جلسه دوم از دوره دوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰، نمایندگی یزد، به استادی راهنما همسفر فهیمه، نگهبانی همسفر فرزانه و دبیری همسفر فرزانه با دستور جلسه «عدالت؛ آیا همه افراد در کنگره با هم برابرند؟» روزدوشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۶ آغاز به کار نمود.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
خدا را هزارانبار شکر که امروز فرصت خدمتکردن و آموزشگرفتن را نصیب و روزی من کرد. بسیار سپاسگزارم از نگهبان جلسه، همسفر فرزانه و ایجنت شعبه و گروه مرزبانی که من را لایق این جایگاه و خدمت دانستند. واقعاً دلتنگ شما عزیزان شده بودم و بسیار خوشحالم که دوباره شما را میبینم. انشاءالله تعطیلات را بهخوبی سپری کرده و بهترین بهره را برده باشید. اینکه بعد از تعطیلات در کنگره حضور داریم، نشان میدهد در مسیر درست حرکت میکنیم. امیدوارم امروز جلسهای خوب و پربار داشته باشیم و در حقیقت آن تبادل اطلاعات اتفاق بیفتد.
دستور جلسه این هفته: «عدالت، آیا همه افراد در کنگره با هم برابرند؟» همانطور که میدانیم، جهان هستی بر مبنای عدالت خلق شده است و هر آنچه میبینیم، نشانهای از عدالت خداوند است حتی پدیدههایی مثل زلزله و سیل که آنها را مخرب و ویرانگر میدانیم و برایمان ناخوشایند است اما این پدیدهها برای ایجاد تعادل در طبیعت و حفظ جهان لازم و ضروری هستند. در فایل صوتی «انواع تعادل»، استاد امین فرمودند: خیلی وقتها انسانها بهخاطر دشواریهای زندگی به این باور میرسند که جهان جای عادلانهای نیست، یا خانواده و جامعهشان جای عادلانهای نیست. چه اتفاقی میافتد که انسان این حس را پیدا میکند؟
وقتی انسان شناخت، آگاهی و معرفت کافی نداشته و اتفاقات زندگیاش طبق خواستههای او نباشد، در مسئلهای دچار ضرر شده و وارد مرحله قیاس میشود. اینجاست که به این باور میرسد که در موردش بیعدالتی شده است؛ اما دانستن این مطلب بسیار مهم است که بدانیم جهان جای عادلانهای است و همهچیز عین عدالت است. در همین رابطه، حکایتی از حضرت داوود (ع) و یک زن بیوه میگویم.
زنی نزد حضرت داوود (ع) رفت و پرسید: آیا خدای تو ظالم است یا عادل؟ حضرت فرمود: عادلتر از خداوند وجود ندارد، چه اتفاقی افتاده که این سؤال را میپرسی؟ زن گفت: من بیوه هستم و 3فرزند دارم. بعد از مدتها شال بزرگی بافتم و به بازاربردم تا بفروشم و با پول آن برای فرزندانم غذا بخرم که ناگهان پرندهای شال را از دست من ربود و دور شد و اکنون محزون، بیپول و گرسنه ماندهام. هنوز صحبتهای ناتمام بود که در خانه حضرت زده شد و ایشان اجازه ورود دادند. 10نفر از تجار وارد شدند و هرکدام کیسه 100دیناری مقابل حضرت گذاشتند و گفتند: اینها را به مستحق بدهید. حضرت پرسیدند: علت چیست که شما 10تاجر باهم و هرکدام یک کیسه 100دیناری آوردید؟
آنها گفتند: در دریا دچار طوفان شدیم و کشتی آسیب دید و خطر غرقشدن بسیار نزدیک بود که در کمال ناباوری و تعجب، ناگهان دیدیم پرندهای پارچهای بزرگ به طرف ما رها کرد که داخل آن، شال بزرگی است. ما با آن شال قسمتهای آسیبدیده کشتی را بستیم و نذر کردیم اگر نجات یافتیم، هریک 100دینار به مستحق بدهیم. حضرت رو به زن کرد و گفت: خداوند از دریا برای تو هدیه میفرستد و تو او را ظالم میدانی. این 1000دینار را بگیر و معاشکن و بدان که خداوند بر حال تو بیش از دیگران آگاه است. آن زن با این اتفاق، یعنی از دستدادن شال و خالیماندن دستش به عدالت خدا شک کرد. چرا؟ چون دید او محدود بود و فقط صور آشکار قضیه را میدید و باور نداشت که خداوند آگاهتر از همه است و نمیدانست که خدا اگر چیزی را از انسان بگیرد، قرار است چیز بهتری به او بدهد و از حکمت این اتفاق خبر نداشت.
«لَا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا»؛ خداوند هیچکس را جزء به اندازه تواناییاش تکلیف نمیکند. آن زن خدا و عدل خدا را نشناخته بود. متأسفانه ما انسانها در زندگی وقتی دچار مشکلات و سختی میشویم، شروع به گله و شکایت میکنیم و عدل خدا را زیر سؤال میبریم و میگوییم در مورد ما بیعدالتی شده است. مثلاً در بحث اعتیاد مسافران، همیشه نالان، گریان و ناسپاس هستیم و میگوییم این بیعدالتی است. اگر ما مصرفکننده داریم، اگر سالها در کنار مصرفکننده زندگی میکنیم، اگر برای درمان مسافران به کنگره میآییم، سیدینوشتن و حضورداشتن برایمان سخت است، اگر حالمان خوب نیست و اگر مدام اتفاقات دور از انتظار برایمان میافتد، شاکی نباشیم؛ مثل آن زن به عدالت خدا شک نکنیم. ما از پشت پردهها و حکمتها بیخبریم؛ تنها این را میدانیم که همهچیز عین عدالت است و هر پدیدهای در زمان مقرر خود رخ میدهد. نباید فراموش کنیم که اینها پیامد عملکرد خود ما در زندگی است؛ نتیجه بذرهایی که در گذشته کاشتهایم و اکنون در حال درو کردنشان هستیم؛ چرا که عدالت چیزی جزء پیامد عمل نیست.
من فهیمه اگر بیست و چند سال در کنار مصرفکننده زندگی کردهام، سختی کشیدهام و رنج بردهام، این عین عدالت است. شاید برخی از شما امروز این سخن مرا درک نکنید اما اطمینان دارم روزی به همین نقطه خواهید رسید و معنای کلامم را درک خواهید کرد. حضور من در کنار مصرفکننده حکمتی داشت و آن حکمت این بود که با این مکان مقدس و امن، یعنی کنگره، آشنا شوم. من به آموزش و مجموعهای از تغییرات نیاز داشتم که میبایست بهواسطه آموزشهای کنگره، بهصورت گامبهگام و آگاهانه در من رخ میداد؛ زیرا ظرف وجودی من باید گسترش مییافت. اکنون که معنای زندگی را درک میکنم و به این دیدگاه رسیدهام که مشکلات، نفرین الهی نیستند بلکه رحمت خداوند هستند، اگر از زندگی با تمام چالشها و مسائل لذت میبرم و در آرامش هستم، این نیز عین عدالت است. «لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى»؛ انسان چیزی نیست جزء سعی و تلاش.
همانطور که میدانید، اساس کار کنگره بر سه اصل معرفت، عمل سالم و عدالت استوار است. اگر به آرم کنگره بنگریم، عدالت در رأس قرار دارد و برای دستیابی به عدالت، باید عمل سالم و معرفت همزمان با ضلع عدالت رشد کنند. در کنگره آموختهایم که عدالت بهمعنای برابری و مساوات نیست؛ بلکه بهمعنای قرارگیری هر چیز در جایگاه صحیح خود است. کنگره نیز همانند تمام هستی، هر فرد را در جایگاه مقتضیاش قرار میدهد اگر چنین نبود، همهچیز از تعادل خارج شده و بینظمی و هرجومرج پدید میآمد.
آیا تمامی افراد در کنگره با هم برابرند؟ در کلام خداوند آمده است: «مَا یَسْتَوِی الْأَعْمَى وَالْبَصِیرُ»؛ هرگز نابینا و بینا برابر نیستند. همچنین آمده است: «هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ»؛ آیا کسانی که میدانند با کسانی که نمیدانند برابرند؟ خیر، نیستند. آیا در کنگره، رهجویی که فرمانبردار و مطیع است، مشارکت منظمی دارد، سیدی مینویسد و خدمتگزار است با رهجویی که خودفرمان است، نظم ندارد و صرفاً حضور و غیاب در کنگره دارد برابر است؟ آیا همسفری که چندین سال است با مسافر همراه بوده و مطیع و فرمانبردار است، با رهجویی که مسافر دارد اما مدام اعتراض میکند و حضور منظمی ندارد، برابر است؟ آیا کسی که عضو لژیون سردار است، حضور مستمری دارد و تعهدات خود را پرداخت کرده است، با رهجویی که عضو لژیون سردار است اما فرصت حضور ندارد و تعهداتش را پرداخت نکرده، برابر است؟ خیر، نیستند. اگر چنین باشد، یعنی بیعدالتی رخ داده است.
به باور من، بهتر است پاسخ این پرسش که «آیا این افراد با هم برابرند؟» را از خودمان بپرسیم. همانطور که آقای مهندس فرمودند: در کنگره تمامی قوانین، آموزشها و امکانات برای اعضاء یکسان و برابر است اما عملکرد و تلاش هر فرد، این یکسانبودن و برابری را تغییر میدهد. جایگاه افراد براساس معرفت، عمل سالم، تلاش و کوشش آنها متفاوت بوده و این همان معنای عدالت است. کلامآخر اینکه: در کنگره درهای رشد بهروی همگان گشوده است و فرصتها برای همه برابر است اما نتایج برای همگان یکسان نیست؛ چراکه میزان خواست و تلاشها متفاوت است.
بهشت را باید به بها داد، نه به بهانه.
.jpg)
مرزبانان کشیک: همسفر معصومه و مسافر محمدحسین
تایپیست: همسفر فهیمه رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون دوم)
عکاس: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر معصومه
همسفران نمایندگی یزد
- تعداد بازدید از این مطلب :
127