اندازه یک عمر بیابان دارد» ما چرا باید در این فرصت کم، کینه و درد داشته باشیم؟ واقعاً فرصت کمی است. حالا که توانسته‌ایم در کنگره باشیم و خداوند این در را به روی ما باز کرده، باید قدر آن را بدانیم و شکر خدا را به‌جا آوریم. تنها چیزی که هیچ‌کس از آن امان ندارد، «زمان» است. قدر زمان، دقایق و ثانیه‌ها را کسی می‌داند که چند دقیقه به پروازش مانده و از پرواز جامانده است!

ان‌شاءالله اگر وقت باشد، در ادامه از تجربیاتم خواهم گفت. من سال ۱۴۰۲ وارد کنگره شعبه کرمان شدم. دو بار مشاوره شدم؛ یک آقایی به من گفت چرا از شهر خودت این‌همه راه می‌آیی؟ کنگره نزدیک خودت هم هست. رفتم آنجا و وارد لژیون شدم.


روزهای اول، منتظر دارو بودم. خانم بنده می‌گفت: «عجب جای خوبی رفتی! معلوم است تریاک کشیدن را به تو یاد داده‌اند!» (با خنده). ولی به لطف خدا بعد از چند روز دارو دریافت کردیم.
روزهای اول از آقای طاهری (راهنمایم) برنامه گرفتم. ایشان به من گفتند از فردا ساعت ۶ صبح و ۲ بعدازظهر، ۱ سی‌سی دارو مصرف کن. آن روزهای اول شک و تردید داشتی که آیا با این مقدار خوابت می‌برد یا نه! اما خدا را شکر، از همان روز اول سعی کردم تمام جزئیات و حال‌وهوایم را بنویسم.

وقتی در کنگره می‌گویند همسفر همراهتان باشد، واقعاً همسفر بال پرواز است. اگر همسفر آموزش ببیند و با کنگره آشنا شود، چالش‌ها و حال مسافرش را درک می‌کند و با او هماهنگ می‌شود.
هر وقت وسوسه‌ای به سراغم می‌آمد، یاد صحبت‌های آقای مهندس می‌افتادم که می‌گفتند وسوسه مثل عطش است، اما رد می‌شود. با ماژیک بزرگ زیر آینه نوشتم: «من تو را آسان به دست نیاورده‌ام». هر وقت آن را می‌خواندم، انرژی می‌گرفتم.
امیدوارم همه به این جایگاه برسند و عدالت در موردشان اجرا شود. و کلام آخر: «خدایا چنان کن سرانجام کار / تو خشنود باشی و ما رستگار»
از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید، سپاسگزارم.»


تایپ: مسافر مهدی لژیون هفتم
عکس: مرزبان محترم مسافر آرمان
ویرایش و ارسال: مسافر مهدی لژیون دوم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .