جلسه سیزدهم از دوره پانزدهم کارگاههای آموزشی کنگره ۶۰ به استادی مسافراسماعیل و نگهبانی مسافر مرتضی و دبیری مسافر مهدی با دستور جلسه (عدالت ،آیا همه در کنگره ۶۰ باهم برابرند ) در تاریخ ۱۴۰۵/۰۵/۲۰ شروع به کار کرد

خلاصه سخنان استاد:
بنام قدرت مطلق الله
سلام دوستان مسافر هستم مسافر
قبل از هر چیزی من از خدای خودم تشکر میکنم بابت این جایگاه و از همه کسانی که زحمت کشیدند تا من به این جایگاه برسم تشکر میکنم.
از ایجنت محترم گروه مرزبانی تشکر میکنم از راهنمای خوبه سفر اولم احمدآقا تشکر میکنم در ادامه از راهنمای سفر دوم آقا علی اکبر تشکر میکنم .
دستور جلسه ای که آقای مهندس مطرح کردند که آیا همه در کنگره برابرند قبل از اینکه به جلسه بیایم فکر میکردم درس و جلسه راحت است و مطالعه نکردم گفتم حسی صحبت کنم.
خداوند پرسیدند آیا همه در پیشگاه خداوند برابرند بعد خودشان جواب میدهند نه کسانی که پرهیزکارند ،کسانی که درستکارترند، کسانی که باتقواترند ،به من نزدیکترند حالا برای رسیدن به خدا باید در مسیر مستقیم حرکت کنند و شرطش این است که از ضد ارزشها دوری و به ارزشها بپردازیم .
طبق آیه شریفه که این بالا نوشته الله ولی الذین آمنوا خداوند ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آوردند، کمک میکند آنها را از تاریکی به طرف روشنایی ببرد.
حالا همین را الگو قرار میدهیم همانی که آقای مهندس میفرمایند کار کنگره ۶۰ الگویی است.
این سوال را مطرح میکنند که آیا در کنگره همه با هم برابرند جوابش خیلی ساده است معنی لغوی عدالت یعنی برابری ولی عدالت به نظر من مثل واقعیت میماند همان طور که واقعیت قابل تغییر هست.
یک زمانی من مصرفکننده بودم واقعیت من اعتیاد بود بعد درمان شدم آن واقعیت عوض شد عدالت هم همین گونه است عدالت یک موقعی مثل واقعیت میماند و قابل تغییر است و عدالت را به نظر من خود شخص تعیین میکند مسئله اینجاست که در کنگره داریم صحبت میکنیم.
بله در ابتدای ورود به کنگره همه مسافران با هم برابرند یک نگهبان نظم دم در خوشآمد میگوید بعد میآید توی یک صندلی به او میدهند راهنما به تازهوارد سه جلسه مشاوره میدهد و در ادامه لژیون تعیین میکند و از اینجا به بعد خود آن شخص میتواند عدالت را در مورد خودش به اجرا بگذارد که به قول آقای مهندس با افکار و کردار و عملکرد و گفتار خودش است .
در نهایت به نظر شخص من عدالت همان چیزی است که من جایگاهی که هستم قبول داشته باشم و اگر به این مسئله برسم همان چیزی که به نظر من تلخ و ناامیدکننده است.
عدالت هم خیلی جاها به نظر من تلخ میآمد اول من به خاطر جهالتی که داشتم ولی در ادامه با آموزشهای کنگره خودم یواش یواش به این معرفت و آگاهی رسیدم که البته قدم اول است حالا اگر من شخص به معرفت و آگاهی برسم و آن را عملیاتی نکنم یعنی به عمل صالح تبدیلش نکنم باز عدالت اجرا میشود.
من خودم سالهای قبل یک دفعه آمدم کنگره و همین اتفاق برایم افتاد همان مسیری که این دوره طی کردم دوره قبلی هم طی کرده بودم منتها یک جاهایی اجرا نکردم آن چیزهایی که کنگره از من میخواست همانی که میگوید باید به ریسمان کنگره چنگ بزنی من به نههای کنگره چنگ میزدم ولی ریسمان را دستم نگرفتم یک سری از کارها را انجام دادم یک سری از کارها را انجام ندادم و این باعث میشد من مصرفکننده بیایم و مصرفکننده بروم و این عین عدالت بود ولی در سفر بعدی که انجام دادم دقت کردم سعی کردم تلاش کردم کوشش کردم آن اطلاعات و آگاهیهایی که به من دادند در کنگره را کاربردی کردم تبدیل به عمل صالح کردم و در نهایت همان میوهای که قبلاً تلخ بود برایم شد میوه شیرین و به رهایی حال خود رسیدم از اینکه به صحبتها گوش کردید ممنون.

تایپ:مسافر مجتبی لژیون ششم
عکاس:مسافر حمزه
بارگذاری:مسافر روح اله لژیون پنجم
- تعداد بازدید از این مطلب :
30