به نام قدرت مطلق الله
عدالت، آیا همه افراد در کنگره۶۰ با هم برابرند؟
وقتی کلمه «عدالت» را میشنویم، اولین چیزی که شاید به ذهنمان برسد «برابری» است؛ یعنی همه به یک اندازه داشته باشند، همه یک جایگاه داشته باشند و با همه یکسان رفتار شود؛ اما اگر کمی عمیقتر نگاه کنیم، متوجه میشویم که برابری همیشه عدالت نیست. اگر دو انسان با توانایی، تلاش، سابقه، مسئولیت و انتخابهای متفاوت، دقیقاً یک نتیجه بگیرند، آیا این عدالت است؟ در جهانبینی جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰، عدالت معنای عمیقتری پیدا میکند؛ اینکه هر چیزی باید در جایگاه خودش قرار داشته باشد و قوانین هستی برای همه یکسان عمل میکنند؛ تفاوت نتایج انسانها لزوماً به معنای تبعیض نیست؛ بلکه میتواند نتیجه تفاوت انتخابها و نیروهایی باشد که هر شخص در مسیر زندگی خود ایجاد کرده است.
عدالت با مساوات یکی نیست. برای مثال، دو نفر وارد کنگره۶۰ میشوند. هر دو صندلی دارند، هر دو میتوانند در کارگاه آموزشی شرکت کنند، هر دو میتوانند راهنما انتخاب کنند و هر دو از آموزشهای کنگره۶۰ استفاده میکنند. از این جهت، فرصت اولیه برای هر دو فراهم است؛ اما از اینجا به بعد، مسیر دو نفر میتواند کاملاً متفاوت باشد. یکی به حرف راهنما گوش میدهد، فایلهای صوتی را مینویسد، در جلسات حضور پیدا میکند، خدمت میکند و در مسیر درمان حرکت میکند. دیگری ممکن است فقط به جلسات بیاید؛ اما آموزشها را جدی نگیرد و در عمل تغییر چندانی نکند. آیا منطقی است که انتظار داشته باشیم نتیجه این دو نفر هم کاملاً یکسان باشد؟
اینجاست که مفهوم عدالت از «مساوی بودن» جدا میشود. در مطالب مربوط به دستور جلسه عدالت در کنگره۶۰ نیز همین نکته مطرح شده که همه افراد در شروع، از نظر امکان استفاده از ساختار و آموزشها با یکدیگر برابرند؛ اما نتیجهای که به دست میآورند، به میزان حرکت و تلاش خودشان ارتباط پیدا میکند. پس آیا همه در کنگره۶۰ با هم برابرند؟ از نظر ارزش انسانی، بله؛ اما از نظر جایگاه و نتیجه، خیر. این دو را نباید با هم اشتباه بگیریم. یک تازهوارد همانقدر انسان میباشد که یک راهنما انسان است. یک مسافر سفر اول همانقدر محترم است که یک مسافر رهاشده؛ اما آیا جایگاه آموزشی و مسئولیت این دو یکی است؟ طبیعتاً خیر.
کسی که سالها آموزش دیده، تجربه کسب کرده، خدمت کرده و مسئولیت پذیرفته است، در جایگاه متفاوتی قرار میگیرد. این تفاوت، اگر بر اساس آموزش، عمل سالم، خدمت و توانایی ایجاد شده باشد، نه تنها تبعیض نیست؛ بلکه عدالت است. آقای مهندس حسین دژاکام در سخنانی درباره همین موضوع، بر این نکته تأکید کردند که «نمیتوان کسانی را که خدمت میکنند، با کسانی که در مسیر خلاف ارزشها حرکت میکنند، یکسان دانست». عدالت یعنی هر کس نتیجه حرکت خودش را ببیند. در نگاه ایشان، عدالت در رأس مثلث کنگره۶۰ قرار دارد و معنای آن، قرار گرفتن هر چیز و هر کس در جایگاه مناسب خود است. یکی از نکات بسیار مهم در جهانبینی این است که انسان باید مسئولیت جایگاه خودش را بپذیرد. گاهی انسان وقتی نتیجه مطلوبی نمیگیرد، سریع میگوید: در حق من عدالت رعایت نشد؛ اما شاید سؤال اصلی این باشد که من برای رسیدن به این جایگاه چه کاری انجام دادهام؟
اگر دو نفر بذر متفاوتی بکارند، نمیتوانند انتظار داشته باشند محصول یکسانی برداشت کنند. یکی ممکن است سالها آموزش ببیند و دیگری نه؛ یکی ممکن است خدمت کند و دیگری فقط دریافتکننده باشد؛ و یکی ممکن است از ضد ارزشها فاصله بگیرد و دیگری همچنان آنها را ادامه دهد. پس اگر نتیجه آنها متفاوت باشد، این تفاوت لزوماً بیعدالتی نیست. عدالت با عملکرد قوانین هستی مقایسه شده است: قانون برای همه یکسان است، اما شرایط و جایگاه موجودات میتواند متفاوت باشد. شاید یکی از مهمترین بخشهای عدالت این باشد که قبل از اینکه از دیگران انتظار عدالت داشته باشیم، خودمان در رفتار با دیگران عادل باشیم. گاهی انسان وقتی سودی به او نمیرسد، عدالتخواه میشود؛ اما وقتی نوبت خودش میرسد، میخواهد استثنا باشد.
عدالت از درون انسان شروع میشود. اگر کسی به ما بدهکار باشد، میخواهیم حقمان را کامل بگیریم؛ اما اگر خودمان بدهکار باشیم، هزار دلیل برای تأخیر میآوریم. اگر شخص دیگری اشتباهی کند، انتظار داریم قانون اجرا شود؛ اما اگر خودمان اشتباه کنیم، دنبال بخشش و ارفاق هستیم. این عدالت نیست. عدالت زمانی معنا پیدا میکند که انسان بتواند بین خواستههای خودش و حقیقت، حقیقت را انتخاب کند. در کنگره۶۰ نیز عدالت تنها مربوط به جایگاه و خدمت نیست؛ بلکه به رفتار، مسئولیتپذیری و نتیجه عملکرد انسان میباشد. جایگاه بدون مسئولیت، امتیاز نیست؛ امتحان است. اگر کسی در کنگره۶۰ جایگاه بالاتری پیدا کند اما آن جایگاه باعث شود خودش را بالاتر از دیگران بداند، از مفهوم عدالت فاصله گرفته است.
راهنما بودن به معنای برتر بودن انسان نیست؛ یعنی مسئولیت بیشتری بر دوش او قرار گرفته است. خدمت کردن نیز نباید انسان را طلبکار کند؛ بلکه باید ظرفیت خدمت و پاسخگویی او را بیشتر کند. اگر بخواهیم تمام بحث را در چند جمله خلاصه کنیم، میتوان گفت: در کنگره۶۰، همه انسانها از نظر کرامت انسانی ارزشمندند؛ اما همه در یک جایگاه نیستند. عدالت در کنگره۶۰ یعنی چه؟ همه میتوانند آموزش بگیرند؛ اما همه به یک اندازه آموزش نمیگیرند. همه میتوانند خدمت کنند؛ اما همه به یک اندازه خدمت نمیکنند. همه میتوانند حرکت کنند؛ اما همه به یک اندازه حرکت نمیکنند. و در نهایت، نتیجه هر انسان تا حد زیادی با میزان حرکت، آموزش، عمل و انتخاب خودش ارتباط دارد؛ بنابراین پاسخ سؤال «آیا در کنگره۶۰ همه با هم برابرند؟» این است: همه در شروع مسیر حق استفاده از آموزش و فرصت حرکت را دارند؛ اما قرار نیست همه در پایان مسیر در یک جایگاه و با یک نتیجه قرار بگیرند. این تفاوت اگر بر پایه معرفت، عمل سالم، تلاش، خدمت و مسئولیت باشد، بیعدالتی نیست؛ بلکه خود عدالت است. شاید عدالت را بتوان اینگونه دید: عدالت یعنی من جای خودم را بشناسم، جای دیگران را هم محترم بدانم و برای رسیدن به جایگاهی که شایستگی آن را ندارم، از راههای نادرست استفاده نکنم.
در کنگره۶۰، یک تازهوارد نباید خودش را کمتر از دیگران بداند؛ و یک خدمتگزار نیز نباید خودش را بالاتر از دیگران ببیند. اولی ممکن است هنوز در ابتدای سفر باشد؛ دومی شاید مسئولیت بیشتری بر عهده گرفته باشد؛ اما هر دو انساناند و هر دو در حال آموزش هستند. تفاوت در جایگاه است، نه در ارزش انسانی. و شاید زیباترین برداشت از عدالت همین باشد: همه برای حرکت فرصت دارند؛ اما هرکس باید جایگاه خود را با حرکت خودش بسازد. پس اگر روزی دیدیم شخصی از ما جلوتر است، بهجای اینکه فوراً بگوییم عدالت رعایت نشده بهتر است از خودمان بپرسیم: او برای رسیدن به این جایگاه چه کرده و من برای رسیدن به جایگاهی که میخواهم، چه کردهام؟ این سؤال میتواند آغاز عدالت در درون خود ما باشد.
نویسنده: مسافر پژمان راهنمای لژیون۲۶
تهیه و ارسال: مسافر رضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
185