جلسه هشتم از دوره پانزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره60 نمایندگی دکتر احمد اراک به استادی راهنما همسفر سمیه، نگهبانی همسفر زهرا و دبیر موقتی همسفر جمیله با دستور جلسه «عدالت، آیا همه افراد در کنگره۶۰ با هم برابرند؟» روز دوشنبه ۱۹ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خوشحالم که توانستم در جمع شما همسفران حضور پیدا کنم و مکان جدید را به شما تبریک میگویم یک مکان پر از انرژیهای خوب، انشاءالله که اینجا شاهد رهایی مسافران و همسفران زیادی باشیم. از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر میکنم. من داشتم فکر میکردم که معمولاٌ هر دستور جلسهای به هر کس میافتد یک مشکلی در آن مسئله دارد. من جزء کسانی بودم که قبل از کنگره صددرصد میگفتم که عدالتی وجود ندارد و خداوند اصلاٌ عادل نیست و چرا من فلان جا هستم یا فلانی فلان جا هست؟
همیشه خودم را با دیگران مقایسه میکردم و هیچگونه نمیتوانستم بپذیرم که عدالتی وجود دارد و با این دیدگاه وارد کنگره شدم. اوایل که وارد کنگره شده بودم راهنمایم هر موقع که صحبت میکردند میگفتند: ما هر جایی که هستیم عین عدالت خداست. برای یکی مثل من پذیرفتن این موضوع خیلی سخت و دردناک بود؛ چون من قبلاٌ فکر میکردم عدالت یعنی همه چیز باید با هم برابر باشد ولی اینجا فهمیدم که نه عدالت یعنی هر چیزی در جای خودش باشد، یعنی هر کس به اندازه تلاشی که میکند بهرهمند شود.
من به اندازه آن مساحت از زمینی که بذر میکارم همان اندازه برداشت میکنم آن زمینی که نکاشتهام چیزی برداشت نمیکنم. من دو تا بچه دارم از آنها میخواهم که هر کدام یک ساعت به من کمک کنند و در ازای یک ساعت به هر کدام صد هزار تومن میدهم یکی از آنها یک ساعت را به من کمک میکند. یکی دیگر نیم ساعت کمک میکند، آیا عدالت این است که من به هر دو صد هزار تومان بدهم؟ مسلماٌ نه باید به یکی از آنها نصف مبلغ را بدهم و این عدالت است.
اگر به هر دو یک مقدار بدهم اینجا بیعدالتی اتفاق افتاده است به همین سادگی و وقتی که این را پذیرفتم و معنی عدالت را فهمیدم خیلی چیزها برایم قابل تحمل شد و خیلی جاها فهمیدم که اگر من از فلانی عقبتر هستم یا اگر حالم الان خوب نیست شاید آن تلاشی که باید میکردم را انجام ندادهام و آن شخص دیگر تلاش بیشتری کرده است. حال می رسیم به اینکه آیا همه افراد در کنگره با هم برابر هستند؟ ما روز اولی که به کنگره آمدیم همه خانوادههای افراد مصرفکنندهای بودیم که تقریباٌ در یک سطح بودیم.
اکثراٌ در نقطه صفر بودیم؛ ولی بعد از یکی یا دو ماه بعد از حضور در کنگره بعد چه؟ چه قدر با یکدیگر فرق کردیم؟ آیا آنجا هم با هم برابر بودیم؟ بعد از 10 ماه عدهای رها شدیم، عدهای نشدیم. میتوانیم بگوییم این بیعدالتی است؟ چرا الان فلانی مرزبان شده من نشدهام؟ آیا من به اندازه او مشارکت کردم؟ در لژیون حضور داشتم؟ در جلسه حضور داشتم؟ فرمانبردار بودم؟ آیا من سیدی به اندازه او نوشتهام؟ فلانی در آزمون نمرهاش بهتر از من شده است، آیا من به اندازه او تلاش کردهام؟
وقتی همه اینها را در نظر بگیرم میفهمم که حقش بوده مرزبان شود یا اینکه در آزمون نمرهاش از من بهتر باشد یا فلان خدمت را بگیرد؛ شاید من به اندازه او تلاش نکردهام؛ پس در کنگره هم هر کدام از ما به اندازه تلاشی که میکنیم به جایگاه یا خدمتی دست پیدا میکنیم. استاد امین میگویند: کنگره مثل یک سفره است که پهن شده و بستگی دارد من چه قدر از آن سفره برداشت کنم؛ یکی از آن سفره فقط نوشیدنی میخورد مسلماٌ او هیچ وقت سیر نمیشود. بعد میگویند هر کس از هر چیزی به اندازه برمیدارد و میخورد او قطعاٌ لذت سیری را میچشد و از آن استفاده میکند. امیدوارم که همه ما بتوانیم از سفره کنگره۶۰ به اندازه کافی برداشت داشته باشیم.

مرزبان کشیک: همسفر فاطمه
عکاس: همسفر خدیجه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوم)
تایپیست: همسفر حسنیه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم)
ارسال: همسفر راضیه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دکتر احمد اراک
- تعداد بازدید از این مطلب :
103