هشتمین جلسه از دور چهل و یکم کارگاههای آموزشی ویژه مسافران کنگره60 نمایندگی ایمان با استادی مسافر پویا و نگهبانی مسافر احمد و دبیری مسافر محمدرضا با دستور جلسه « عدالت، آیا همه افراد در کنگره۶۰ باهم برابرند؟ » در روز دوشنبه 19 مرداد ماه 1405 راس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد :
از راهنمای عزیزم آقا بابک تشکر میکنم که اجازه دادند من در این جایگاه بنشینم و از خدای بزرگ هم تشکر و سپاسگزاری میکنم که توانستم راهی را ادامه بدهم که از آن ته سالن بیایم و این بالا بنشینم.
خب، موضوع جلسهمون عدالت هست؛ اینکه "آیا همه افراد در کنگره ۶۰ با هم برابر هستند؟" به نظر من، تمام افراد از لحاظ انسانیت با همدیگه در یک اندازه هستند، ولی نسبت به کاری که انجام میدن، نسبت به عملی که انجام میدن و نسبت به آموزشی که میدن و آموزشی که میگیرند، جایگاهشون با همدیگه فرق میکنه.
.jpg)
من وقتی با یکی از دوستانم وارد کنگره ۶۰ شدم، اومدم کلاسهام رو کامل کردم، سیدیهام رو گوش دادم و نوشتم، به حرفهای راهنما گوش دادم و این کارها رو انجام دادم که تونستم به رهایی برسم. دوست من این کارها رو نکرد. دوست من کنگره ۶۰ اومد، سه جلسه با من بود، اومد استادش رو انتخاب کنه، راهنماشو انتخاب کنه که رفت.
عدالت رو من خودم، قبل از اینکه وارد کنگره ۶۰ بشم، زیر سؤال میبردم. میگفتم اصلاً عدالتی وجود نداره. خودمو با کسی که ده سال بدنسازی کار کرده، درس خونده، وزنهبرداری کار کرده، مقایسه میکردم. میگفتم اون میتونه مثلاً صد کیلو وزنه برداره، چرا من نمیتونم؟ اون دو تا چشم داره، دو تا دست داره، منم دارم، پس چرا من نمیتونم؟
معلوم بود دیگه؛ منی که تا چهار، پنج صبح بیرون بودم و تا دو ظهر میخوابیدم و دوباره میرفتم بیرون، دنبال مواد و عشق و حال (البته که بیشتر خرابکاری بود). بعد خودمو با همسن و سالهای خودم مقایسه میکردم و عدالت رو زیر سؤال میبردم. میگفتم این چرا اینجوریه و به اینجا رسیده، من نرسیدم؟ این چرا میتونه صد کیلو وزنه برداره، من نمیتونم بردارم؟به نظر من، هر انسانی، هر آدمی، هر جایی که هست در زندگی، دقیقاً همون جاییه که خودش انتخاب کرده و همون جاییه که میتونه باشه.
من خودم دوست داشتم و انتخاب کردم که تو کنگره ۶۰ باشم. اون درس خوند و دکتر شد، من رفتم معتاد شدم و اومدم اینجا. الان خدا رو شکر میکنم. اگه من ده بار دیگه هم به زندگی برگردم، باز هم برمیگردم به کنگره ۶۰.کنگره ۶۰ یه حسی به من داده؛ حسم به خانوادهام باز شده، حسم به پدرم، حسم به مادرم. یاد گرفتم با خانوادهام صحبت کنم چون من اصلاً بلد نبودم با خانواده صحبت کنم. من وقتی دو نفر از رفیقام بودن و یه نفر بهمون اضافه میشد و میشدیم سه نفر، نمیتونستم صحبت کنم.خب، این خوبه دیگه. کنگره ۶۰ اینو به من یاد داده که اصلاً چجوری باید زندگی کنم.
.jpg)
پویا صادقی، عدالت رو تو زندگی خودش رعایت کرد، برای خانواده خودش رعایت کرد. بعد جالبیش اینه که منی که اینا رو رعایت کردم، چرا عدالت برای من رعایت نشه؟ عدالت برای من رعایت شده؛ یعنی همون جایی که باید قرار میگرفتم، قرار گرفتم. یعنی اگه کار خوبی کردم، پاداششو گرفتم و اگه کار بدی هم کردم، جوابش رو گرفتم.
ممنونم که به صحبتهای من گوش دادید.
تایپ: مسافر مهدی
ویرایش و ارسال: مسافر امیر
عکاس خبری: مسافر امیر
گروه سایت نمایندگی ایمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
152