English Version
This Site Is Available In English

لژیون سردار، جایگاه برکت و بخشش است

لژیون سردار، جایگاه برکت و بخشش است

یازدهمین جلسه از دوره نهم جلسات لژیون سردار مسافران نمایندگی شیخ بهایی، با دستور جلسه «عدالت، آیا همه افراد در کنگره۶۰ با هم برابرند؟» با نگهبانی پهلوان مسافر مهدی، دبیری مسافر مسعود، خزانه‌دار مسافر محمد و استادی پهلوان مسافر مجید روز یکشنبه تاریخ ۱۸ مرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۳۰ شروع به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، مجید هستم یک مسافر.

خداوند را شاکرم و سپاسگزارم که بار دیگر فرصت داد تا بتوانم خدمت کنم و از مشارکت‌های شما عزیزان آموزش بگیرم. امیدوارم تعطیلات تابستانی به تمام عزیزان خوش گذشته باشد و توانسته باشید از این ایام استفاده‌های خوبی بکنید؛ همچنین جا دارد از ایجنت، گروه مرزبانی، نگهبان، دبیر و خزانه‌دار لژیون سردار تشکر ویژه داشته باشم که به بنده اجازه دادند در این جایگاه قرار بگیرم.

دستور جلسه امروز: «عدالت، آیا همه افراد در کنگره۶۰ با هم برابرند؟» است. آقای مهندس حسین دژاکام بسیار زیبا در این خصوص می‌فرمایند: «عدالت به معنای برابری است، یعنی افراد با یکدیگر فرقی ندارند؛ اما در جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ به این طریق نیست و عدالت وجود دارد، ولی در موارد مختلف متفاوت است». به عنوان مثال در زمان رأی‌گیری، فردی که راهنماست با فردی که تازه‌وارد است یا ده روز است سفرش را آغاز کرده، هیچ تفاوتی در رأی دادن ندارند؛ ولی در جایگاه‌های خدمتی فرق می‌کند. به این طریق که فردی که در کنگره۶۰ خدمت می‌کند با فردی که خدمت نمی‌کند، جایگاهشان متفاوت است. فردی که راهنما است، عین عدالت است؛ زیرا از ابتدا خدمت کرده و در ادامه زحمت کشیده و تلاش کرده است تا به جایگاه راهنمایی رسیده است؛ در مقابل، فردی که هیچ تلاشی نمی‌کند و زحمت نمی‌کشد، هیچ‌گاه به این جایگاه نمی‌رسد.

آقای مهندس می‌فرمایند: «افرادی که خدمتگزار هستند، احترامشان از افرادی که هیچ حرکتی انجام نمی‌دهند بسیار بیشتر است؛ زیرا این افراد در جایگاه‌های پایین‌تری قرار می‌گیرند و هر فردی در هر جایگاهی قرار می‌گیرد، عین عدالت است». همچنین می‌فرمایند: «اشخاصی که به انسان‌ها خدمت می‌کنند، نزد خداوند بسیار عزیز هستند». در کنگره۶۰، در مورد خدمت و عدالت صحبت‌های زیادی می‌توان کرد. آقای مهندس فرمودند: «چندین سال پیش که ما در "N.G.O"های دیگر بودیم، آنجا می‌گفتند که همه با هم برابرند و همه معتاد هستند و فرقی بینشان نیست؛ ولی در کنگره۶۰ این‌طور نیست و همه با هم برابر نیستند». آن کسانی که واقعاً در حال خدمت کردن هستند، جایگاه بالاتری دارند و این نشان می‌دهد که شخصی که در کنگره۶۰ خدمت می‌کند، جایگاه بالاتری دارد. این چیزی نیست جز آموزش‌های آقای مهندس که دست‌به‌دست به ما رسیده و اجرایی شده است.

بعضی از ما در کنگره۶۰ خدمت می‌کنیم و بعضی‌ها خیانت می‌کنند؛ آیا هر دو این‌ها با هم برابرند؟ مسلم است آن کسی که خدمت می‌کند، جایگاه بسیار بالاتری دارد. آن که خیانت می‌کند، به مرور زمان از گردونه خارج می‌شود و نمی‌تواند در کنگره۶۰ بماند؛ جایگاه خودش را خودش مشخص می‌کند و در کنگره۶۰ اگر در مسیر مستقیم باشد، جایگاه برایش باز خواهد شد و پله‌های بعدی برایش آماده است که پله‌به‌پله به جایگاه بالاتر می‌رسند و می‌توانند از آن جایگاه استفاده کنند. لژیون سردارباعثماندگاریمندرکنگره‌۶۰شد؛ زیرا اگر لژیون سردار نبود، فکر نمی‌کردم که بتوانم دوام بیاورم. من وقتی در سفر اول بودم و می‌خواستم اعلام سرداری کنم، بسیار ترس داشتم و به مسافر آریا گفتم و به من کمک کرد تا توانستم اعلام سرداری کنم. خدا را شکر می‌کنم که توانستم در آن لحظه وارد لژیون سردار شوم؛ از طرفی هم افسوس می‌خورم که چقدر دیر به آن نقطه بخشش رسیدم.

مسافر سینا به من گفت: در لژیون سردار بودن و سردار شدن،‌ دنور شدن، پهلوان شدن یا نشانی در بی‌نشانی، یک سفر جداگانه است. من وقتی دنور شدم، زندگی‌ام برکت گرفت و حس و حال خوبی را تجربه کردم؛ هر وقت مسافر مجید را می‌دیدم دوست داشتم من هم مانند ایشان باشم؛ حرکت کردم و در جهت خواسته‌ام تلاش کردم و بلاخره اعلام پهلوانی کردم. اول حس و حال من ترس بود؛ ولی وقتی از این ترس عبور کردم، دیدم قسمت سخت جایگاه پهلوانی، همان دست بالا گرفتن و اعلام کردن آن است. اصلاً خودت متوجه نمی‌شوی که این همه پول از کجا جور شد و از کجا پرداخت شد. کسانی که دوست دارند پهلوان بشوند شاید یک مقدار ترس در وجودشان است؛ اما دست که بلند کنند، نود درصد مسیر را رفته‌اند. من دست که بلند کردم، از آن‌جایی که پول نداشتم گفتم: خدایا از کجا بیاورم؟ در حضور دیدبان محترم، آقای صدیقی گفتم: من دو دستگاه ماشین دارم، اگر نشد نهایتاً یکی از ماشین‌ها را می‌فروشم و پرداخت می‌کنم؛ ولی خدا را شکر آن‌طور نشد و پول جور شد، خیلی راحت‌تر از آن چیزی که فکر می‌کردم. پهلوانی جایگاهی دارد که تا وارد آن نشوید نمی‌توانید آن را درک کنید. ماشین را نفروختم، پول جور شد و پرداخت کردم.

چند وقت پیش یکی از دیده‌بان‌ها گفت: آن‌هایی که پهلوان هستند، همیشه یک پهلوانی ته جیبشان است. هر موقع پشیمان شدند، می‌توانند بروند و پول خود را از آقای مهندس پس بگیرند. این حس و حال خوبی دارد. افرادی که شال پهلوانی دارند، گویی یک هاله از آن‌ها همیشه مواظبت می‌کند. من واقعاً این را با پوست و استخوانم حس می‌کنم که یک نفر نگه‌دار من است؛ یک نفر در مشکلات کمک من می‌کند. من آدمی بودم که صبح تا شب کار می‌کردم؛ اما اکنون که به رهایی رسیده‌ام، متوجه شدم که باید هم برای خودم و هم خانواده وقت بگذارم. برکت هست، همیشه برکت هست. هرچه هم خرج کنی، برکتش هست. آن‌هایی که پهلوان‌اند، برکت زندگی را می‌دانند و این چیزی نیست جز حس انسان‌دوستانه و در مسیر درست حرکت کردن.

قبل از ما افرادی آمده‌اند و در لژیون سردار خدمت کرده‌اند و کمک کرده‌اند که این شعبه برقرار شده است و خدمتگزارها زحمت کشیده‌اند که این ساختمان ساخته شده است. بچه‌های لژیون سردار کمک کرده‌اند، دیده‌بان‌ها، راهنماها، همه خدمتگزارها کمک کرده‌اند که یک شعبه برپا شود. تنها جایی هم که بچه‌ها ضرر نمی‌کنید، لژیون سردار است؛ شاید جاهای دیگر کلاه سرتان برود، من خودم شخصاً خانه و زمین خریده‌ام یا فروخته‌ام؛ هیچ جایی جز لژیون سردار سود افزون نیست و جایی که بهترین سود را به شما می‌دهد، لژیون سردار است. 

 

تایپ: مسافر احمدرضا(لژیون۱۲)، مسافر جلال(لژیون۱۴)، مسافر سینا(لژیون۵)، مسافر حامد(لژیون۵)، مسافر مهدی(لژیون۲۵)

ویراستار: مسافر حسین(لژیون۲۳)، مسافر سعید(لژیون۱۴)، مسافر مهدی(لژیون۱۶)

مرزبان خبری: مسافر حجت

تهیه و ارسال: مسافر رضا

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .