پنجمین جلسه از دوره ششم لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی گیلان به استادی راهنما همسفر فاطیما، نگهبانی همسفر صفورا، دبیری همسفر فرشته و خزانهداری همسفر معصومه با دستور جلسه «عدالت، آیا در کنگره همه افراد در کنگره۶۰ با هم برابرند؟» در روز دوشنبه 19 مردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ در نمایندگی گیلان آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:
وجود عشقی که بین اعضای کنگره جریان دارد، نعمتی است که باید برای آن روزی هزاران بار خداوند را شکر کرد باور دارم جنس این عشق را در هیچ کجا و در هیچ پیوند دیگری نمیتوان یافت. دستور جلسه «عدالت؛ آیا همه افراد در کنگره ۶۰ با هم برابرند؟» از دو بخش تشکیل شده است. اگر بخواهم درباره عدالت از تجربه شخصی خودم صحبت کنم، باید بگویم قبل از ورود به کنگره، عدالت را مساوات و برابری میدانستم. تصورم این بود که اگر پولی وجود دارد، باید برای همه باشد و اگر حال خوبی وجود دارد، باید سهم همه باشد. نمیتوانستم بپذیرم که چیزی غیر از این باشد و هر تفاوتی را ناعدالتی میدانستم؛ اما وقتی در مسیر آموزشهای کنگره قرار گرفتم و به حرکت خود ادامه دادم، نگاه من کاملاً تغییر کرد. به زبان ساده، عدالت برای من به این معنا رسید که انسان در هر جایگاهی که در زندگی، چه در کنگره و چه خارج از آن قرار دارد، بر اساس میزان تلاش، کوشش و عملکرد خودش، در همان جایگاه قرار گرفته است و این عین عدالت است و این مفهوم در قرآن نیز آمده است که انسان چیزی جز حاصل سعی و تلاش خود نیست؛ البته اعضای لژیون من میدانند که من به همین سادگی با این موضوع کنار نیامدم.
زمانیکه با شال سبز خدمت میکردم، با این دیدگاه زاویه داشتم و نمیتوانستم آن را بپذیرم؛ اما بارها در کنگره شنیدهایم که یا از آموزگار میآموزی یا از روزگار، من نیمی از این موضوع را از آموزگار و نیم دیگر را از روزگار آموختم. واقعاً جنگ شیرینی بود؛ زیرا از زمانیکه به این باور رسیدم که جایگاه هر انسان، نتیجه عملکرد خودش و عین عدالت است، بازی زندگی برای من تغییر کرد. با زندگی بسیار راحتتر سازگار شدم و امروز میتوانم از لحظهلحظه زندگی، حتی با وجود تمام چالشهایش، لذت ببرم. گویی زمانیکه معنای واقعی عدالت را درک میکنیم، چشم انسان به روی بسیاری از حقایق باز میشود. در مورد بخش دوم دستور جلسه، «آیا افراد در کنگره با هم برابرند؟»، ظاهر سؤال به گونهای است که چون همه در یک مسیر قرار داریم، پس باید همه با هم برابر باشیم. برای این موضوع مثالی میزنم. تصور کنید پنج نفر در مسیر زندگی شما قرار میگیرند و شما به هر پنج نفر یک لیوان آب میدهید. در ظاهر، برابری اتفاق افتاده است؛ اما آیا این کار همیشه عادلانه است؟ خیر. شاید یکی از آن پنج نفر قبل از آن آب نوشیده باشد و تشنه نباشد، در حالیکه نفر دیگری بهشدت به آب نیاز داشته باشد؛ بنابراین برابری همیشه به معنای عدالت نیست.
به زبان ساده، عدالت یعنی هر شخص به اندازه نیاز، شایستگی و جایگاهش، آن چیزی را دریافت کند که برای او مناسب است. در بدو ورود به کنگره60، همه ما تقریباً در شرایط یکسانی قرار داشتیم. چه کسانیکه شال دارند و در جایگاههای خدمتی هستند و چه کسانیکه تازه وارد هستند، در ابتدا یک صندلی، یک راهنما و حتی یک نوع چای دریافت میکنند و تفاوتی میان افراد وجود ندارد؛ اما در ادامه مسیر، زمانیکه هرکدام از ما شروع به حرکت کردیم، تفاوتها شکل گرفت و این تفاوتها باید هم وجود داشته باشند؛ زیرا اگر غیر از این باشد، عدالت معنایی نخواهد داشت. چهچیزی این تفاوت را ایجاد میکند؟ بر اساس عملکرد رهجو. کسانیکه در جایگاه راهنمایی هستند و با رهجوهای خود کار میکنند، این موضوع را بهخوبی لمس میکنند. رهجویی که پس از ورود به کنگره بدقلقی میکند، سیدی نمینویسد، یک جلسه میآید و دو جلسه بهانه میآورد و نمیآید، دائماً سؤال «چرا» در ذهنش وجود دارد و حاضر نیست فرمانبرداری و آموزش را بپذیرد، طبیعتاً با رهجویی که منظم در جلسات حاضر میشود، حرمتها را رعایت میکند، قوانین را زیر پا نمیگذارد و به راهنما، مرزبان، ایجنت و پیشکسوتانی که خدمت میکنند احترام میگذارد و دنبال چرا نیست یکسان نیست، قطعاً بین این دو نفر تفاوت وجود دارد اگر غیر از این باشد عدالت در کنگره معنا پیدا نمیکند.
به اعتقاد من کسانیکه در کنگره هستند و خدمت میکنند و جایگاه خدمتی دارند دقیقا بر اساس نظم و چینشی است که در کنگره وجود دارد و بر اساس عدالت است. برای مثال در نظر بگیرید پنج نفر به سمت قلهای میروند شما به هر کدام از آنها یک جفت کفش سایز ۳۹ میدهید؛ آیا به نظرشما این عادلانه است؟ خیر؛ زیرا شاید سایز کفش یک نفر ۳۶، یک نفر ۳۸ باشد. در ظاهر داریم برابری را اجرا میکنیم؛ اما در عمل هیچ کمکی نمیکنیم تا آنها به مقصد برسند. بنابراین، من به جای اینکه ذهنم را درگیر این موضوع کنم که چرا یک نفر بیشتر مورد توجه قرار گرفته، چرا به او جایگاه خدمتی بیشتری دادهاند و چرا به من کمتر خدمت رسیده است، بهتر است روی خودم کار کنم و منصفانه از خودم بپرسم: من چقدر حرکت کردهام؟ چقدر غیبت داشتهام؟ چقدر خالصانه قدم برداشتهام؟ نه فقط برای کنگره، بلکه برای پاکسازی درون خودم چقدر زمان گذاشتهام؟ برای ارتقای نفس خودم چقدر تلاش کردهام؟ یعنی باید ببینم هم در صور آشکار و هم در صور پنهان چقدر حرکت کردهام. درباره عدالت میتوان ساعتها صحبت کرد؛ اما زمان جلسه اجازه نمیدهد.
اگر بخواهم موضوع عدالت را به جلسه لژیون سردار ارتباط بدهم، میتوانم بگویم که ما در کنگره، عدالت و بخشش مالی را بهصورت عملی تمرین میکنیم. کنگره تنها NGO ای است که در آن هیچ اجباری برای پرداخت وجود ندارد و کسی از ما چک نمیگیرد که فلان مبلغ را در فلان تاریخ پرداخت کنیم. این یکی از مزیتهای کنگره و این سیستم است و برای من بسیار جالب است که آموزشها و آگاهیهایی که در کنگره فراگرفتهایم، ما را از سطح اجبار به سطح اخلاق و عدالت رسانده است. شاید خیلی به این موضوع توجه نکرده باشیم؛ اما این اتفاق واقعاً در درون ما شکل گرفته است. کنگره این آزادی را به هر شخص میدهد که بر اساس توانایی، عملکرد و عدالت درونی خودش بخشش داشته باشد. هرکس به اندازه توان مالی خود میتواند در این مسیر بخشش کند و در کنار آن، از نظر ارتقای صور پنهان خود نیز میتواند رشد کند و از لذت بخشش بهرهمند شود. زیبایی موضوع اینجاست که در کنگره، ارزش بخشش افراد صرفاً با مبلغی که میبخشند سنجیده نمیشود. چه شخصی که از نظر مالی در شرایط خوبی قرار دارد و چه شخصی که توان مالی کمتری دارد، هرکدام میتوانند به اندازه توان و ظرف خود قدم بردارند و از نظر عدالت ارزش آنها در یک سطح است. من معتقدم هرکس که از درون خودش و ظرفیت خود آگاه باشد، قطعا وفای به عهد خود را به انجام برساند.
.jpg)
تایپیست: همسفر ژاله رهجوی راهنما همسفرشبنم (لژیون چهارم)
ویرایش: همسفر ثریا رهجوی راهنما همسفر منیژه (لژیون دوم)
ارسال: همسفر نجوا رهجوی راهنما همسفر هانیه (لژیون سوم)
همسفران نمایندگی گیلان
- تعداد بازدید از این مطلب :
125