English Version
This Site Is Available In English

عدالت در زندگی

عدالت در زندگی

عدالت آن‌قدرها هم چیز عجیب و دوری نیست، از همین خانه‌ی خودمان شروع می‌شود، از همین رفتارهای کوچکی که هر روز با هم داریم. خیلی وقت‌ها فکر می‌کنیم عدالت؛ یعنی قانون و دادگاه و این حرف‌ها، ولی راستش بیشتر از هر جا عدالت؛ باید در دل و رفتار خودمان باشد. عدالت در خانه؛ یعنی هرکسی را همان‌طوری که هست ببینیم و بپذیریم، نه اینکه بخواهیم همه را شبیه خودمان کنیم؛ یعنی بچه‌هایمان را از روی حال و حوصله قضاوت نکنیم یا همسرمان را زیر فشار خواسته‌هایمان قرار ندهیم. خانه جایی است که یاد می‌گیریم انصاف یعنی چه، جایی که (من)کم‌کم تبدیل به (ما) می‌شود و هرکسی می‌تواند راحت حرفش را بدون ترس از دعوا یا نادیده گرفته شدن بزند.از نگاه مهندس دژاکام، عدالت چیزی بیرونی و شعاری نیست و بیشتر یک حال درونی است. اول؛ باید در خود به تعادل برسیم تا بتوانیم عادل باشیم. وقتی حال درون انسان به‌هم ریخته باشد، طبیعی است که در رفتارهایش هم بی‌عدالتی دیده شود.

از این منظر، عدالت وقتی شکل می‌گیرد که هر چیزی سر جای خودش قرار گیرد، چه در وجود خودمان و چه در رابطه با دیگران. وقتی در خانه یاد بگیریم درست و منصفانه رفتار کنیم، این اخلاق کم‌کم گسترده‌تر می‌شود و در جامعه نیز خودش را نشان می‌دهد. در آن صورت، عدالت در جامعه فقط یک شعار نیست و به رفتار واقعی با آدم‌هایی که حتی نمی‌شناسیمشان تبدیل می‌شود.  اگر در جایی بی‌عدالتی زیاد باشد، ممکن است ریشه‌ی آن از همان خانه‌ها شروع شده باشد، از جاهایی که حق آدم‌ها نادیده گرفته شده یا کسی یاد نگرفته است منصف باشد. عدالت این نیست که همه دقیقاً مثل هم باشند؛ بلکه این است که هرکسی به اندازه‌ی نیاز و توانش سهم بگیرد، بدون اینکه به خاطر پول یا جایگاهش کوچک شمرده شود. بیایید از خودمان شروع کنیم، کمی مهربان‌تر و منصف‌تر باشیم. شاید همین قدم‌های کوچک باعث شود روزی در جامعه‌ای زندگی کنیم که کسی از روی نیاز دست خالی نماند و دل کسی از بی‌عدالتی نشکند.

تجربه‌ای که خودم در کنگره۶۰ داشتم، خیلی دید مرا نسبت به عدالت تغییر داد. یادم است اوایل که تازه وارد کنگره شده بودم، همیشه حس می‌کردم بعضی‌ها بیشتر دیده می‌شوند یا شرایط بهتری دارند؛ ولی کم‌کم فهمیدم هرکسی به اندازه‌ی توانش و مسئولیت‌پذیری‌اش به سمت جلو حرکت می‌کند. در کنگره هیچ‌کس بی‌جهت بالا نمی‌رود یا به عقب برنمی‌گردد، هرچه هست، نتیجه‌ی عملکرد خود آدم است. برایم خیلی جالب بود که حتی راهنماها هم با وجود مهربانی‌شان، کاملاً عادلانه برخورد می‌کنند و اجازه نمی‌دهند کسی از مسیر درست خارج شود. من یاد گرفتم عدالت یعنی حتی اگر به ضررت هم باشد، واقعیت را بپذیری و مسئولیتش را قبول کنی. بارها شده بود که فکر می‌کردم حق با من است؛ ولی وقتی دقیق‌تر نگاه می‌کردم، می‌فهمیدم نه، من؛ باید بیشتر تلاش کنم. این باعث شد کم‌کم از نقش قربانی بودن خارج شوم و بفهمم هر چیزی که در زندگی‌ام اتفاق می‌افتد، بالاخره به نوعی به عملکرد خودم برمی‌گردد.

این نگاه خیلی کمکم کرد که هم نسبت به خودم و هم نسبت به دیگران منصف‌تر باشم. تجربه‌ی دیگری که برایم خیلی پررنگ بود، در برخورد با اعضای کنگره بود. آنجا دیدم که آدم‌ها با هر شرایطی که دارند، چه از نظر مالی و چه از نظر جایگاه اجتماعی، تقریباً به یک شکل دیده می‌شوند. کسی به خاطر پولدار بودنش بیشتر احترام نمی‌بیند و کسی هم به خاطر گذشته‌اش تحقیر نمی‌شود. این برایم درس بزرگی بود و فهمیدم عدالت فقط یک حرف نیست؛ بلکه نوعی رفتار روزمره است. مثلاً وقتی در لژیون نوبت به مشارکت می‌رسد، همه به یک اندازه فرصت دارند حرف بزنند و کسی وسط صحبت دیگری نمی‌پرد، یا وقتی کاری وجود دارد، مسئولیت‌ها تقسیم می‌شود و هرکسی؛ باید سهم خودش را انجام دهد. این چیزها شاید ساده به نظر برسد، ولی واقعاً تأثیرشان عمیق است. من از کنگره آموختم که اگر کسی جایگاه خود را درست بشناسد و حق دیگران را رعایت کند، خیلی از مشکلات خودبه‌خود حل می‌شود. این تجربه باعث شد بفهمم عدالت چیزی دور از دسترس نیست، از همین کارهای کوچک شروع می‌شود و کم‌کم می‌تواند کل زندگی را تغییر دهد. در پایان، خیلی ساده می‌توان گفت حال خوب، آرامش و حتی عشق، همه می‌توانند از دل عدالت و انصاف به وجود بیایند. اگر عدالت نباشد، نه خانه آرام است و نه جامعه، پس بهتر است قبل از هر چیز، حواسمان به انصاف و عدالت در رفتار خودمان باشد.

نویسنده: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون ششم)
رابط خبری: همسفر مینا رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازه‌واردین همسفر معصومه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی شمس

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .