جلسه هفتم از دوره سی و سوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی نیمایوشیج بهشهر به استادی همسفر آوا، نگهبانی همسفر ریحانه و دبیری همسفر مریم با دستور جلسه «عدالت، آیا همه افراد در کنگره۶۰ با هم برابرند؟» روز دوشنبه ۱۹ مردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خدای خودم را شاکرم که در این جایگاه قرار گرفتم تا آموزش ببینم و خدمت کنم، از ایجنت همسفر فرشته که برای ما زحمت کشیدند و از مرزبانها تشکر میکنم، از تمام راهنماها به خصوص راهنمای خودم همسفر عاطفه تشکر میکنم که برای من زحمت کشیدند تا آموزش ببینم و از تمام خواهر لژیونیهای خودم و تمام دوستان در شعبه خودمان تشکر میکنم که در این مسیر آموزش به من کمک کردند.
دستور جلسه در مورد عدالت، آیا تمام افراد در کنگره۶۰ با هم برابرند؟ در بیرون از کنگره عدالت به معنای عدل و برابری است و موقعی که ما از خیابان رد میشویم میبینیم که یک ماشین باکلاس از کنار ما رد میشود با خودمان میگوییم چرا آن فرد این ماشین را دارد من ندارم، میبینیم یک نفر خانه لوکسی دارد چرا آن فرد دارد من ندارم، یک نفر کار خوبی دارد، یک سِمَتی دارد با خودمان میگوییم چرا آن فرد کار خوب دارد من ندارم؛ یک نفر زیبایی خوب یا اندام خوب دارد، خودمان را با آن فرد مقایسه میکنیم و میگوییم چرا آن فرد دارد، من ندارم؛ اینجا همیشه عدل را به این میدانیم که با دیگران خودمان را مقایسه میکنیم.
بعضی وقتها ما خودمان اگر پول خوبی داشته باشیم یا کار خوبی داشته باشیم حاضر نیستیم پول خودمان را به دیگران ببخشیم و اینجا عدل به نفع خودمان است. موقعی که میخواهیم وارد کنگره۶۰ بشویم یک لوگوی کنگره۶۰ وجود دارد که به حالت یک مثلث است که مثلث فرمان عقل است که در رأس آن نوشته شده عدالت و ضلعهای دیگر آن معرفت و عمل سالم نوشته شده که معرفت به معنای آگاهی و شناخت است، به معنی علم است که هر موقع معرفت داشته باشیم میدانیم که باید عمل صالح و سالم داشته باشیم، عمل سالم؛ یعنی کار خوب، راه درست، مسیر درست.
ما موقعی که به کنگره۶۰ آمدیم در بدو ورود خودمان میبینیم که یکسری قوانینی وجود دارد که اول همه با هم برابر هستیم؛ ولی در انتها همه با هم برابر نیستیم. موقعی که وارد کنگره میشویم یک رهجوی تازهوارد هست همه با هم یکی هستیم، همه با هم سیدی گوش میدهیم، همه روی یک صندلی مینشینیم، همه نگهبان داریم، همه یک ایجنت داریم؛ ولی در طول مسیر که میگذرد و به مرور زمان که میگذرد هرکسی باید تلاش و کوشش بیشتری کند، سیدیها را خوب بنویسد و سیدیها را کاربردی کند تا بتواند در انتها یک خدمتی را بگیرد، خدمت کردن فقط این نیست که من راهنما بشوم یا مثلاً در جایگاه ایجنت قرار بگیرم.
در کنگره۶۰ هر سمتی داشته باشید، نگهبان باشید یا میکروفن گردان باشید یا نگهبان نظم باشید اگر کارهایتان با عشق باشد برای خودش ارزش دارد. موقعی که من وارد کنگره میشوم یک مدتی که بگذرد من روی نظم نباشم اگر چند سال هم بیایم و بروم نمیتوانم جایگاهی را کسب کنم، بعد میآیم خودم را مقایسه میکنم با یک طرفی که یکساله آمده و توانست یک جایگاهی را بگیرد، بعد میگویم چرا او جایگاهی را گرفته و من چند سال آمدهام هیچ جایگاهی ندارم، آن فرد در مقابل تلاشی که کرده، وقتی که گذاشته، نظمی که داشته، توانست آن جایگاه را بگیرد.
به طور مثال یک راهنما، بعد از اینکه تلاش و کوشش کرد تا به جایگاه راهنمایی برسد، بعد از اینکه به جایگاه راهنمایی رسید باز هم در آن جایگاه ۴سال زحمت میکشد در برف و باران، در گرما با اینکه خودش کار دارد، خانواده دارد و در قبال اینکار هیچ پولی و هیچ مزدی نمیگیرد رفت و آمد میکند، آن راهنما بر اساس زحمتهایی که میکشد عدالت برای آن برقرار میشود؛ یعنی اینکه وقتی با عشق رفت و آمد کرد به آن آرامش درونی میرسد.
اینکه یک رهجو که تازهوارد است آن رهجو در تاریکی هست و نمیتواند مثل آن راهنمایی که چهار ساله آمده و خدمت کرده باشد؛ یعنی نمیتواند به آن آرامش درونی برسد. به نظر من عدل؛ یعنی در قبال آن عشقی که خدمتی انجام میدهی میتواند عدالت برقرار شود و به آرامش درونی برسد. امیدوارم که من آوا و شما دوستان که در شعبه هستید به آن آرامش درونی و عدل برسید آمین.

مرزبانان کشیک: همسفر صدیقه و مسافر مسلم
تایپیست: همسفر لیدا رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون سوم)
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر صدیقه
همسفران نمایندگی نیمایوشیج
- تعداد بازدید از این مطلب :
89