همسفر فریبا( لژیون ششم):
گاهی در مسیر زندگی ،انسان در تاریکیهایی گم میشود؛ که بیرون آمدن از آنها غیرممکن به نظرمیرسد و اعتیاد و بندهای پنهان آن ازهمان تاریکیهای عمیق است؛ که نه تنها جسم بلکه روح و جهان بینی انسان را در خود فرو میبرند؛ اما در اوج نا امیدی، نقطهایی از نور، درخشان میشود، نقطهایی به نام کنگره۶۰؛ که پیامآور امید و حیات دوباره است.
کنگره۶۰، برای من فقط یک مکان، یا یک جمعیت رهایی نیست؛ بلکه مکتبی است برای یادگیری دوباره زیستن، جایی که با روشDST و داروی OT جسم خسته و آسیب دیده قدم به قدم به تعادل باز میگردد؛ اما معجزه اصلی کنگره۶۰، در صورپنهان انسان رخ میدهد، جهانبینی و آموزشهای سیدیها، انسان را از ناامیدی و ترس به سمت منبع نور و دانایی هدایت میکنند. در این ساختار مقدس، انسانها براساس عشق و حس همدردی دست یکدیگر را میگیرند راهنمایانی که خود از تاریکی گذشته اند، بدون هیچ چشم داشتی چراغ راه مسافران خسته میشوند، یادمیگیریم که برای بازسازی خود باید صبر داشت تزکیه کرد و صورت مسله زندگی را به درستی شناخت. درکنگره۶۰، می آموزیم که دردها پایان راه نیستند، بلکه کلیدی برای تکامل و ساخته شدن صورپنهان ما هستند. در نهایت کنگره ۶۰، به ما ثابت میکند؛ که هیچ بن بستی وجود ندارد چرا که《پایان هرنقطه سرآغاز خط دیگری است.》با وارد شدن به این مسیر، از عمق تاریکی و حقارت اعتیاد بیرون میآید و به مقام والای انسانی، خود باز میگردد. کنگره۶۰، سرزمینی است از جنس محبت، احیاء و روشنایی؛که دوباره متولد شدن را به انسان هدیه میدهد.
همسفر ملیحه (لژیون دوم) :
یک سال از آمدن من به کنگره میگذرد، در این یک سال واقعا فهمیدم زندگی کردن یعنی چه و چه اشتباهاتی در زندگی داشتهام. در تعطیلات سال قبلِ کنگره شروع به خواندن کتاب شصت درجه کردم و هر روز تعطیلات را با خواندن این کتاب سپری کردم و انگار زمانی که تجربیات آقای مهندس را در کتاب میخواندم من هم در آنجا بودم در لحظه لحظه؛ حتی بعضی وقتها ناخودآگاه با خواندن مطالب گریه میکردم. بعد از خودم تعجب میکردم؛ که با خواندن کتاب گریه میکردم. آن زمان اطلاعات زیادی از دانش کنگره نداشتم. رفته رفته با نوشتن وادیها یکی پس از دیگری انگار فردی بسیار تشنه بودم و هر وادی یک جور من را سیر آب میکرد. بعد از گذشت یک سال، امسال در تعطیلات کنگره به گذشته فکر میکنم و هر روز برای بودن در کنگره شکرگزار خداوند هستم؛ و دوباره امسال در تعطیلات شروع به خواندن کتاب شصت درجه کردم. هر بار که میخوانم برای من یک تازگی دیگری دارد روحم تازه میشود. حسم خوب میشود و دوباره یادآور میشود؛ که کجا بودم الان کجا هستم و هدف بزرگم چه هست.
رابط خبری لژیون سردار: همسفر سپیده رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون دوم)
ویراستار: همسفر هما رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون دوم) دبیر دوم سایت
ارسال: همسفر فاطمه رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون دوم) نگهبان سایت
لژیون خدمتگزار: لژیون سردار
همسفران نمایندگی گرگان
- تعداد بازدید از این مطلب :
31