اولین جلسه از دوره چهل و چهارم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰؛ نمایندگی صائب تبریزی
با استادی مسافر حسن، نگهبانی مسافر علی، و دبیری مسافر داور با دستور جلسه «عدالت، آیا همه افراد در کنگره باهم برابرند؟»
سهشنبه ۲۰ مرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ برگزار شد.
سخنان استاد:
سلام دوستان، حسن هستم مسافر. خدا را بسیار سپاسگزارم که باز هم اجازه داد تا از این نعمت الهی استفاده کنم و در خدمت شما عزیزان باشم.
تشکر میکنم از نگهبان عزیز که اجازه دادند که در این جایگاه باشم و از مرزبانان و ایجنت و کلیه خدمتگزاران که چراغ این مکان را روشن نگه داشتند تا من نوعی در اینجا آموزش ببینم.
قبل از اینکه در مورد دستور جلسه صحبت کنم، جایگاه نگهبان عزیز را تبریک میگویم و همچنین جایگاه دبیر محترم را تبریک میگویم و امیدوارم که در جایگاههای بالاتر خدمت کنند.
دستور جلسه هفته ما، عدالت است: «آیا همه افراد در کنگره با هم برابرند؟» از ما سؤال میپرسند که آیا همه افراد با هم برابرند؟ وقتی کلمه عدالت میآید، ناخودآگاه نام مبارک حضرت علی (ع) در ذهن میآید که شنیدیم که تمام کارهایشان را با عدالت انجام میدادند. قبل از اینکه با کنگره آشنا بشوم، ذهنیت من در مورد عدالت این بود که عدالت یعنی برابری و همه با هم برابر باشند و همه اعضای جامعه باید به یک میزان درآمد داشته باشند، ولی در کنگره یاد گرفتم که اینگونه نیست و عدالت به این معنی است که همه چیز در تعادل باشد و همه چیز در جای خود باشد.
در کنگره ۶۰ عدالت حقیقتاً اجرا میشود و جایگاههای خدمتی که نصیب اعضا میشود بر اساس عدالت است و برای رسیدن به این جایگاه، فرد تلاش بسیاری را کرده است.
دستور جلسه سؤال میپرسد که آیا همه با هم برابرند؟ و به نظر من و حتی کنگره و آقای مهندس هم میفرمایند که برابر نیستند. در مورد بیرون از کنگره صحبت کنم: من وقتی مصرفکننده بودم تا ده صبح میخوابیدم و ساعت یک نصف شب میخوابیدم، با کسی که همه چیزِش به تایم بود و همه کارهایش را در زمان مناسب خودش انجام میداد، یکی نبودیم و برابر هم نبودیم.
مثلاً همکاران من که آنتایم بودند و تلاش میکردند به جایگاههای بسیار خوبی رسیدند، ولی من که برعکس عمل میکردم با این عزیزان یکی و برابر نبودم و نباید همسطح آنها باشم.
در کنگره ۶۰ هم وقتی یک تازهوارد از پلههای شعبه وارد میشود، در آن لحظه با تمام اعضا برابر و یکی است و همان امکانات و همان چای، همان مشاور و تمامی خدمتها برابر برایش ارائه میشود، ولی به مرور زمان و طی سفر، اعمال فرد است که تغییرات را ایجاد میکند.
مثلاً افرادی هستند که کاملاً در برنامه درمان هستند و گوش به فرمان راهنمای خود هستند و مرتب در جلسات شرکت میکنند، ولی افرادی هم هستند که یک روز در میان مراجعه میکنند، شربتشان را به میزان استفاده نمیکنند و این افراد دیگر با هم برابر نیستند.
وقتی روز رهایی میرسد، یقیناً رهجویی که منظم و مرتب است با رهجویی که نامظم و ... است برابر نیست و رهایی این دو با هم کاملاً فرق دارند و حالشان هم با هم برابر نیست.
فردی که مشارکت نمیکند و یا به موقع در جلسه شرکت نمیکند، پس از گذشت مدتی شروع به بهانهگیری میکند که راهنما فرق گذاشت یا اینکه من شانس ندارم و هزاران بهانه دیگر که غیر از خود را مقصر میدانند، در حالی که مقصر اصلی خودش و اعمال خودش است.
عدالت یعنی اینکه عمل سالم را انجام دهیم و از عمل بهظاهر نیک دوری کنیم و عدالت یعنی اگر رهجویی گریز زده است، باید راهنمایش برای او سقوط آزاد را تجویز کند که عمل سالم همین است و عمل بهظاهر نیک هم نادیده گرفتن است و رهجو را مراعات کردن است و کسانی که عمل سالم را رعایت میکنند، عدالت را اجرا میکنند.