English Version
This Site Is Available In English

«جایگاه امروز هر شخص، نتیجه عملکرد دیروز اوست.»

«جایگاه امروز هر شخص، نتیجه عملکرد دیروز اوست.»

هفتمین جلسه از دوره دهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی مسافران کنگره‌۶۰ نمایندگی بروجرد با استادی مسافر علی، نگهبانی مسافر یاسر و دبیری مسافر هادی با دستور جلسه: «عدالت، آیا همه افراد در کنگره ۶۰ با هم برابرند؟» روز سه‌شنبه ۲۰مرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

قبل از هر چیز خدا را شاکر و سپاسگزارم که دوباره فرصت شد این جایگاه را تجربه کنم. از آقای مهندس دژاکام صمیمانه تشکر می‌کنم که این بستر امن را برای درمان ما فراهم کردند. همچنین از راهنمای درمان اعتیادم، آقا مجتبی، و راهنمای درمان سیگارم، آقای امیرحسین، ممنونم؛ واقعاً این حال خوبی که امروز دارم را مدیون زحمات بی‌دریغ این عزیزان هستم.

امروز دومین جلسه بعد از دو هفته تعطیلات تابستانی ماست. دستور جلسه امروز درباره این است که: **«عدالت؛ آیا همه افراد در کنگره ۶۰ با هم برابرند؟»**. در کنگره یاد گرفته‌ایم عدالتی وجود دارد که هیچ‌جای دیگر نمونه‌اش پیدا نمی‌شود. وقتی یک مصرف‌کننده با حال خراب قدم به کنگره می‌گذارد، فرقی نمی‌کند پزشک باشد، مهندس باشد یا هر کس دیگر؛ هیچ‌کس شغل و گذشته‌اش را نمی‌پرسد و همه را با آغوش باز می‌پذیرند. همه ما روی صندلی‌های یکسانی می‌نشینیم و داروی درمان (OT) برای همه ما (چه مصرف‌کننده شیشه، چه هروئین و چه تریاک) کاملاً یکسان است. این یعنی برابری کامل در امکانات پایه.

اما از طرف دیگر، **ما با هم برابر نیستیم**. برای مثال، راهنماهای عزیزی که با معرفت و عمل سالم در کنگره مانده‌اند و به هم‌درد خود کمک می‌کنند تا رها شود، هرگز جایگاهشان با منی که تازه سفرم تمام شده برابر نیست. در کنگره همه‌چیز بر پایه عشق و محبتِ بی‌منت شکل گرفته است. یک مسافر باید گوش‌به‌فرمان راهنما باشد، داروی خود را درست مصرف کند و سی‌دی‌ها را بنویسد تا بتواند در جایگاه‌های بالاتر ارتقا پیدا کند.

من خودم اوایل سفرم فکر می‌کردم کسانی که بالا می‌روند و صحبت می‌کنند حتماً مواد مصرف می‌کنند که این‌قدر حالشان خوب است! اما راهنمایم، آقا مجتبی، می‌گفت وقتی خودت آن بالا بروی از استرس دهانت خشک می‌شود؛ و حالا که خودم به این جایگاه رسیده‌ام، این حرف را کاملاً درک می‌کنم. این افراد سختی‌ها را به جان خریده‌اند و از ارزشمندترین دارایی‌شان یعنی وقتشان گذشته‌اند. راهنمای ما، آقا سعید، هفته‌ای سه بار از اراک این همه راه را می‌آید، قبل از همه می‌رسد و بعد از همه می‌رود. قطعاً جایگاه او با من خیلی فرق دارد؛ چون او کنگره را عمیق‌تر درک کرده است.

من مدتی از کنگره دور بودم و واقعاً حال‌بدیِ دوری از این فضا را با تمام وجود تجربه کردم. این بی‌انصافی و نمک‌نشناسی است که بعد از ۱۰ یا ۱۱ ماه سفر رایگان و استفاده از صندلی، مرزبان، راهنما، نگهبان و دبیر، وقتی رها شدم بگذارم و بروم. ما باید به کسانی که این فضا را برای ما ساختند معرفت داشته باشیم. الان زیر باد خنک کولر نشسته‌ایم، در حالی که آقا مجتبی می‌گفت آن‌ها قبلاً در پارک و در سرما و گرما سفر می‌کردند.

بیرون از کنگره خیلی دور زدم، اما هیچ‌کجا حال خوش کنگره را ندارد و نخواهد داشت. پس بیایید با خدمتگزار بودن و عمل سالم، زحمات راهنما، مرزبان، ایجنت و بقیه خدمتگزاران را جبران کنیم تا یک صندلی بی‌دلیل اشغال نشود و بقیه هم ترغیب شوند که برای درمان بیایند. ممنون که به صحبت‌های من گوش کردید.

در ادامه جلسه راهنماهای شعبه:

تایپ، ویرایش و ارسال: مسافر امید (لژیون یکم)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .