English Version
This Site Is Available In English

بخشندگی و عدالت در مسیر رسیدن به رهایی

بخشندگی و عدالت در مسیر رسیدن به رهایی

جلسه هشتم از دوره هجدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی هاتف به استادی ایجنت گروه خانواده همسفر عفت، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر اشرف، با دستور جلسه «عدالت، آیا همه افراد در کنگره۶۰ با هم برابرند»؟ روز دوشنبه ۱۹ مرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۰۰ : ۱۶ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

تشکر می‌کنم از همه کسانی که برای برگزاری این جلسات و این ساختمان تلاش کردند، تلاشهای شبانه‌روزی این افراد است که الان ما این‌جا نشستیم و آموزش می‌گیریم. تبریک خیلی ویژه به همسفر معصومه که این مکان را در اختیار ما قرار دادند،  تا دنیا و کنگره۶۰ هست، از ایشان یاد می‌شود. چه اشکهایی که به لبخند تبدیل شود و رهایی‌هایی داشته باشیم. آقای‌مهندس می‌فرمایند: «یک رهایی، انگار یک ایل رها شده است و یک خانواده رها شده است». چه دعاهایی که پشت سر همسفر معصومه خواهد بود. از ایشان تشکر می‌کنیم. نمایندگی جدید؛ یعنی رهایی، شور، هیجان، انشاالله که پر از رهایی‌، آموزش، یادگیری و تولد برای‌ما باشد.

یادم هست اولین جایی که کنگره۶۰ را بنا کردیم، بهزیستی بود. من موقعی که رفتم، در کتابخانه سلمان فارسی، یک مدت بودیم، گفتند: کتابخانه را خالی کنید که آقای کرداری، سوله‌ای به ما دادند تا ما ساختمان جدید پیدا کنیم. روز اول ۳ عدد صندلی بود که برای دبیر، نگهبان و استاد بود، میز هم نداشتیم، روی زیرانداز نشستیم و جلسه برگزار شد، بعد از نمایندگی‌ سلمان، ساختمان کنگره خریداری شد.

همسفر معصومه کمک کردند، انشاالله که همه ما نیز کمک کنیم تا ساختمان کامل شود. دیگران کاشتند، ما خوردیم، ما هم بکاریم تا دیگران بخورند، و این برای ما ماندگار است و تا این مکان است، به یاد همسفر معصومه هستیم، این‌که من در لژیون سردار باشم، یا گذشت کنم و بخشندگی داشته باشم، واقعاً بخشندگی کار هر کسی نیست، دل بزرگی می‌خواهد. اول به خودم می‌گویم: دل بزرگی ندارم. کسی که پرداخت می‌کند و یا یک زمینی را هدیه می‌دهد، آدم ثروتمندی نیست، بخشنده است. بخشندگی زیادی دارد که این‌جا را می‌بخشد. آقای‌مهندس می‌فرمایند: «اول باید بخشش کنیم تا راه‌ها و درها برای‌ ما باز شود». بخشندگی کار هر کسی نیست. بعضی‌ها پول دارند؛ ولی نمی‌توانند و یا آن اجازه را ندارند که ببخشند؛ باید این بخشش را در خود پرورش دهیم، با چیزهای کوچک، مثل حمایت کردن سبد یا کمک به زمین است.

اصلاً هزینه مطرح نیست، مهم آن کمک و نیتی است که ما داریم، و دنبال نتیجه هم نباشیم، خداوند خودش همه‌چیز را می‌رساند، مثل عدالت؛ یعنی من در هر جایگاهی که هستم، عین عدالت است. اگر من امروز در این جلسه هستم و روی این صندلی نشستم و جلسه اول من است و یا یک مدتی است که در این جلسات شرکت می‌کنم، عین عدالت است؛ یعنی پذیرفتن، خوب یا بد این جایگاهی که هستم. اگر جایگاه را دوست ندارم؛ باید برای آن تلاش کنم و به آن چیزی که می‌خواهم برسم و اگر زندگی‌ یا جایگاهی که در آن هستم، دوست دارم؛ باید بزرگش کنم و آن را نگه دارم، پرقدرتش کنم؛ باید خواسته‌هایم را بیشتر کنم و تلاش کنم. وقتی که عدالت با پذیرفتن من برابری کند، نتیجه‌ می‌شود احترام، آموزش و رشد من، تا در جایی که هستم، رشد کنم و آموزش بگیرم. آقا‌ی‌مهندس می‌فرمایند: «در آن جایگاهی که هستید، یا آموزش می‌گیرید یا تقاص پس می‌دهید». پس جایی که دوست دارم؛ باید آموزش بگیرم و آن‌جایی که دوست ندارم؛ باید برایش تلاش کنم که آن‌را بزرگتر کنم تا به آن خواسته‌ای که می‌خواهم، برسم.

عدالت در کنگره؛ یعنی در یک زمینه با هم برابر هستیم، وقتی وارد کنگره می‌شویم، هدف ما فقط درمان بیماری است، درمان مسافر است‌ یا خود به درمان برسیم. خداوند راه را نشان ما داد. اولین و آخرین جا برای رهایی مسافر، کنگره‌۶۰ است؛ یعنی من بخواهم یا نخواهم، با کنگره‌۶۰ به رهایی می‌رسم. ان‌شاالله که خود من بیایم و ادامه‌دار باشد و به آن رشد و آگاهی برسم.

ما از نظر احترام به قوانین کنگره۶۰ با هم برابر هستیم؛ باید احترام بگذاریم، همچنین به مشارکت‌ها احترام بگذاریم و مشارکت کنیم. آیا کسی که مشارکت می‌کند با کسی که مشارکت نمی‌کند، در یک سطح هستند؟ یا کسی که در لژیون سردار است با کسی که در لژیون سردار نیست، با هم یکسان هستند؟ فردی که تلاش کند و خودش را به بالا ببرد، موفق است.

این‌جا بهترین مکان است؛ چون خداوند لیاقت خدمت به بنده‌هایش را به هر کسی نمی‌دهد. مطمئن باشید وقتی ما این‌جا هستیم؛ یعنی خدمت کردن؛ انسان به دنیا می‌آید، اول آموزش بگیرد، بعد خدمت کند.

ما روزی جایی یک کاری انجام دادیم که الان این‌جا هستیم و آموزش می‌گیریم و روزی هم خدمت کنیم. آقای‌مهندس می‌فرمایند: «به سفر اولی‌ها؛ باید احترام بگذاریم و به سفر دومی‌ها خدمت دهیم». ان‌شاالله  من با عملکرد، رفتارم و کارهایم بتوانم خدمت‌ها را به طرف خودم بکشم؛ در صورتی است که خواسته‌ قوی داشته باشم، چیزی که می‌خواهم، از کم شروع کنم؛ ولی انجامش دهم. اگر گفتم امروز مشارکت کنم، حتماً انجام دهم. من خودم وقتی به کنگره آمدم، با خودم می‌گفتم که امروز حتماً مشارکت می‌کنم؛ ولی وقتی به این‌جا می‌آمدم، جرأت بالا بردن دستم را نداشتم و می‌ترسیدم، خداوند هم به من اجازه نمی‌داد که بخواهم کاری بکنم. خداوند می‌گوید: «تو از عهدهٔ کار کوچک برنمی‌آیی، چه‌طور انتظار داری که کارهای بزرگ‌تر را به تو بسپارم»؟ و این عین عدالت خداوند است.

در جایی که هستید، قدردان آن جایگاه باشید و برای رشد خود و برای این‌که به آن چیزهایی که می‌خواهیم برسید، باید تلاش کنید. برای رهایی خود و مسافرانمان تلاش کنیم و بقیه‌ را به خداوند بسپاریم. خداوند برای ما حتماً خیر می‌خواهد.

تحویل خدمت دبیری

مرزبانان کشیک: همسفر زهرا و مسافر احمد
تایپیست: همسفر فهیمه رهجوی راهنما همسفر مهناز (لژیون نهم)
عکاس خبری: همسفر  فائزه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پانزدهم)
ویراستاری و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر اشرف (لژیون یازدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی هاتف

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .