جلسه اول از دوره پنجاهم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره 60 نمایندگی کوروش آذرپور به استادی راهنمای محترم مسافر شاهرخ، نگهبانی مسافر حمید و دبیری مسافر اکبر با دستور جلسه "عدالت،آیا همه افراد در کنگره 60 با هم برابرند؟" دوشنبه 19 مرداد ماه 1405 ساعت 17 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان شاهرخ هستم یک مسافر،خدا را شکر میکنم که در این جایگاه قرار گرفتم تا خدمت کنم و از شما دوستان آموزش بگیرم. امیدوارم جلسه خوبی در کنار هم داشته باشیم،درباره موضوع «عدالت» صحبت شد و جمله زیبایی گفته شد که زکات علم و خدمت، با خدمت کردن پرداخت میشود. من این موضوع را در سفر اول خودم تجربه کردم. با وجود اینکه از صبح زود تا بعدازظهر سر کار بودم، تلاش میکردم نشریات را گوش کنم، کتاب بخوانم و برای امتحانها آماده شوم. حتی گاهی یک کتاب را دو یا سه بار میخواندم و امتحانهای قبلی را مرور میکردم. از همان ابتدا علاقه زیادی به خدمت داشتم و تصویر این جایگاه را در ذهنم ساخته بودم.
به نظر من عدالت یعنی انسان باید تلاش کند و از سختیها عبور کند؛ چون آدم در سختیها پخته میشود و در راحتی چیز زیادی به دست نمیآورد. در هر جایگاهی که هستیم، چه در زندگی شخصی و چه اجتماعی، باید سختیها را بپذیریم و قدمبهقدم جلو برویم،خیلی وقتها انسانها میدانند چه چیزی برایشان خوب نیست، اما باز هم انجامش میدهند؛ میدانند سیگار ضرر دارد، پرخوری خوب نیست یا دیر خوابیدن آسیب دارد، اما باز ادامه میدهند. اینجا یاد گرفتیم که با حرکت کردن میتوانیم به خواستههایمان برسیم. ما نباید آب راکد باشیم؛ باید مثل رودخانه جاری شویم و با تلاش به اقیانوس خواستههایمان برسیم. هرچه تلاش کنیم، پاداش آن را هم دریافت خواهیم کرد.
برای خود من، حضور بهموقع، نوشتن سیدیها، گوش دادن و مرور مطالب، همه بخشی از همین تلاش است. اوایل شاید یک سیدی را گوش میکردم و بلافاصله دربارهاش صحبت میکردم، اما با گذشت زمان یاد گرفتم هنگام گوش دادن، نکتهها را بنویسم و عمیقتر به مطالب توجه کنم. همین نوشتن و تفکر کردن، حس و برداشت دیگری به انسان میدهد.
همه ما وقتی وارد این مکان میشویم، از امکانات یکسانی برخورداریم؛ صندلی برای همه یکی است و آموزشها در اختیار همه قرار دارد. اما اینکه چه کسی در طول زمان به جایگاههای بالاتر میرسد، به میزان تلاش، خواسته و ظرفیتی که در خودش ایجاد کرده بستگی دارد. تقدیر و فرمان الهی جای خودش را دارد، اما عمل و تلاش ما هم در سرنوشت و جایگاه ما بیتأثیر نیست.

خود من هم در مسیر امتحانها چند بار شکست خوردم، اما نایستادم و در نهایت، بار چهارم قبول شدم. اگر رودخانه باشیم و حرکت کنیم، بالاخره به دریا میرسیم. عدالت این نیست که من هیچ کاری نکنم و انتظار داشته باشم دیگران به من احترام بگذارند یا اتفاق خاصی برایم بیفتد. باید خودم حرکت کنم، آموزش بگیرم و در این مسیر نقش یک بازیگر را داشته باشم، نه تماشاگر.
ما از زندگی و کار و خانوادهمان وقت میگذاریم و به اینجا میآییم تا چیزی یاد بگیریم و آگاهیمان رشد کند. زمانی در ناآگاهی زندگی میکردیم، اما امروز وارد مرحلهای شدهایم که باید در آگاهی حرکت کنیم،در نهایت، عدالت برای همه جاری است؛ اما بهرهای که هرکس از آن میبرد، به حرکت، تلاش، آموزش و ظرفیت خودش بستگی دارد. ما باید مثل رودخانه جاری باشیم و در این مکان مقدس، با آموزش و خدمت، قدمبهقدم به خواستههای خودمان نزدیک شویم.
مرزبان کشیک: مسافر فرهاد
تنظیم و ویراستار: مسافر اسماعیل از لژیون سوم
تایپ: مسافر سعید از لژیون یازدهم
مسافران نمایندگی کوروش آذرپور
- تعداد بازدید از این مطلب :
106