English Version
This Site Is Available In English

کنگره یعنی فهمیدن

کنگره یعنی فهمیدن

جلسه پنجم از دوره ششم جلسات لژیون سردار همسفران نمایندگی صالحی به استادی راهنما همسفر زهرا، نگهبانی راهنما همسفر فروغ و دبیری همسفر شادی با دستور‌  جلسه «عدالت، آیا افراد در کنگره۶۰ با هم برابرند؟» روز سه‌شنبه ۲۰ مردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

دستور جلسه امروز در مورد عدالت است و در ادامه می‌گوید: «عدالت، آیا همه افراد در کنگره ۶۰ با هم برابرند؟» یعنی در ابتدای دستور جلسه یک کلمه و واژه‌ای را مطرح کرده و در ادامه سؤالی را عنوان می‌کند. آدم‌ها هرچقدر که بتوانند معنی واژه‌ها و کلمات را باز کنند و در واقع برای خودشان بشکافند، همان‌قدر هم می‌توانند به حقیقت نزدیک شوند؛ همان‌قدر هم می‌توانند با تاریکی‌هایی که در حال مبارزه با آن‌ها هستند، قوی‌تر و نیرومندتر شوند.

در ابتدا ببینم عدالت چیست؟ ما در کنگره یکی از الگوهایی که آموزش می‌گیریم، کلام‌الله است. در کلام‌الله آیه‌ای است که خیلی هم شنیده‌اید: «لَیسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى». زهرا در هر جایگاهی که قرار گرفته، تلاش‌های خودش است و این عین عدالت است. دیگر اینکه هر انسانی در هر جایگاهی قرار می‌گیرد، چه خوب، چه بد، چه کم، چه زیاد، چه زشت و چه زیبا برحسب تلاش‌های خودش است و غیر از این هم نیست.

من به‌عنوان یک رهجو که در این سیستم خدمت می‌کنم، هنوز فکر این قضیه هستم که هستی بر مبنا عدالت است و یکی از صفات صاحب این هستی عادل بودن است و این هستی را بر مبنای عدالت خودش طراحی کرده است. اگر هنوز من در این نقطه تفکر گیر کرده‌ام، مثل این است که دو تا چشم دارم؛ اما  چشم‌هایم جایی را نمی‌بیند. ما سفر و حرکتی را انجام می‌دهیم، سفری که قرار است من را از بی‌تعادلی به تعادل و نور و روشنایی برساند. من برای رسیدن به تعادل و درک این تعادل احتیاج به عدالت دارم که به معرفت دست پیدا کنم و بتوانم عمل سالم را انجام دهم. به واسطه آن حس سالم به دست بیاورم و عشق سالمی را هم تجربه کنم.

عدالتی که در رأس کنگره ۶۰ قرار دارد، از نظر من با چشمانی تیز به تیزی چشمان عقاب کتاب عبور از منطقه۶۰ درجه زیر صفر و با دو بال معرفت و عمل سالم است. عدالتی که می‌تواند من را تبدیل به چشمه جوشان یا تبدیل به فاضلابی جوشان کند. دیگر تصمیم با من است؛ زیرا من اختیار دارم. عدالتی که در این هستی بسیار هوشمند است و کاری که انجام می‌دهد این است که این دو بال من معرفت و عمل سالم را با دقت زیر نظر دارد. فقط کافی است من این دو بال را با شهبال‌های جوان، قوی و نیرومند کنم. آن موقع عدالت کار خودش را به بهترین شکل ممکن و در بهترین زمان و بهترین مکان انجام می‌دهد؛ زیرا عدالت زنده است، عدالت فعال است، عدالت پویا است و همه‌جا هست.

وقتی یک نفر می‌خواهد مراحل تزکیه و پالایش را سپری کند، همان‌طور که در کنگره انجام می‌دهیم، قطعاََ سختی‌هایی متحمل می‌شویم. اصلاً امکان ندارد وقتی من می‌خواهم به خلوص برسم و جایگاهم را بالا ببرم و تزکیه و پالایش کنم و سختی نکشم. هر وقت که این مراحل بالاتر می‌رود و خلوص من در حال بالا رفتن است، عمق سختی برای من بیشتر می‌شود. درگیری من با نفس اماره بیشتر می‌شود. ما یاد گرفتیم که شادی‌ها لحظه‌ای و کوتاه و گذرا است؛ اما سختی‌ها عمق زیادی دارند.

حالا من در این مرحله تزکیه و پالایش که قرار است سختی‌های زیادی بکشم، می‌آیم آن شادی‌های گذرا را در ذهنم بزرگ، بلند، قوی و طولانی می‌کنم. برای چه؟ زمان‌هایی که در مسیر تزکیه و پالایش هستم و سختی زیادی به من فشار آورده، تا انرژی راه من شود، حالا عدالت در این میان سختی‌های و جنگ‌هایی که این رهجو مدام در تاریکی‌ها با خودش می‌کند را می‌بیند. عدالت نجواهای درونی من همسفر را می‌بیند. اینکه گاهی می‌خواهم کارت بکشم و تعهدم را پرداخت کنم، آیا کارت بکشم یا نکشم؟ حالا جلسه بعد می‌پردازم را می‌بیند.

عدالت آن القای نیروهای منفی که همیشه به من القای فقر و نداری می‌کند که اگر بکشی، خرجی نداری، پول مدرسه بچه‌ات می‌ماند. همه این‌ها را می‌بیند. عدالت آن رهجوی فرمانبرداری که در واقع از سودای قلبش فرمان راهنمایش را می‌شنود، را می‌بیند و این‌جا نوری در چشمان آن رهجو و عشقی در قلب آن رهجو می‌شود. بخشش قوتی در گام‌های آن رهجو برای ادامه دادن در مسیرش می‌شود.

دیروز داشتم با یکی از دوستانم صحبت می‌کردم. ایشان هم راهنما بودند. می‌گفتند این تله‌ای برای آن دسته رهجویان هم دارد. البته از نظر من که بازی درونشان آن‌ها را به بیقوله برده و نی‌هایشان از پوشال پر شده و صدای نی شنیده نمی‌شود و گرگ‌هایی که دور تا دورشان را گرفته‌اند و برای شرحه شرحه کردن آنها تا حتی لباس خونی‌شان به دست کسی نرسد. برای ما خود استاد سردار پیامی دارد: خداوند خود تله درست می‌کند و وقتی در تله افتادی، با ترفندهایی که خود ندانی، از آن تله تو را بیرون می‌کشد و این از تله بیرون کشیدن توسط قدرت مطلق عین عدالت است؛ زیرا حرکت میوه شیرینی به نام رهایی دارد.

این گفته بنیان کنگره۶۰ است که خماری بالاترین درد است. اگر من حرکت کنم، در این مثلث قرار بگیرم و در صراط مستقیم باشم، باز هم به گفته بنیان میوه مست خواهم شد. در ادامه در دستور جلسه می‌گوید: «آیا همه افراد در کنگره ۶۰ با هم برابرند؟» همان‌طور که آقای مهندس گفتند و در کنگره نگاه می‌کنیم، مسلماً خیر.

همه ما وقتی وارد کنگره می‌شویم، وقتی قدرت همسفر بودن به من داده شد تا جای من محکم‌تر شود، انشعاب پیدا می‌کنم. هر کسی در واقع به دنبال دل خودش می‌رود. بعضی‌ها دل می‌دهند، دل می‌بندند، شروع به تغییر تبدیل شدن می‌کنند، می‌آیند و دانایی را به دانایی مؤثر تبدیل می‌کنند و تفکرات سالم را اجرا می‌کنند، این‌ها به انسانب تبدیل می‌شوند که هرگز به تفکر خود اجازه اندیشیدن آن را نمی‌دادند. انسانی که بخشش و انفاق کردن را کم‌کم بلد می‌شود. تبدیل به آدم‌هایی می‌شوند که درخت خرما می‌شوند، محصول می‌دهند و محصولشان برای ادامه راه است، برای فتح سلسله‌جبال‌ها که آقای مهندس می‌گویند.

حتی زمان‌های بسیارب از خودشان اثر در مکان لامکان می‌گذارند. حالا ما که در لژیون سردار نشسته‌ایم و تقریبا بخشش کردن را یاد گرفته‌ایم، حتماً زمین‌های حاصلخیزی داریم که می‌توانیم در آن چیزهایی بکاریم. قطعاً زمین‌هایی داریم که باید به این زمین‌ها برویم و زمین وجودی‌مان و استعدادهایمان را کشف کنیم. قطعاََ در وجود تک‌تک ما سردار شدن، پهلوان شدن، نشانی در بی‌نشانی شدن وجود دارد. قطعاً من می‌توانم در صور پنهانم این را دربیاورم و در صور آشکارم بگذارم و آن را صد البته باید با قلبم انجام بدهم.

حالا هر کسی بخشش را یک جوری امتحان می‌کند. یک نفر با قانون یازدهم و هر بار مبلغ بیشتر پرداخت می‌کند؛ زیرا آگاهی‌اش بالاتر رفته است، نیرومندتر، شاداب‌تر و آگاه‌تر شده است. یک نفر می‌آید به مصرف‌کننده در خیابان یا کارتن‌خواب غذایی می‌دهد و از او نمی‌ترسد؛ چون می‌داند اعتیاد چیست، درد خماری را می‌داند و به او کمک می‌کند. حال هر کسی به یک نحوی کمک می‌کند.

من به لژیون سردار آمدم تا تغییر کنم و طعمه نفس سرکش نباشم، برای اینکه به‌موقع به ایستگاه اتوبوس برسم و در بهترین ایستگاه زندگی‌ام پیاده بشوم تا بگویم آمده‌ام بها بدهم، در کنار قافله‌ای باشم و حرکت کنم که صاحب این قافله خودش مظهر بخشش است، خودش مظهر عدالت است و دارد به من می‌گوید: زهرا باید بر اساس این مثلث حرکت کنی و در مسیر صراط مستقیم باشی.

در نهایت جمع‌بندی می‌کنم. کنگره یعنی فهمیدن؛ اینکه من بفهمم چرا باید ببخشم، چرا باید انفاق کنم. وقتی فهمیدم، می‌آیم بذری می‌کارم. یک بذر من تبدیل به ۷۰ بذر می‌شود. باز در کلام‌الله گفته شده است که این عین عدالت خداوند است. آقای زرکش در صحبت‌هایشان گفتند: کنگره یعنی عدالت، معرفت و عمل سالم. همه انسان‌ها برای اینکه در این سیستم باشند، باید به تفکر برسند و از این مرحله عبور کنند. الهی که همه ما به این مثلث برسیم و به سلامتی عبور کنیم و به آن تفکری که مدنظر آقای مهندس می‌باشد، برسیم.

تایپیست: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر فروغ (لژیون‌ سوم) و همسفر  هنگامه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر فائزه (لژیون ششم)
ویرایش: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم لژیون (نهم) دبیر سایت
ارسال: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پانزدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صالحی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .