English Version
This Site Is Available In English

عدالت یعنی عادل بودن

عدالت یعنی عادل بودن

جلسه پنجم از دوره ششم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی ابن‌سینا با استادی همسفر سارا، نگهبانی راهنما همسفر هاجر و دبیری راهنما همسفر اعظم با دستور جلسه « عدالت، آیا همه افراد در کنگره۶۰ با هم برابرند؟ » روز سه‌شنبه ۲۰ مردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۴۵ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

اگر بخواهیم پاسخ جامع و کاملی به سؤال مطرح شده در عنوان دستور جلسه بدهیم، در ابتدا باید بدانیم عدالت یعنی چه؟ کلمه عدالت از ریشه عدل می‌آید. عدالت یعنی عادل بودن و انصاف داشتن. این معانی در هر مکان یا هر حوزه‌ای کابرد مخصوص خود را دارد. عادل، تعادل و متعادل هم‌خانواده‌های عدالت هستند؛ اما در واقع عدالت یعنی هر چیزی یا هر کسی در جای خودش قرار بگیرد. همان‌طور که همه ما می‌دانیم مثلث کنگره۶۰ از سه ضلع عدالت ،معرفت وعمل سالم تشکیل شده است که عدالت در رأس آن‌ها قرار دارد.

برای رسیدن به عدالت باید عمل سالم و معرفت هم‌‌زمان با ضلع عدالت رشد کند. به عنوان مثال: دو فردی که با هم وارد کنگره می‌شوند از نظر امکانات با همدیگر برابر هستند، به هر دو نفر به یک اندازه مشاوره، آموزش و محبت داده می‌شود، به همه یک صندلی اختصاص داده می‌شود؛ تفاوت به این دلیل اجرا می‌شود که به ما اختیار داده شده و خودمان تصمیم می‌گیریم که در تاریکی دنیای خود باقی بمانیم یا با تلاش، پشتکار و آموزش‌هایی که می‌بینیم، خودمان را از آن تاریکی نجات بدهیم؛ بنابراین کسی که در کنگره تلاش می‌کند، هدف و خواسته دارد، با کسی که حتی یک قدم برای حال خوب خود برنمی‌دارد، نمی‌توانند یکسان باشند.

در کلام‌الله نیز به این موضوع اشاره شده است. آیا کسانی که می‌دانند، با کسانی که نمی دانند، برابر هستند؟ پس هر کدام از ما در هر جایگاهی که هستیم نتیجه تلاش و عملکرد خودمان است و این عین عدالت است. ما چیزی را برداشت می‌کنیم که خودمان کاشته باشیم. در زندگی شخصی نیز همین‌طور است. اگر در زندگی عملکرد اشتباهی داشته باشیم، مطمئناً در جایگاه اشتباهی قرار می‌گیریم. اگر در کنگره۶۰ جایگاه و خدمتی به ما داده شود، اما قدر آن را ندانیم، از ما گرفته می‌شود و اولین کسی که ضربه می‌خورد خودمان هستیم.

اکنون روی سخن بیشتر با خودم است که یادم نرود روز اولی که وارد کنگره شدم در چه نقطه‌ای از زندگی قرار داشتم! من در اوج ناامیدی وارد کنگره شدم. وقتی که لژیون سردار برگزار می‌شد، چون عضو این لژیون نبودم همیشه گوشه و کنار می‌نشستم و پسرم بهانه‌ من بود که در این لژیون شرکت نکنم؛ اما سال بعد تصمیم گرفتم برای خودم یک کاری را شروع کنم و با خود عهد بستم که اولین درآمدم، هر اندازه‌ای که بود در لژیون سردار کارت بکشم؛ چون از برکات این لژیون خیلی شنیده بودم و دوست داشتم واقعاً تجربه کنم.

سال بعد با کسب و کار کوچکی که راه انداخته بودم توانستم عضو لژیون سردار شوم و آن روزی که برای اولین بار کارت کشیدم را هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم. فقط از استاد سردار یک خواسته داشتم آن هم این بود که من را از ناامیدی که در وجودم لانه کرده بود، نجات بدهد. من همیشه در هر مقطعی برای زندگی خود تلاش کردم؛ اما همیشه یک سد محکم باعث می‌شد تلاش‌های من نتیجه ندهد و آن هم ناامیدی بود. از استاد سردار خواستم که من را به خودم برگرداند و آن حس‌هایی آلوده‌ای که قبلاً داشتم، خوب شود. اگر امروز اینجا حضور دارم، می‌توانم صحبت کنم، دیگر بغض نمی‌کنم و گریه‌هایم کمتر شده است، به دلیل این است که استاد سردار دست مرا را گرفته است.

همیشه وقتی در لژیون می‌نشستم دنبال یک پیام برای خودم بودم. امروز هم در مشارکت‌های قشنگ شما دنبال یک پیام برای خودم هستم که آن مشکل بزرگی که اکنون سد راهم شده را با آموزش‌های کنگره پشت سر بگذارم و به این جمله واقعاً ایمان دارم: وقتی انسان در صراط مستقیم قرار بگیرد، همیشه برای او وجود دارد. وقتی در صراط مستقیم باشی عشق، احترام و محبت است.

تایپیست: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر فرنگیس (لژیون سوم)
عکاس: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر نسرین (لژیون دهم)
ویرایش و ارسال: همسفر مائده رهجوی راهنما همسفر فرنگیس (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ابن‌سینا

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .