جناب مهندس دژاکام میفرمایند که مثلث درمان، شامل جسم، روان و جهانبینی است و این سه ضلع برای همه انسانها، در هر سطحی از جامعه و در سراسر دنیا، ضروری هستند. اگر هر یک از این اضلاع دچار نقص شود، تعادل انسان نیز از بین میرود. این آموزش به من نشان داد که بیشتر انسانها یا جسم خود را فراموش کردهاند یا تنها به دنبال لذتجویی از آن هستند یا فقط از جسم برای کار کردن انتظار دارند. بسیاری از افراد نیز بیشتر به ظاهر جسم توجه میکنند تا سلامت و تقویت واقعی آن. در این سیدی به نکته بسیار مهمی اشاره میشود که ریشه بسیاری از بیماریها، یبوست یا اختلال در خواب است. کمبود خواب، زمان نامناسب خواب و کیفیت پایین آن، جسم را دچار آسیب میکند. گاهی تصور میکنیم ساعت ده شب خوابیدهایم؛ اما در واقع تا ساعت یک بامداد بیدار هستیم و همان خواب نیز کیفیت مناسبی ندارد. اگر بتوانیم زمان، مقدار و کیفیت خواب خود را اصلاح کنیم، بخش زیادی از مشکلات جسمی نیز برطرف خواهد شد.
آنچه از این آموزش آموختم، این است که تغذیه صحیح نقش بسیار مهمی در سلامت جسم دارد. متأسفانه بسیاری از مواد غذایی مورد نیاز بدن را بهتدریج از برنامه غذایی خود حذف کردهایم یا آنها را به شکل نادرست نگهداری و مصرف میکنیم. برای نمونه، بسیاری از مواد غذایی مانند گوشت، مرغ، ماهی و سبزیجات را مدتهای طولانی در فریزر نگهداری میکنیم یا از مواد نگهدارنده استفاده میشود که نهتنها سودی برای بدن ندارند؛ بلکه گاهی زیانآور نیز هستند. همچنین بسیاری از خوراکیها را در فصل مناسب مصرف نمیکنیم و به مقدار و کیفیت آنها نیز توجه کافی نداریم. به باور من، اگر در انتخاب، مقدار، کیفیت و شیوه مصرف مواد غذایی دقت بیشتری داشته باشیم، بسیاری از مشکلات جسمی و بیماریها کاهش پیدا خواهد کرد.
اما ضلع دیگر، جهانبینی است. برای من اینگونه روشن شد که بیشتر مردم جهان به آموزش جهانبینی نیاز دارند؛ اما از این نیاز آگاه نیستند. امروزه در جامعه، فرهنگ صحیح گفتوگو کمتر دیده میشود. افراد بهراحتی سخن یکدیگر را قطع میکنند، به هم توهین میکنند و رفتارهایی مانند دروغ، دزدی، رشوه و ربا در بسیاری از موارد عادی شده است؛ حتی گاهی از آنها بهعنوان زرنگی و موفقیت یاد میشود. این موضوع نشان میدهد که جهانبینی تا چه اندازه اهمیت دارد. البته جناب مهندس تأکید میکنند که جهانبینی بهتنهایی کافی نیست؛ زیرا افراد و گروههای بسیاری تنها بر روی این بخش کار کردهاند؛ اما نتیجه مطلوبی به دست نیاوردهاند. بنابراین، زمانی درمان واقعی اتفاق میافتد که جسم، روان و جهانبینی در کنار یکدیگر مورد توجه قرار گیرند.
در ادامه، دوباره به موضوع جسم بازمیگردیم. بسیاری از افراد تصور میکنند با مصرف انواع مکملها، آمپولها، قرصها و کپسولهای ویتامینی میتوانند سلامت خود را به دست آورند؛ در حالی که ابتدا باید بدانیم مکمل به چه معناست. مکمل، تکمیلکننده است؛ یعنی زمانی باید از آن استفاده شود که کمبودی در بدن وجود داشته باشد و آن نیز پس از انجام آزمایش و با تشخیص پزشک صورت گیرد. متأسفانه بسیاری از افراد بدون آگاهی و بهصورت خودسرانه از این مکملها استفاده میکنند و نهتنها کمکی به سلامت جسم خود نمیکنند؛ بلکه زمینه بروز مشکلات و بیماریهای دیگری را نیز فراهم میسازند.
در بخش روان نیز آموختم که پس از اصلاح جسم و حرکت در مسیر آموزش جهانبینی، نباید روان را فراموش کرد. جسم، روان و جهانبینی کاملاً به یکدیگر متصل هستند و هر کدام بر دیگری تأثیر میگذارند. زمانی که جسم سالمتر شود و نگرش انسان نیز تغییر کند، روان به آرامش و تعادل نزدیکتر خواهد شد. بنابراین، رسیدن به سلامت واقعی تنها با توجه همزمان به این سه ضلع امکانپذیر است. در پایان، جناب مهندس دژاکام خوشبختی را تعادل میدانند. این سخن برای من پیام زیبایی داشت؛ اینکه خوشبختی یک اتفاق بیرونی نیست، بلکه نتیجه رسیدن به تعادل در جسم، روان و جهانبینی است. هر زمان این سه ضلع در مسیر تعادل قرار بگیرند، آثار آن بهوضوح در زندگی انسان نمایان میشود و انسان معنای واقعی خوشبختی را تجربه خواهد کرد.
نویسنده: همسفر حمیده رهجوی راهنما مرضیه (لژیون اول)
منبع: برداشت از سی دی نتیجه
ویرایش: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر مرضیه(لژیون اول)
ارسال: همسفر زهرا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی پاسارگاد
- تعداد بازدید از این مطلب :
15